معنای دیوانگی: نیل برتون،با ترجمه روان : سهرورد زرشکیان

یکی از کتاب‌هایی که در یک ماه اخیر مطالعه نمودم و در آن اسکیزوفرنی را تعریف علمی و معناشناسی کرده بود، کتاب معنای دیوانگی اثر نیل برتون با ترجمه روان و جالب سهرورد زرشکیان بوده است. تفاوتی که در این کتاب نسبت به سایر کتاب‌های دیگر به چشم می‌خورد، نگاه روانپزشکانه همراه با آمارهاو ارقام افراد مبتلا به روان پریشی است. آیا دیگران چنین نگاهی به این موضوع نداشته اند؟ پاسخ واضح است، از ویکی پدیا گرفته تا مجموعه مقالاتی که در نشریات چاپ شده‌اند و یا تلخیص کتاب‌هایی که در فضای مجازی در اختیار خوانندگان قرار گرفته است، تا هوش‌های مصنوعی مانند چت جی پی تی، دیپسیگ و گوگل جمنی، تا سایر نسخه‌های فیزیکی، راهگشا بوده‌اند اما کتابی که این چنین دقیق ساده و روان ترجمه شده باشد، من اولین باری بود که به این سادگی با نگاه آمار و ارقام روبرو شده بودم. چاپ چهارم آن توسط انتشارات معاصر صورت گرفته است، در این کتاب خواننده با اصطلاحات دقیق روان پریشی، روبرو شده، بخش‌های آسیب دیده مغز برای خواننده و یا هر پژوهشگر و پزشکی شخص می‌گردد، نیز فرضیه های یاری دهنده:فرضیه دوپامین در اسکیزوفرنی که براساس آن علائم مثبت ناشی از افزایش دوپامین در مسیر مزولیمبیک ،و علائم منفی ناشی از کاهش دوپامین در مسیر مزوکورتیکال است ، دو مسیر دوپامینی دیگر عبارت اند از مسیر نیگروستریاتال، که در بیماری پارکینسون نقش دارد و مسیر تیوبرو اینفاندیبولار (از متن کتاب). بخش‌های آموزنده بسیاری در این کتاب به چشم می‌خورد. مثلن:" شاید عجیب به نظر برسد که مرگ و میر در افراد مبتلا به اختلال اسکیزوفرنی،ابتلا به بیماری‌های قلبی عروقی است؛ اضافه وزن یکی از اثرات نامطلوب داروهای ضد روان پریشی است. سایر علل مهم مرگ شامل: تصادفات، مصرف بیش از حد دارو یا مواد مخدر و خودکشی است.نرخ خودکشی در مبتلایان حدود ۵ درصد و نرخ اقدام به خودکشی و خودزنی به مراتب بیشتر است. مدت ها این باور مطرح بود که بیماریهای همراه با تب نظیر مالاریا، علائم روان پریشی را کاهش میدهند؛ از این رو در اوایل قرن بیستم «تب درمانی» به یک درمان رایج برای اسکیزوفرنی بدل شد روان پزشکان تلاش میکردند در بیماران خود تب ایجاد کنند و در این راستا حتی گاهی به آنها گوگرد یا روغن تزریق میکردند. درمان های دیگر شامل خواب درمانی ،گازدرمانی، الکتروشوک درمانی و لوکوتومی بخش قدامی مغز (لوبوتومی) بود که در آن بخشی از مغز را که مسئول پردازش احساسات است با جراحی جدا می.کردند. متأسفانه بسیاری از این درمانها بیش از اینکه با هدف درمان بیماری یا کاهش درد و رنج انجام شود برای کنترل رفتارهای آشفته فرد صورت میگرفت در برخی کشورها نظیر آلمان دوره نازی این اعتقاد که اختلالات روانی نظیر اسکیزوفرنی به "نقص ارثی" منتهی می شود به اعمال وحشیانه عقیم سازی اجباری و نسل کشی منجر شد.اولین داروی ضدروان پریشی کلرپرومازین اولین بار در دهه ۱۹۵۰ در دسترس قرار گرفت. اگرچه تا وضعیت ایدئال فاصله زیادی بود، این تغییر مبتلایان به اسکیزوفرنی را امیدوار کرد. (برتون،۱۳۹۹: ۵۳). هرچند از این کتاب بگویم کم گفتم، این کتاب را برای رشته‌های روانپزشکی، روانپزشکان و رواندرمانان، مشاوران یشنهاد می‌دهم. این کتاب در این شرایط در انبوهی ی کتاب‌ها ،خواننده را دچار سردرگمی می‌سازند، غنیمتی است، که خواننده در هر مقطعی باشد پس از خواندن این کتاب، با خوشحالی باز می‌گردد.

