واژه نامه ی ایلامی : رامین یوسفی

ELAMISCHES WÖRTERBUCH
(in 2 Teilen)
VON
WALTHER HINZ und HEIDEMARIE KOCH
TEIL I A - H
●فرهنگ لغت ایلامی
(در دو بخش)
نوشتهی
والتر هینز و هایدماری کخ
بخش ۱ الف - ح
گردانش و ترجمه : رامین یوسفی
●ارتباطات باستانشناسی از ایران
منتشر شده توسط
موسسه باستانشناسی آلمان
دپارتمان تهران
ضمیمه ۱۷
فرهنگ ایلامی
●مدخل عنوان کوتاه CIP کتابخانه ملی آلمان
هینز، والتر:
فرهنگ ایلامی: (در ۲ بخش) / نوشته والتر هینز و هایدماری کخ. - برلین: رایمر
(گزارشهای باستانشناسی از ایران: جلد تکمیلی؛ ۱۷) شابک ۳-۴۹۶-۰۰۹۲۳-۳
NE: کخ، هایدماری:
گزارشهای باستانشناسی از ایران / جلد تکمیلی؛ HST
بخش ۱. ق. ۱۹۸۷.
نوشته دیتریش رایمر ورلاگ ۱۹۸۷
دکتر فریدریش کافمن
Unter den Eichen ۵۷
۱۰۰۰ Berlin ۴۵
کلیه حقوق محفوظ است
RYKLE BORGER
با سپاس تقدیم میشود
●ریکل بورگر
با قدردانی تقدیم میکند!
☆فهرست مطالب
بخش اول صفحه
مقدمه.........9
دستورالعمل کاربر.........11
حروف( A-H).......... 13
بخش دوم
حروف I-Z
لیست اختصارات.........1317
کتابشناسی.........1332
هماهنگی شماره تلفنها.........1369
☆☆☆
پیشگفتارVORWOT
فرهنگ لغت ارائه شده در اینجا اولین تلاش برای ثبت کل واژگان شناخته شده فعلی زبان ایلامی در تمام مراحل این زبان است. ما در این تلاش با بیانیهای از ولفرام فون سودن در Zeitschrift für Assyriologie 62, 1972, pp. 89–90 تشویق شدیم. در آن آمده است: «به همین مناسبت، ممکن است اجازه داشته باشم از ایلامیها بخواهم حداقل یک بار واژهنامهای از زبان ایلامی گردآوری کنند. مطمئناً، «شجاعت خطا کردن» اغلب در اینجا به طرز آزاردهندهای مورد نیاز است. با این حال، با وجود تمام کاستیهای اجتنابناپذیر آن، چنین کتابی مورد استقبال بسیاری قرار خواهد گرفت و انگیزهای برای تحقیقات بیشتر خواهد بود.»
فرهنگ لغت زبان ایلامی تاکنون وجود نداشته است، زیرا معنای اکثر کلمات ابتدا باید از متن جمله استنباط شود. تنها پایه قابل اعتمادی که ما در اختیار داریم شامل کتیبههای سه زبانه (فارسی باستان، ایلامی و بابلی) داریوش و تا حد کمتری خشایارشا است. این پایه شامل حدود ۸۰۰ کلمه است. هر چیز دیگری باید با ترکیب این منابع مشخص شود. در نتیجه، اکثر پیشنهادهای ترجمه نامشخص هستند و علامت سوال به عنوان رایجترین نماد در فرهنگ لغت ما ظاهر میشود.
از اول مارس ۱۹۷۷، به لطف بودجه بنیاد تحقیقات آلمان (DFG)، فرهنگ لغت ایلامی یک پروژه تحقیقاتی نه ساله بوده است که ما به طور مشترک انجام دادیم. این فرهنگ لغت شامل کل واژگان ایلامی شناخته شده امروزی است: ایلامی باستان (aE، بین قرنهای ۲۳ و ۱۴)، ایلامی میانه (mE، قرنهای ۱۳ تا ۱۱)، ایلامی جدید (nE، قرنهای ۸ و ۷) و ایلامی هخامنشی (achE، از قرن ۶ به بعد). آخرین کتیبههای ایلامی مربوط به زمان اردشیر سوم (۳۵۸-۳۳۷) است.
تمام کلمات شناخته شده تا به امروز (۱۹۸۶) به خط ایلامی در فرهنگ لغت ایلامی گنجانده شده است. این بدان معناست که علاوه بر تمام کلمات ایلامی از قدیمیترین تا جدیدترین مرحله زبان، کلمات خارجی در سنت ایلامی نیز گنجانده شده است. این کلمات عمدتاً اسامی خاص، به ویژه فارسی باستان و مادی، و همچنین اسمهای عام و نامهای مکان ایرانی باستان هستند. آنها نه تنها به دلیل اهمیتشان برای مطالعات ایرانی، بلکه عمدتاً به این دلیل که نمایش کلمات ایرانی در خط میخی ایلامی برای واجشناسی ایلامی بسیار مهم است، گنجانده شدهاند. این امر تا حد کمتری در مورد واجشناسی ایرانی باستان نیز صدق میکند.
