۱۱/۱۱/۱۴۰۴
۱۱_۱۱_۱۴۰۴
ویادم باشد که فردا اول نسیان است
۱۱_۱۱_۱۴۰۴
ویادم باشد که فردا اول نسیان است
خلاف ادعای قومگرایان بی سواد ،هیچ نامی از کورد و تافه های کردی درکتاب های هرودوت نیست.
" دیوکس فقط اقوام ماد را توانست گرد خود جمع آورد و بر آنها حکومت کند. این اقوام مشتمل بر چند قبیله بودند و شرح زیر: ۱.بوز۲.پارتاسنی۳.ستروشات۴.آریزانت۵.بودِ۶.مغ. چنین بود شرح قبایل ماد"(کلی یو،۱۳۸۴: ۱۸۸).همین ادعا را برخی توایف لر نسبت به ایلام دارند!
اول اینکه زبان ایلام باستان یک زبان ایزوله است و تا این نفس کسی نتوانسته است زبان این مردمان را تشخیص دهد،فقط به لحاط ریتم و آوای کلمات و برخی چینش جملات ،نحو ایلامی را به زبان دراویدی نسبت می دهند که آنهم محل مناقشه است.
دوم: تبار ایلامیان تک تباری ست و نسبت با سایر اقوام ایرانی ندارد.
نظریه: برخی از هند و برخی از قفقاز آمدند و در ایلامی تلاقی داشته اندو...فاقد اعتبار مردم نگاری،قوم شناسی، و علمی می باشد.
*حتا زبان سرمر هم همین وضعیت را دارد...
منابع
۱.کلی یو،؟تاریخ هرودت،جلداول،چاپ دوم،هادی هدایتی،تهران،انتشارات دانشگاه تهران
۲.هولتسوارت،ولفگانگ،فرانتس،کورت،
۱۴۰۱، نیروی نظامی عشایر در ایران و ممالک همجوار در دوره اسلامی، حسن افشار، تهران، انتشارات ققنوس
واژه ی همیکی، چون واژه ی هیاری : همیاری، ریشه در فرهنگ بختیاری دارد!
این واژه از زبان هندواروپایی و از شاخه هندوایرانی از دو بخش : hamهم، در معنای همه +یکی yakī،در معنای یکی شدن ودر نهایت : همه یکی شدن ،برابر با واژه ی فرسوده ی اتحاد می تواند باشد!
همیکی برای کارهای بزرگ میان مردمان یک سرزمین رخ می دهد!
به امید همیکی و رخدادهای نیکودر این سرزمین!

در این روزگار و شبگار تکنولوژی زده ی گذرا، که خوانش ها سطحی شده ،و جامعه به بیماری کم خوانی و ناخوانی و بی خون و خوانش مبتلا گشته و بیشتر "اصطلاح بازی" می کند، در جامعه ای که ادا و ادعای ناشی از سطحی نگری،محافل و قوافل گذرنده را پراز هیاهو و جار کرده است،وزن دنیا از جان مایه می گذارد تا وزین بودن ادبیات و فرهنگ را بیشتر در این هوای مه زده به اهل نشان دهد؛ شاید کمتر دهه ای در ادبیات این جغرافیای مصیبت زده،مجلات پژوهشی نیست و فنا شده اند،در چنین فضای غمباری ،کمتر مجله ی قابل اعتمادی چون وزن دنیا را می توان یافت که برای پژوهش در مورد شعر و ادبیات و هنر این سال ها قابل اتکا باشد!
آمار بازدید از سایت های ادبی هم ماهانه و هم سالانه نشان از بیماری کمخونی و کم خوانی مجلات و کتاب ها می دهد،چه شد در انتظار و صف ایستادن برای چاپ اشعار و مقالات در هفته نامه هاو ماهنامه ها؟
آدینه؟
دنیای سخن؟
بایا؟
چیستا؟
پیام شمال؟
و...
صفحه ی شعر و هنر یکشنبه های روزنامه ی اطلاعات در سال هایی که شعر و ترانه باهم در شهرها و روستاها ی این مرز و بوم قدم می زدند؟!
مدعیان می گویند ما کتاب و مجلات را p.d.fو گویا می خوانیم و می شنویم اما این افت و آفت را باورندارم،چون دیده ام اهالی کتاب چقدر کم انگیزه و بی انگیزه شده اند!
من در این شرایط ،از فصل نامه وزین وزن دنیا،قدر دانم ،از سیاه مشق و سایر عزیزانی که برای بدست آوردن کاغذ در حال نبردند!
قدر دانم تا فردا روز که برای اهل پژوهش ،اثری به یادگار نهاده اند تا پژوهشگر ،با نگاهی آماری، شعر و هنر این ایام را بکاود و تشریح نماید!
از پوریای سوری- صابر محمدی-میترا فردوسی- آنوشا نیک سرشت- علی مسعودی نیا- سعدی گل بیانی- طاهره خنیا- اسماعیل حق پرست- مریم سعیدی- حسین توکلی- آوین فرهادی- شکوفه جودکی- نیما راد- امیر روناسی- امیر سرورام- نیایش قندی-ابوالفضل سلطانی،و همه گلادیاتورهایی که درحال مبارزه "علیه فراموشی" هستند، سپاسگزارم!
رامین یوسفی
بهمن ۱۴۰۴