🖋 برتون، نیل.(۱۳۹۹).معنای دیوانگی.(سهرورد زرشکیان).چاپ چهارم.تهران: انتشارات فرهنگ معاصر

با احترام به تلاش عبدالحسین نوایی در اشعار عامیانه عصر قاجار والنتین ژوکوفسکی

صفحه ۷۴ از شعر عامیانه ۶۱

بانژور موسیو من از زنان اروسم

حکیم درد می‌کنه..

یک شاخه نبات جا دادم به...

حکیم درد می‌کنه...

سطر ۱۱ . به مسجد شاه می‌رود

سیل و تماشا می‌رود(سطر ۱۲)

در پی نوشت شماره ۲ مرقوم فرمودید:

سیل: "سیر "حرکت کردن سفر کردن و به قرینه تفریح کردن چیزهای تازه دیدن.

خدمت آن دانشمند فرزانه اعلام می‌دارد که در کلیه متون و اشعار همیانه ایران در عصر قاجار و پیش از عصر قاجار تا قرن‌های ۸، سیل کردن به معنای تماشا کردن است و در معنای سیر و سیاحت به کار نمی‌رود ،در این شعر عامیانه نیز سیل و تماشا همراه هم آمده‌اند. بنابراین در معنای سیر و سیاحت و حرکت کردن به کار نمی‌رود، امید که این بنده کمینه را به بزرگواری خویش ببخشایید.

پاینده باشید

رامین یوسفی

چگونه در نیچر مقاله چاپ کنیم؟

انتشار مقاله در مجله **نیچر** (Nature) یکی از آرزوهای بزرگ پژوهشگران است، چراکه این مجله از معتبرترین و پراستنادترین نشریات علمی جهان محسوب میشود. برای چاپ مقاله در نیچر، باید مراحل دقیقی را دنبال کنید و به معیارهای سختگیرانه این مجله توجه کنید. در ادامه مراحل کلی و نکات کلیدی را توضیح میدهم:

---

### **۱. انتخاب موضوعی انقلابی و پیشگامانه**
نیچر به دنبال مقالاتی است که **تأثیر عمیق و گسترده** بر حوزه علمی خود داشته باشند. موضوع تحقیق باید:
- **نوآورانه** باشد (مثلاً حل یک مسئله حلنشده یا ارائه یک نظریه جدید).
- **پیامدهای فراتر از یک حوزه تخصصی محدود** داشته باشد (مثلاً کاربرد در علوم دیگر یا جامعه).
- **دادههای قوی و غیرقابل انکار** ارائه دهد (بهویژه در علوم تجربی).

---

### **۲. همسو کردن مقاله با اهداف نیچر**
- **حوزههای مورد علاقه نیچر**: این مجله بیشتر بر علوم طبیعی (زیستشناسی، فیزیک، شیمی، علوم زمین) و گاهی علوم میانرشتهای تمرکز دارد. پیش از ارسال، حتماً [راهنمای نویسندگان نیچر](https://www.nature.com/nature/for-authors) را مطالعه کنید.
- **مقالات رقابتی**: نیچر سالانه تنها حدود **۸٪** از مقالات ارسالی را منتشر میکند. بنابراین مقاله شما باید در مقایسه با تحقیقات روز جهان برجسته باشد.

---

### **۳. نگارش حرفهای مقاله**
- **عنوان و چکیده**: جذاب، مختصر و واضح بنویسید. عنوان باید مفهوم اصلی تحقیق را در یک خط منتقل کند.
- **ساختار استاندارد**: بخشهای Introduction, Methods, Results, Discussion (IMRaD) را رعایت کنید.
- **روایت داستانوار**: نتایج را بهگونهای توضیح دهید که اهمیت کشف شما را بهطور قانعکننده نشان دهد.
- **زبان انگلیسی بینقص**: اگر انگلیسی زبان اول شما نیست، از یک سرویس ویرایش حرفهای (مثل Edanz یا Nature Research Editing Service) استفاده کنید.

