معنی یادآر زشمع مرده یاد آر: رامین یوسفی
دهخدا :صفحه ی ۱۲۲
علی اکبر دهخدا به سال ۱۲۵۹ در تهران به دنیا آمدو در هفتم اسفند ماه۱۳۳۴ در طهران نوشین روان شد!
نام شاعری: دَخو
فعالیت ها: شاعر- لغت شناس بزرگ- روزنامه نگار-تصحیح کننده متون- طنز پرداز، وی از پیشتازان نوگرایی در کشور بود.
آثار:۱. لغتنامه ی دهخدا۲.امثال و حِکم۳.چرند و پرند۴ قند و پند ۵.دیوان اشعار(با تلاش دکتر محمدمعین).
عنوان : در مرگ دوست
( قالب مسمط ،سوگسرودی برای : میرزا جهانگیر خان شیرازی مدیر روزنامه صور اسرافیل که به سن ۳۲ سالگی در باغ شاه تهران به قتل رسید).
۱.ای مرغ سحر! چو این شب تار
معنی: ای بلبل سرود خوان آزادی ،هنگامیکه این شب تیره و تار زورگویی
۲. بگذاشت ز سر سیاه کاری
معنی: دوران تباهی و سیاه او سپری شد
۳. و ز نفخه ی روحبخش اسحار
معنی: و بوی خوش جان افزای سپیده دمان آزادی
۴. رفت از سر خفتگان خماری
معنی: خواب را از سر انسانهای ترسو و خواب آلود پراند
۵. بگشود گره ز زلف زر تار
معنی: و خورشید با نورپردازیش، گرههایش را گشود و رههای زرینش سرزمین ما را فرا گرفت.
• بگشود گره ز زلف زر تار: کنایه از خورشید است؛ که موهایش در شب گره خورده اند اما صبح تارها و طره های زرینش را بر زمین می افشاند!
۶. محبوبه ی نیلگون عماری
معنی:و خورشید چون معشوقی که بر کجاوه نیلی رنگ پیل آسمان سوار است(خورشیدِآزادی به استعاره مانند معشوقی ست که سوار بر کابینِ پیل آسمان ها با تفاخر و ناز اَبر شود و فراز آید ).
این سطر استعاره است از تفاخر و با ناز وغرور آمدن و حرکت کردن خورشید آزادی در آسمان.
۷. یزدان به کمال شد پدیدار
معنی: پروردگار به درستی و تمامی در آسمان هویدا شد
۸.و اهریمن زشتخو حصاری
معنی: و آهرمن پلید و بدکار،در زندان افکنده شد
۹. یادآر ز شمع مرده یادآر
معنی:(ای مرغ آوازه خوان سپیده دمان آزادی)به یاد بیاور و آوازی بخوان برای آن شهید راه آزادی، بیاد آور!
•یاد آر ۲بار تکرار و تاکید شده است!ضمن ایجاد وزن و موسیقی ،شمع کشته و شهید آزادی میان ۲ یادآوری قرار گرفته است: آغاز مبارزه و پایان تاریکی و پدیدارشدن : خورشید ،کُشنده ی تاریکی، پروردگار که پایان آهرمن و به بند افکندش را نوید می دهد؛دهخدا از سرودخوانان (مرغ سحر)صبح آزادی می خواهد که فداکاری های دوست شهیدش(شهیدان)را بیادآورد و آواز بخوانند و "یاد آر" دوم، همراه با تحسر و اندوه نبودن است ، و سطر با هجای کوتاه، تمام و به سکوت (اندوه درونی دهخدا برای دوست شهیدش)می گراید: -u-u
۱۰. ای مونس یوسف، اندرین بند
معنی: ای همراهان یوسف بیگناه که درون بند فرعون و دیکتاتوری زمان گرفتار شده اید
تشبیه جهانگیرخان شیرازی به یوسف که خبر از خلاصی زندانیان و سرزمین از قحطی می داد؛جهانگیرخان هم با اخبار خود و نوشتار در روزنامه،پیش بینی و خبر از پایان ظلم را چون پیام آوری می داد!
▪︎مونس: دهخدا، یوسف: میرزاجهانگیرخان شیرازی
۱۱. تعبیر عیان چو شد تو را خواب
معنی: خوابی که شهید دیده بود(دربحث و در نوشته هایش)چون تعبیر خواب یوسف، آزادی از قیدوبند استبداد را مژده داده بود.
۱۲. دل پر ز شعف، لب از شکر خند
معنی: ای همرزمان شهید ! دلهایتان پر از شادی گشته و لبهایتان پر از خنده!
۱۳. محسود عدو، به کام اصحاب
معنی: دشمن حسود با تمام کینه اش خود خوری می کند و یاران شهید،آزادی کامشان را شیرین نموده است!
۱۴. رفتی برِ یار و خویش و پیوند
معنی:ای یار! هنگامیکه آزاد شدی و به بِر و نزدیک یاران و خویشان و همپیوندان و خانواده ات رفتی
۱۵.آزادتر از نسیم و مهتاب
معنی:آزادیت رهاتر از نسیم صبحگاهان و تابش پرنور و زیبای مهتاب است
۱۶.زآن کو همه شام با تو یک چند
معنی: زآنکس که همه ی شب ها و شام های تیره با تو یک مدتی
۱۷.در آرزوی وصال احباب
معنی:در ارزوی رسیدن دوستان آزادیخواه
۱۸.اختر به سحر شمرده، یادار
آستارگان را از سر شب تا دم صبح شمارش می کرد،یادی کنید و به یاد آور!
