⬅⬆⬇⮕⬈⬉⬊⬋⬌⬍⭠⭡⭢⭣⭤⭥⮂⮃⮐⮑⬎⬏⬐⬑⬱⬳⬸⬿⭅⭆↕↖↗↘↙↚↛↜↝↞↟↠↡↢↣↤↥↦↧↨↩↪↫↬↭↮↯↰↱↲↳↴↶↷↸↹↺↻⟲⟳↼↽↾↿⇀⇁⇂⇃⇄⇅⇆⇇⇈⇉⇊⇋⇌⇍⇎⇏⇕⇖⇗⇘⇙⇚⇛⇜⇝⇞⇟⇠⇡⇢⇣⇤⇥⇦⇧⇨⇩⇪⌅⌆⌤⏎▶☇☈➔➘➙➚➛➜➝➞➟➠➡➢➣➤➥➦➧➨➩➪➫➬➭➮➯➱➲➳➴➵➶➷➸➹➺➻➼➽➾⤴⤵↵↓↔←→↑⍇⍈⍐⍗⇫⇬⇭⇮⇯⇰⇱⇲⇳⇴⇵⇶⇷⇸⇹⇺⇻⇼⇽⇾⇿⇐⇑⇒⇓⇔𖣫𖤂⬀⬁⬂⬃⬄⟰⟱⟴⟵⟶⟷⟸⟹⟺⟻⟼⟽⟾⟿⤀⤁⤂⤃⤄⤅⤆⤇⤈⤉⤊⤋⤌⤍⤎⤏⤐⤑⤒⤓⤔⤕⤖⤗⤘⤙⤚⤛⤜⤝⤞⤟⤠⤡⤢⤣⤤⤥⤦⤧⤨⤩⤪⤫⤬⤭⤮⤯⤰⤱⤲⤳⤶⤷⤸⤹⤺⤻⤼⤽⤾⤿⥀⥁⥂⥃⥄⥅⥆⥇⥈⥉⥊⥋⥌⥍⥎⥏⥐⥑⥒⥓⥔⥕⥖⥗⥘⥙⥚⥛⥜⥝⥞⥟⥠⥡⥢⥣⥤⥥⥦⥧⥨⥩⥪⥫⥬⥭⥮⥯⥰⥱⥲⥳⥴⥵⥶⥷⥸⥹⥺⥻⥼⥽⥾⥿➡️⬅️⬇️⬆️↖️↙️↘️↗️🔄🔀↔️↕️⤴️🔃↩️↪️◀️▶️🔁⤵️⏬⏫🔽🔼👉👈👇👆