---

### **۴. فرآیند سابمیت و داوری**
۱. **پیش-سابمیت (Pre-submission inquiry)**:
میتوانید یک چکیده کوتاه (۱۵۰-۲۰۰ کلمه) و توضیحی درباره اهمیت مقاله برای سردبیر نیچر ارسال کنید. اگر سردبیر علاقهمند باشد، شما را به ارسال کامل مقاله تشویق میکند.

۲. **سابمیت رسمی**:
مقاله را از طریق سیستم آنلاین [Nature Submission System](https://mts-nature.nature.com/cgi-bin/main.plex) ارسال کنید.

۳. **داوری همتا (Peer Review)**:
- داوران متخصص مقاله را از نظر اصالت، اعتبار روشها، و اهمیت نتایج بررسی میکنند.
- احتمالاً نیاز به اصلاحات (Revisions) چندباره خواهید داشت. پاسخ دقیق و محترمانه به نظرات داوران ضروری است.

۴. **تصمیم نهایی**:
- ممکن است مقاله شما پذیرفته (Accept)، رد (Reject) یا نیاز به اصلاحات اساسی (Major Revision) داشته باشد.

---

### **۵. نکات کلیدی برای موفقیت**
- **همکاری با نویسندگان باتجربه**: اگر تازهکار هستید، با محققان شناختهشده همکاری کنید.
- **ارجاع به مقالات نیچر**: نشان دهید که تحقیقات شما مکمل یا بهبوددهنده کارهای پیشین منتشرشده در نیچر است.
- **اجتناب از سلفپلگی**: نیچر به شدت با سرقت علمی برخورد میکند. از ابزارهایی مثل iThenticate برای بررسی استفاده کنید.
- **رعایت اخلاق پژوهشی**: تضاد منافع (Conflict of Interest)، تأمین مالی و رضایت شرکتکنندگان (در مطالعات انسانی) را شفاف اعلام کنید.

---

### **۶. اگر مقاله رد شد...**
- ناامید نشوید! رد مقاله در نیچر بهمعنای بیارزش بودن تحقیق نیست.
- نظرات داوران را جدی بگیرید و مقاله را برای مجلات دیگر (مثل **Science**، **Cell** یا ژورنالهای تخصصیتر) بازنویسی کنید.

---

### **۷. منابع کمکی**
- **راهنمای نویسندگان نیچر**: [Nature Author Guidelines](https://www.nature.com/nature/for-authors)
- **وبینارهای آموزشی**: نیچر گاهی وبینارهایی درباره نحوه نگارش و سابمیت مقاله برگزار میکند.
- **مشاوره از اساتید**: از اساتید یا همکارانی که تجربه چاپ در نیچر دارند کمک بگیرید.

در انتظار گودو، فرشته مشهدی باقر

حامی‌باش hamibash

«در انتظار گودو» و واکاوی مرکز ساختاربخش

فاطمه مشهدی باقر اثر مهم «در انتظار گودو» از ساموئل بکت در زمان آفرینش، نگاه بسیاری را به خود جلب کرد. در آن زمان با توجه به عزم جریان‌های هنری به برچیدن بساط اصول و قواعد ساختار نوشتار اثر، این نمایشنامه خلق جذابی بود تا مورد توجه هرچه بیشتر جامعه‌ی جهانی قرار بگیرد. تا پیش […]

«در انتظار گودو» و واکاوی مرکز ساختاربخش

فاطمه مشهدی باقر

فرشته باقری فاطمه مشهدی باقر

اثر مهم «در انتظار گودو» از ساموئل بکت در زمان آفرینش، نگاه بسیاری را به خود جلب کرد. در آن زمان با توجه به عزم جریان‌های هنری به برچیدن بساط اصول و قواعد ساختار نوشتار اثر، این نمایشنامه خلق جذابی بود تا مورد توجه هرچه بیشتر جامعه‌ی جهانی قرار بگیرد. تا پیش از جریان تئاتر ابزورد یا پیشتاز در جهان، ساختار اثر هنری از قواعدی پیروی می‌کرد که از نقطه‌آغازِ نسخه‌ی ارسطو شروع می‌شد و در پی جریان‌های متناوب هنری، از آن پیراسته یا به آن افزوده می‌شد. در این فرازونشیب، مورد مهمی که در خلق اثر نمایشی یا تئاتری مهم بوده و همچنان هست؛ اندیشه‌ی اثر است. اندیشه از عناصر مهم ساختار اثر تئاتری در پی زایش فکر‌های مختلف بر صحنه، تماشایی می‌شد و همچنان عرصه‌ی تماشا از آنِ اندیشه است. کنون در زمانه‌ی زندگانی بکت در روزگاران جنگ‌های خانمانسوز با میلیون‌ها تن کشته و هراس و وحشت ناگسستنی از بساط زندگی بشر، چه اندیشه‌ای به ثمر می‌نشست تا بر صحنه تماشایی شود؟