۱۹. چون باغ شود دوباره خرم
معنی: هنگامی که دوباره کشورمان از شادی و سرسبزی خرم میگردد
۲۰. ای بلبل مستمند مسکین
معنی: ای مرغ سحری که اکنون اندوهناک آزادی هستی
۲۱.وَ ز سنبل و سوری و سپَرغم
معنی: اکنون که آزاد شدهای از سنبل و گل سرخ و ریحان که در باغ آزادی عطرشان میپیچد
۲۲.آفاق نگار خانه ی چین
معنی: تمام جهتهای باغ آزادی از شهیدان بسان نگارخانه چینیان شده است
۲۳.گل سرخ و به رخ عرق ز شبنم
معنی:شهید براثر تیر خوردن و عرق بر رخسارش، چون گل سرخی ست که نم صبحگاهی بر گلبرگ هایش نشسته است!
۲۴. تو داده ز کف زمام تمکین
معنی: تو صبر و قرار و اختیار از دست دادهای
۲۵. زان نوگل پیشرس که در غم
معنی:از آن نوگلی که وقت شکوفا شدنش،در غم نشسته
۲۶. ناداده به نار شوق تسکین
معنی: آن نوگل با آتش شوق و بیقراری آرامشی و تسکینی نیافته
۲۷. ای سردی دی فسرده یادآر
معنی:از سرمازدگی غنچه(غنچه های راه آزادی) راه آزادی که استبدادزده شده و شکوفا نگشته است یاد کن!
۲۸.ای همرهِ تیه پورِ عمران
معنی:(تشبیه میرزا جهانگیر خان به موسا و وعده ی ازادی دادن به همراهان آزادی که نا امید و سرگردان بودند) ای همراهان میرزا جهانگیر خان که چون حضرت موسا در تیه و صحرا سرگردان هستید
۲۹. بگذشت چو این سنین مَعدود
معنی: هنگامی که این سالهای استبدادی سپری شد
۳۰. وآن شاهد نغز بَزمِ عرفان
معنی: و آن شهید که اکنون شاهد بزم خوشحالی و رسیدن ما به آزادی ست
۳۱. بنمود چو وَعدِ خویش مشهود
معنی: در آن هنگام که ما مأیوس و ناامید بودیم به ما وعده آزادی داد و اکنون خود شاهد آن است
۳۲.وز مذبح زر چو شد به کیوان
معنی: و از قربانگاه زرین به آسمان و فلک هفتم رفت
۳۳. هر صبح شمیم عنبر و عود
معنی: در سحرگاهان آزادی بوی خوش و یاد عود او در همه جا میپیچد
۳۴. ز آن کو به گناه قوم نادان
معنی: اما از گناه مردمان نادانی که خود را به خواب غفلت زده بودند حرفهای رهایی بخش او چون موسی را نمیشنیدند
۳۵. در حسرت روی اَرض موعود
معنی:او چون موسا وعده آزادی داده بود اما حسرتا که خود به سرزمین موعود آزادی نرسید.
۳۶. بر بادیه جان سپرده یادآر
معنی: همانطوری که موسا در تیه(صحرا) درگذشت و به اَرض موعود نرسید، میرزا جهانگیر خوان هم این روزهای آزادی را که خود موسا وار وعده داده بود ندید و اکنون در میان ما نیست، ای دوستان در این آزادی او را یاد آورید که آزادی ما مدیون امید های اوست.
۳۷. چون گشت ز نو زمانه آباد
معنی: اکنون هنگامی است که روزگار از آزادی نو گشته
۳۸. ای کودک دوره ی طلایی
معنی: ای آزادی که نوپایی و تازه به نتیجه نشستهای در این دور ی طلایی
۳۹.و ز طاعت بندگان خود شاد
معنی: ای آزادی! شاد باش! آنان که برای رسیدن به تو کوشش و تلاش(بندگان) کردهاند از تو و پروردگار فرمانبردار هستند
۴۰. بگرفت ز سر خدا خدایی
معنی: دوره آزادی فرا رسیده و خداوند در این دوران آزادی خدایش را از نو شروع نموده است(خداوند آهرمن استبداد را شکست داد و ازادی را برای بندگان به ارمغان آورد،و در این دوران آزادی، گویی خدایی از نو برای ما خدایی می کند و خدایی اش با شکست اهریمن ،تازه گشت).
۴۱.نه رسم ارم نه اسم شدّاد
معنی: خداوند بهشت ساختگی اش را از شدادِ زورگو گرفت ودیگر آن شادخواری ها و باده گساری ها در باغ اِرم او خبری نیست و همه شادی دوران زورگویی از بین رفت
۴۲. گِل بست زبان ژاژ خاهی
معنی : دهان بیهوده گویان با آمدن آزادی گِل گرفته شد و از شکوه آزادی سکوت کردند
۴۳. زِ آن کس که ز نوک تیغ جلاد
معنی: از آن کسی که با نوک تیغ و شمشیر جلادان آزادی
۴۴.ماخوذ به جرم حق ستایی
معنی: جانش به جرم نوشتن مقالات در مورد ستایش حق و آزادی گرفته شد
۴۵. تَسنیم وصال خورده یادآر
معنی: میرزا جهانگیرخان شیرازی اگرچه کشته شد اما با نوشیدن آب چشمه ای در بهشت(تسنیم) برای همیشه جاودانه شد، او آزادی را برای ما به ارمغان آورد از او یاد کنید تا همواره روحیه آزادی را در خود حفظ کرده باشید.
🖍رامین یوسفی
دانشگاه علوم و تحقیقات تهران