آیتم های مرتبط: نمادهای

⬿

𖣫𖤂

⤿⥿➡️⬅️⬇️⬆️

⥿➡️⬅️⬇️⬆️↖️↙️↘️↗️🔄🔀↔️↕️⤴️🔃↩️↪️◀️▶️🔁⤵️🔽🔼👉👈👇👆

⬿𖣫𖤂⤿⥿➡️⬅️⬇️⬆️↖️↙️↘️↗️🔄🔀↔️↕️⤴️🔃↩️↪️◀️▶️🔁⤵️🔽🔼👉👈👇👆

انواع فلش برای آواشناسی و سایر رشته ها

⬅⬆⬇⮕⬈⬉⬊⬋⬌⬍⭠⭡⭢⭣⭤⭥⮂⮃⮐⮑⬎⬏⬐⬑⬱⬳⬸⬿⭅⭆↕↖↗↘↙↚↛↜↝↞↟↠↡↢↣↤↥↦↧↨↩↪↫↬↭↮↯↰↱↲↳↴↶↷↸↹↺↻⟲⟳↼↽↾↿⇀⇁⇂⇃⇄⇅⇆⇇⇈⇉⇊⇋⇌⇍⇎⇏⇕⇖⇗⇘⇙⇚⇛⇜⇝⇞⇟⇠⇡⇢⇣⇤⇥⇦⇧⇨⇩⇪⌅⌆⌤⏎▶☇☈➔➘➙➚➛➜➝➞➟➠➡➢➣➤➥➦➧➨➩➪➫➬➭➮➯➱➲➳➴➵➶➷➸➹➺➻➼➽➾⤴⤵↵↓↔←→↑⍇⍈⍐⍗⇫⇬⇭⇮⇯⇰⇱⇲⇳⇴⇵⇶⇷⇸⇹⇺⇻⇼⇽⇾⇿⇐⇑⇒⇓⇔𖣫𖤂⬀⬁⬂⬃⬄⟰⟱⟴⟵⟶⟷⟸⟹⟺⟻⟼⟽⟾⟿⤀⤁⤂⤃⤄⤅⤆⤇⤈⤉⤊⤋⤌⤍⤎⤏⤐⤑⤒⤓⤔⤕⤖⤗⤘⤙⤚⤛⤜⤝⤞⤟⤠⤡⤢⤣⤤⤥⤦⤧⤨⤩⤪⤫⤬⤭⤮⤯⤰⤱⤲⤳⤶⤷⤸⤹⤺⤻⤼⤽⤾⤿⥀⥁⥂⥃⥄⥅⥆⥇⥈⥉⥊⥋⥌⥍⥎⥏⥐⥑⥒⥓⥔⥕⥖⥗⥘⥙⥚⥛⥜⥝⥞⥟⥠⥡⥢⥣⥤⥥⥦⥧⥨⥩⥪⥫⥬⥭⥮⥯⥰⥱⥲⥳⥴⥵⥶⥷⥸⥹⥺⥻⥼⥽⥾⥿➡️⬅️⬇️⬆️↖️↙️↘️↗️🔄🔀↔️↕️⤴️🔃↩️↪️◀️▶️🔁⤵️⏬⏫🔽🔼👉👈👇👆

دژ آوا ،نرم آوا در آواشناسی و واج شناسی ، رامین یوسفی

«دژآوا» در زبان‌شناسی برابر فارسی‌شده‌ی اصطلاح fortis است.

در آواشناسی (phonetics) و واج‌شناسی (phonology) وقتی می‌گویند یک صدا دژآوا است، یعنی در تلفظ آن شدت، نیرو و تنش بیشتری نسبت به همتای نرم‌ترش (lenis = نرم‌آوا) وجود دارد.

به طور ساده:

  • دژآوا (fortis) → با فشار عضلانی بیشتر، هوای قوی‌تر، یا زمان انسداد طولانی‌تر ادا می‌شود.
  • نرم‌آوا (lenis) → با فشار کمتر و تلاش عضلانی ضعیف‌تر تولید می‌شود.

مثال:
در بسیاری از زبان‌ها (مثلاً آلمانی یا کره‌ای) واج‌های هم‌مکان و هم‌مخرج، به صورت دژآوا و نرم‌آوا تمایز پیدا می‌کنند.

  • مثلاً /p/ در حالت دژآوا با دمش قوی و انفجاری (مانند [pʰ]) ادا می‌شود.
  • همان واج در حالت نرم‌آوا با فشار کم‌تر یا حتی بی‌دمش تلفظ می‌شود.

در فارسی معیار، ما این تمایز را به صورت مستقل نداریم، اما می‌توان تفاوتی شبیه به شدت «پ» در واژه‌ی «پَر» (اگر خیلی پرانرژی ادا شود) با حالت سبک‌تر همان صدا تصور کرد.

 پدیدارشناسی روح (هگل) به زبان ساده: رامین یوسفی

هگل در کتاب پدیدارشناسی روح می‌خواهد بگوید:
«روح (= آگاهی انسان) در طول تاریخ، مرحله به مرحله رشد می‌کند و خودش را بهتر می‌شناسد.»

یعنی چه؟

مثل یک سفر است:

  1. اول آگاهی ما خیلی ساده و خام است (فقط حواس و تجربه‌های بیرونی).
  2. بعد کم‌کم می‌شود "خودآگاهی" (می‌فهمیم که "من" هستیم).
  3. بعد وارد مرحله‌های بالاتر می‌شود: خرد، فرهنگ، اخلاق، دین...
  4. در نهایت به دانایی مطلق می‌رسد، یعنی روح خودش را به طور کامل می‌شناسد.

یک مثال روزمره

فرض کن یک کودک است:

  • اول فقط اسباب‌بازی را می‌بیند (آگاهی حسی).
  • بعد می‌فهمد «این مالِ من است» (خودآگاهی).
  • وقتی بزرگ‌تر می‌شود، می‌فهمد قانون و اخلاق هست (روح جمعی).
  • در نهایت می‌فهمد او و جهان یکی‌اند و همه این مراحل بخشی از یک مسیر بوده‌اند.

● تکامل مرحله ای و شناخت روح درطول تاریخ

●نقشه پدیدارشناسی روح یا آگاهی:

خامآگاهیخودآگاهیدگرآگاهی فرآگاهی