از نخستین مکتب تئاتر از کلاسیسیسم یونان تا اپیک برشت آنچه باعث تغییر در چگونگی نوشتار تئاتر بود، اندیشه بود. حال ببینیم اندیشه‌ای که در یونان باستان به تنظیم پوئتیکای ارسطو منجر می‌شود و کاراکتر و شخصیت را قهرمانی با هامارتیایی برآمده از ناآگاهی می‌داند، برای رسیدن به کاتارسیس یا پالایش، چگونه می‌شود که ما با دو شخصیت با نام‌های ولادیمیر و استراگون مواجه می‌شویم که تنها کاری که از آن‌ها برمی‌آید، انتظار است؟ آنچه در دوران کلاسیسیم در ساختار ارسطویی مورد نقد واقع می‌شود این است که فکر در این ساختار، اندیشیده شده و تنها بر صحنه تماشایی می‌شود. در دوران زایش اپیک فکر در صحنه مورد چالش واقع می‌شود اما در دوران ابزود فکر و اندیشه با دقت هرچه تمام‌تر، در عرصه‌ی صحنه به قضاوت کشیده می‌شود.

ولادیمیر و استراگون اثر بکت تصمیم می‌گیرند تا برای رسیدن به خوشبختی، انتظار پیشه کنند. اما انتظار از برای چه کسی؟ آن‌ها منتظر آمدن گودو می‌مانند. تمام اثر در انتظار گودو توسط دو شخصیت ولادیمیر و استراگون می‌گذرد اما در پایان پسر بچه‌ای از گودو خبر می‌آورد.

در پی گفتگوهای کوتاه پسر و ولادیمیر درمی‌یابیم که گودو هیچ کاری نمی‌کند و دارای ریش سفید است اما برادر پسر را مجازات کرده و کتک می‌زند و آن‌ها را در کاهدان نگه می‌دارد.

بهتر است اشاره شود به جنگ‌های خانمان‌سوز جهانی اول و دوم در سال‌های ۱۹۱۴ و ۱۹۴۰ که حاصل ایدئولوژی‌ای بود که انسان به عنوان اخلاق و ارزش برای خود تعریف کرده بود؛ ساختاری که چنان خانمان‌سوز بود که سوزَش با تأویلِ «مرکزیتِ» ساختار ناگسستنی بود. در تنظیم ساختارِ ارزش‌ها در تاریخ جهان آنچه در آغاز، ساختار را نظم می‌بخشد، «مرکزی» است که حول محوریت آن، ساختار به عنوان یک سازه، تشکیل می‌شود. «مرکزِ» این ساختار چیزی نیست جز قانون، اخلاق، خدا که در پی هم به شکل مترادف ارائه‌ی معنا می‌شود. انسان در این دوره در پی احقاق ارزش‌هایی که به آن باور داشت دست به تجاوز، تعرض و کشتار سراسری زد. تعداد کشته‌شدگان جنگ جهانی دوم را بالغ بر هشتادمیلیون انسان می‌دانند که یکی از مرگبارترین درگیری‌های نظامی گزارش شده است. از این میزان کشته ۵۰ تا ۵۵میلیون‌تن مستقیماً در جنگ و ۱۹ تا ۲۸میلیون‌تن در اثر قحطی و بیماری از دست رفتند. این رقم در حالی است که جنگ جهانی اول بیش از بیست‌میلیون آمار کشته برجا گذاشت با بمباران‌های شیمیایی بر مناطق غیر نظامی. و این مهم را هم در نظر داشته باشیم که بکت مهاجری بود از ایرلند به‌واسطه‌ی نابسامانی وضعیت سیاسی سرزمین مادری‌اش.

باتوجه به دوران دردناکی که اشاره شد بهتر است اثر در انتظار گودو را اثری تمثیلی بدانیم از چگونگی زیست انسان. گونتر آندرس نیز اثر گودو را تمثیل می‌داند و با این مبنا به اثر نگاه می‌کند. در نتیجه بهتر است به عنوان اثر تمثیلی معنا را با رمزگشایی نماد‌ها و نشانه‌ها بیان کنیم. با این نگاه باید بیان کنیم گودو نشان باور خداوندگاری بشر است که کنون با دریچه‌ی نگاه بکت به ما عرضه شده است. در اصل گودو همان مرکزِ سازمان‌بخشی ساختار است؛ همان نیروی مرکز که از آن، بالاترین جایگاه افاده می‌شود؛ همان جایگاه خداوندگاری که ماحصل آن رسیدن به خوشبختی و سعادت است. گودو در اثر دیده نمی‌شود و تنها با یک پسر که نماد پیامبر یا پیام‌رسان است، روایت می‌شود. چه‌بسا گودو معادل بیان خودمانی «گاد» باشد که برای بیان اندیشه‌ی اثر، بکت آن را تدبیر کرده است. بیان خودمانی شخصیت‌ها در اثر نیز وجود دارد. استراگون، گوگو و ولادیمیر، دی‌دی نامیده می‌شوند. در جریان تئاتر پیشتاز آنچه مورد توجه است زبانی است که از جلال و جبروت و شکوه سقوط و به زبان کوی‌وبرزن و روزمرگی، نزول کرده است. زبان مطنطن نیز در وضعیتی اسفبار نمایان می‌شود؛ برای مثال بلند فکرکردن لاکی با امریه‌ی پوتزو اربابش. هیچ‌چیز در جریان تئاتر پیشتاز شگرف نیست چه‌بسا آنچه شگرف و شگفت‌انگیز بوده است در برابر نگاه جریان پیشتاز، وجهی از فلاکت را نمایان می‌کند. همانا شکوه فلاکت‌بار انسان و همچنین جلال و جبروت خداوندگارش. دور نیست اگر از نظریه‌ی شلایرماخر سود ببریم؛ نظریه‌ای که باعث پدیداری نظریه‌ای دیگر در این راستا توسط رودلف اوتو شد. شلایرماخر اندیشمند بزرگ رمانتیک آلمان پدیدار دین و معنویت را جزء جدایی‌ناپذیر ساخت روانی انسان می‌داند. از این رو رودلف اوتو پیرو همین سنت نظریه‌ی «پدیده نومن» را مطرح می‌کند. اوتو در کتاب خود «داس هایلیگه» ساخت «پدیده نومن» را بررسی می‌کند. او از «داس نومینوزه» واژه‌ی لاتینی «نومن» را وام می‌گیرد. «نومن» به زبان لاتین به معنی موجود ماورای طبیعی، جلال و شکوه خداوندی، اراده‌ی الهی، نیروی فعاله‌ی خداوندی و معنوی است. آنچه او در این نظریه به آن توجه می‌کند جنبه‌ی عاطفی دین و معنویت است. در تجزیه‌وتحلیل پدیده‌ی نومن به این نتیجه می‌رسد که نخستین واکنش انسان در برابر تجلی نومن، احساس عبودیت در برابر احساس ربوبیت حق و تجلی غیب است. اوتو این احساس عبودیت، عبد و مخلوق بودن را «میستریوم ترمندوم» یا راز هراس‌انگیز می‌داند.

در در انتظار گودو انتظار را برای آمدن گودو که باری از عبودیت را بازتاب می‌دهد، می‌بینیم. استراگون و ولادیمیر کاری نمی‌کنند و تنها منتظر ظهورند؛ آمدنی که بیشتر به ظهور می‌ماند. در این انتظار آنچه بکت در تعمد چیدمان صحنه، قید کرده است، جاده‌ی بیرون شهر است، یک درخت، و غروب که نشان غربت است. در پدیده و تجلی نومن یکی از جنبه‌های آن جنبه‌ی هراس‌انگیز است که این احساس هراس ره‌آوردی چون حیرت و غربت دارد. حیرت در احساس غربتی که این دو انسان در مکانی که تجسم یافته‌است ایجاد می‌کند.

در این راستا جنبه‌ی دیگری که مورد توجه است هیچ‌انگاری انسان و خلاصه‌شدنِ هست در وجودِ جلالیِ خداوندگاری است. در اثر بکت این هیچ‌بودن نیز به چشم می‌خورد. اما در ادامه جنبه‌ی دیگری از پدیده‌ی نومن، غضب الهی است. در ادیان، آنچه در نیروی خداوندگاری مهم و مرکز توجه است غضب است که در تمام پایگاه خداوندگاری از دیرباز وجود داشته و چه‌بسا عنصر مهم به‌چالش‌کشیدن انسان است. این بعد غضب‌آلود خداوندگار را می‌توان در جلوه‌ای از یهوه دید، غضبی که قوم بنی‌اسرائیل را درگیر می‌کند. این وجه در تمام وجوهات خداوندگاری جهان انسان وجود دارد. این غضب در اثر ساموئل بکت در پیامی که کودک به صحنه می‌آورد درک می‌شود. پسر ترس‌خورده هنگامی که به صحنه می‌آید؛

ولادیمیر: تو برای آقای گودو کار می‌کنی؟

پسر: بله آقا.

ولادیمیر: چه کار می‌کنی؟

پسر: بز می‌چرانم آقا.

ولادیمیر: رفتارش با تو خوب است؟

پسر: بله آقا.

ولادیمیر: تو را نمی‌زند؟

پسر: نه آقا؛ من را نه.

ولادیمیر: پس کی را می‌زند؟

پسر: برادرم را می‌زند آقا.

ولادیمیر: آها تو یک برادر داری.

پسر: بله آقا.

ولادیمیر: او چه کار می‌کند؟

پسر: گوسفند می‌چراند آقا.

ولادیمیر: چرا تو را کتک نمی‌زند؟

پسر: نمی‌دانم آقا.

ولادیمیر: لابد از تو خوشش می‌آید.

پسر: نمی‌دانم آقا.

ولادیمیر: به اندازه‌ی کافی بهت غذا می‌دهد؟ (پسر مردد است) خوب سیرت می‌کند؟

پسر: بله. خیلی خوب، آقا.

ولادیمیر: تو ناراضی نیستی؟ (پسر مردد است) شنیدی چی گفتم؟

پسر: بله آقا.

ولادیمیر: خب؟

پسر: نمی‌دانم آقا.

ولادیمیر: نمی‌دانی راضی هستی یا نه؟

پسر: نه آقا.

ولادیمیر: تازه شدی مثل خودم. کجا می‌خوابی؟

پسر: تو کاهدون آقا.

ولادیمیر: با برادرت؟

پسر: بله آقا.

ولادیمیر: توی کاه‌ها.

پسر: بله آقا.

آنچه در این گفتگو می‌آید رفتار قهری گودو است. گودو خشمگین است در حالی که کاری نمی‌کند. در پرده‌ی آخر کاری‌نکردن گودو توسط پسر اعلام می‌شود.

در تصویر ارائه‌شده از گودو و نشانه‌های تمثال خداوندگاری درمی‌یابیم آنچه انسان برای خود رهایی و خوشبختی می‌پندارد و برای رسیدن به آن تنها انتظار می‌کشد، چه چیزی را اعمال می‌کند.

یونگ معتقد است که حس پرستش هنگامی به وجود می‌آید که بشر طی تجربه‌ی خود به عواملی برخورده باشد که آن‌ها را یا آن‌قدر توانا یا خطرناک یافته است که توجه و دقت به آن‌ها را لازم و یا پرمعنی دیده باشد که با خضوع بپرستد و یا دوست بدارد. این نکته می‌تواند ما را رهنمون باشد به نیروی خوف که ناگزیر به خضوع و دوست‌داشتن انسان می‌شود. در این بیان تعریف اوتو نیز از ادامه پدیده نومن، احساس غضب خداوندگاری، مفهوم می‌یابد.

در داستان دو تن دیگر حضور دارند؛ پوتزو و لاکی. پوتزو ارباب لاکی که سخت او را به بردگی کشیده است به‌حدی که بندی که بر گردنش بسته، جراحت عمیقی ایجاد کرده است و هیچ خودیتی از او دیده نمی‌شود جز اطاعت صرف اوامر پوتزو. پوتزو در قامت یک ارباب و یا ولی‌نعمت اعلام می‌کند که خدا انسان را به صورت خود آفرید. در این جمله‌ی کلیدی، او معرف خدایی است که به آن باور دارد و چون او را به اسارت کشیده و بند قید و بندگی را بر گردن لاکی بسته است. در این اثر، ما اندیشه، فکر و انسان را می‌بینیم که چگونه در غربت به‌شکلی حیران و سرگردان چون خصوصیات پدیده نومن، تجلی می‌یابد و جز نیستی، آنچه را که زندگی می‌کند نیست. در اصل باید گفت ساموئل بکت با خلق این اثر برای نخستین بار «مرکز» را در ساختار مورد واکاوی قرار داد؛ مرکزی که به تشکیل ساختار منجر می‌شود، درحالی‌که هرگز مورد واکاوی قرار نگرفته است. در این اثر مرکزِ ساختار مورد واکاوی قرار می‌گیرد؛ مرکزی که در ساختارِ باور و ایدئولوژی انسان وخامتی چون کشتار و قتل و غارت و تجاوز را به عرصه‌ی زیست انسان آورد. بکت در زمانی پیش از نظریه‌ی واکاوی مرکز یا «فالوگوسنتریسم» ژاک دریدا این مهم را بیان می‌کند. «فالوگوسنتریسم» دریدا هنگامی ادا می‌شود که درمی‌یابند اندیشه‌ای که در پی تنظیم ساختار است از جمله ساختار اثر ادبی‌وهنری با وجود «مرکز»ی چون قانون و خدا انسجام می‌یابد که هرگز خود این مرکز مورد چالش واقع نشده است. در پی واکاوی «مرکز» دریدا اعلام می‌کند این مرکز قانونی است که مردان تنظیمش کرده‌اند و هرچیزی به‌جز خودش را دیگری می‌نامد و در مرکزیت خود هر چیزی به غیر از خود را به عنوان دیگری به حاشیه می‌راند. در این اثر نیز ما با جنسیت مردانه‌ی دارای ریش سفید گودو که مرکز ساختار را بیان می‌کند مواجه می‌شویم. این «مرکز» تنظیم‌کننده‌ی ساختار است؛ ساختاری که در آن بردگی و استیصال و غربت وجود دارد. در این اثر با توجه به نظریه‌ی اوتو و همچنین فروید، و واکاوی مرکز در سازه‌ی ساختار، درمی‌یابیم که اثر بیان بازتابِ ماست که بر ماست.


برچسب ها : بکت , در انتظار گودو , فاطمه مشهدی باقر , فرشته باقری

هر بختیاری و لر  یک پارسی زبان است !

اخیرن به دلیل عدم مطالعات زبانشناسی، یا تعمد،برخی از دانشمندان مجازی ،درمورد زبان های لری ،مطالب غیر علمی ای می گویند که فاقد ارزش علمی می باشند!

ندانستن تعاریف : لهجه- گویش- گونه - زبان و ابر زبان(مگا) و نظریه های جدید مکاتب زبان شناسی، افرادی را در پلتفرم‌های مختلف برآن داشته که با جسارت و نادانی ویا تعمدن پی دنبال کننده ی همگانی، بی هیچ مطالعه‌ای، چشم بسته غیب گویند!

اما زبان پارسی: زبان های لری و بختیاری شامل زبان های پارسی بود که تکیه ها و آهنگ های در میان این اقوام باعث بوجودآمدن لهجه های بی شمار در میان گویشوران زبان پارسی شده است!

در زبان های پارسی ی لری ، واژگانی از تمدن ها و زبان های : ایلامی- یونانی(یونانی- سلوکی)- اشکانی- ساسانی- اَربی- ترکی-هندی، راه یافت است. وجود واژگانی از زبان های میانرودان در زبان های بختیاری و لری،پیشینه ای چند هزار ساله دارد و حضور این واژگان و مردمان در جغرافیای زاگرس باز می گردد به تسلط اقوام کهن آشوری - آکدی- بابلی ،و در دوره های بعدتر چون فروپاشی حکومت ساسانیان و مسلط شدن آنان بر بخش هایی که مقر حکومتی آنان در زاگرس تا استان های فرا رودان شد.

آیا زبان بختیاری و لری جز زبان های کردی است ؟

براساس طبقه بندی ،اُرانسکی در "فقه اللغه" بلی.

تاکید می کنم در طبقه بندی

آیا لرها و بختیاری ها کُرد می باشند؟

به لحاظ نژادی لرها و بختیاری ها کرد نبوده اما به دلایل متعدد نظامی، لشکر- تیپ و گردان های جنگی محسوب می شوند.

شاخه های نظامی گردان های بختیاری را تا دوران مشروطه شاهد هستیم و گردان های بختیاری پس از مشروطه دیگر از دسته جات و فوج های نظامی خود فاصله گرفته اند و ما دیگر شاهد گردان های نظامی در میان لرها و بختیاری ها نیستیم.

نظر سردار اسعد بختیاری که گفته بود بختیاری ها کرد هستند در بردارنده ی چه نکته ای ست؟

سردار اسعد بختیاری از معدود گُردها و وزرای باسواد مسلط به زبان فرانسوی و انگلیسی بوده اند، اینکه گفتند بختیاری ها کرد هستند از دوران صفوی، بختیاری ها همواره فوج و لشکر داشته و گاه شاهان نوخاسته و والیان برای کشورگشایی از گردان های بختیاری استفاده می نمودند،چرا که هر بختیاری و لر ، یک گرد و پهلوان جنگی به حساب می آمد؛البته تا انقلاب مشروطه!

اینکه ایشان فرمودند بختیاری ها کرد هستند منظور نظامی بوده نه نژادی!

چرا که زبان های لری در بسیاری موارد چه در چینواژه و چه در رخواژه های با زبان های کردی متفاوت بوده و بسیار با هم حتا در لهجه با هم اختلاف دارند.

وجود واژگان سغدی- باختریش- سانسسکریت- ایلامی- آشوری- بابلی- سومر...تا واژگان اشکانی تورفانی- اًربی و ترکی- مغولی - یونانی- در زبان های لری و بختیاری دال بر آمیزش های نژادی و واژگانی دارد.

واج :س s- چč- در تلفظ برخی واژگان لری و بختیاری ،یادگار آمیزش با نژاد ترک و زبان ترکی دارد،که در برخی از طوایف چهار لنگ و هفت لنگ بختیاری تا کهگیلویه و بویر احمدی ، تکیه و آهنگ در لهجه های اینان محسوس تر است.

سپاهی ز گُردان کوچ و بلوچ / سگالیده جنگ مانند فوج

در این بیت فردوسی به گردان های نظامی و فوج های کوچ و بلوچ اشاره دارد و ربطی به قوم کُرد ندارد.

کرد یک اصطلاح نظامی بوده و ربطی به نژاد ندارد.

در بسیاری از زبان ها کُرد و کردو به معنای شبان است؛ چون زبان سنگسری در استان سمنان که کرد(ū) kord به معنی چوپان است و چوپان بزرگ را مس کرد(و : ū) mas(š) kord گویند.یعنی چوپان بزرگ .

پس از فروپاشی گردان های نظامیِ لری و بختیاری ، تنها گروهی که در دسته جات نظامی به مبارزه ادامه می دهد و شامل رتبت ها و درجات تظامی هستند همین کردها می باشند ،چرا که از روزگاران باستان تا اکنون مردمانی که در زاگرس شمالی می زیسته اند، گردان ها و فوج هایی را تشکیل داده که تا هنوز در جغرافیای تمدنی ایران ( افغانستان- ترکیه- سوریه- عراق- ...)در جنگ ها نقش اساسی داشته و دارند.

این دسته جات نظامی به لحاظ زن و زنخواست جنبه قومی به خود گرفته و در جغرافیایی خاص زبان ها و لهجه های نزدیک به یکدیگر را در میان این دلاوران شاهد هستیم.

منابع

۱. راهنمای زبان ایرانی،جلد دوم،رویگرد اشمیت.

۲. فقه اللغه،یوسف میخائیلویچ اُرانسکی.

۳.شاهنامه فردوسی،چاپ مسکو ،شاهنامه جلال خالقی مطلق.

۴.زبان های باستان ، ابوالقاسمی.

۵.زبان های باستان ،پرویز ناتل خانلری.

۶.زبان سانسکریت ، حسن رضایی باغ بیدی.

۷. پژوهشی در دی بنال های بختیاری ،رامین یوسفی.

۸. مقدمه کتاب آستاره بیست و یکم ،رامین یوسفی.

۹. مقاله اتیمولوژی واژه ی مزدا، سیزدهمین همایش بین المللی ورشو کشور لهستان، رامین یوسفی.

۱۰. مقاله اتیمولوژی چند واژه لری و بختیاری همایش بین‌المللی گرجستان، رامین یوسفی.

۱۱. مقدمه کتاب آستاره بیست و یکم ،رامین یوسفی.

۱۲. مقاله خانم اعظم سنگسری،مجموعه مقالات، بنیاد جنیدی،زیر نظر فریدون جنیدی.

۱۳. شهریاری ایلام ،والتر هینتس.

۱۴. اسناد آبی،بشیر بشیری.

• رامین یوسفی ، دکترای زبان و ادبیات پارسی

دانشگاه علوم و تحقیقات تهران