علاوه بر این، تمام نامهای جغرافیایی ایلامی گنجانده شدهاند. در نهایت، فرهنگ ایلامی به طور طبیعی شامل آن دسته از اسمهای عام، اسمهای خاص و نامهای مکان ایلامی است که در منابع غیر ایلامی، عمدتاً در اسناد بینالنهرین، تأیید شدهاند. با این حال، در اینجا شکافهای خاصی باقی میماند که فقط توسط آشورشناسان قابل پر شدن است.
گنجاندن نامهای خاص ایلامی در فرهنگ لغت ضروری بود زیرا این مجموعه نامها به طور قابل توجهی به درک واژگان ایلامی کمک میکند. نه تنها بیشتر نامها به خودی خود معنی دارند، بلکه نامهای ایلامی اغلب حتی از جملات کامل تشکیل شدهاند.
از آنجایی که دستور زبان ایلامی هنوز به اندازه کافی درک نشده است، ترتیبی بر اساس ریشه کلمات امکانپذیر نبود. در عوض، هر شکل کلمه ایلامی تایید شده به عنوان یک مدخل جداگانه فهرست شد.
خط میخی، که ایلامیها قبلاً در قرن ۲۳ از اکدیها اقتباس کرده بودند، تنها با تغییرات جزئی، در فرهنگ لغت دقیقاً مطابق با روش آوانویسی که توسط F. Thureau-Dangin در مطالعات خط میخی معرفی شده بود، آوانویسی شد. این روش آوانویسی امروزه در هجاهای R. Labat / Florence Malbran-Labat، توسط W. von Soden / W. Röllig و توسط R. Borger یافت میشود که فهرست علائم آشوری-بابلی او در سال ۱۹۷۸ منتشر شد (ضمیمههای ۱۹۸۱). این روش در سراسر جهان استفاده میشود.
ص۲ پیشگفتار
به طور یکنواخت و منحصراً توسط متخصصان اعمال میشود.
بنابراین، به نظر ما اصلاح این سیستم آوانویسی اثباتشده به طور خاص برای زبان ایلامی به منظور سادهسازی موجه به نظر نمیرسید. به عنوان مثال، آر. تی. هالوک این کار را در نسخه ۱۹۶۹ خود از لوحهای ایلامی دربار داریوش اول انجام داده بود، با آوانویسی ساده کاراکتر ka که اغلب استفاده میشود به صورت ka تا در تلاش و هزینههای حروفچینی و چاپ صرفهجویی شود. با این حال، به نظر ما، راه حل بهتری وجود دارد. کاراکتر ka همچنین دارای ارزش صوتی qa است. البته این محدود به زبانهای سامی است؛ ایلامیها k تاکیدی نداشتند. اما این برای آوانویسی ایلامی بیربط است و بنابراین فرهنگ لغت ما qa را آوانویسی میکند، نه ka. این کار از مشکلات چاپ جلوگیری میکند و در عین حال در چارچوب سیستم آوانویسی غالب مطالعات اکدی باقی میماند. هر کسی که حتی به طور اتفاقی با ایلامی آشنا باشد، میداند که این qa هیچ ارتباطی با تلفظ ندارد. آنها میدانند که گوینده ایلامی آن را نه با تأکید، بلکه به صورت یک ka ساده یا حتی ga تلفظ میکرده است.
هجابندیهای W. von Soden / W. Röllig و R. Borger به طرز مفیدی جایی برای برخی از ارزشهای صوتی خاص ایلامی، به ویژه برای ارزشهای هجایی ایلامی tams (علامت PÍR) و tame (علامت GIM) که در اکدی وجود ندارند، باز کردهاند. با این حال، ما از افزایش غیرضروری تعداد این اشکال خاص ایلامی در هجابندیهای محققان خط میخی خودداری کردهایم. به عنوان مثال: علامت máš در ایلامی maz (= mats) تلفظ میشد. با این حال، ما در آوانویسی از maz استفاده نمیکنیم زیرا چنین ارزش صوتی اصلاً در اکدی وجود ندارد، اما máš آشنا برای محققان خط میخی را حفظ میکنیم. محقق ایلامی از قبل میداند که "maz" تلفظ میشود. با این حال، برای فرهنگ لغت، تلفظ عامل تعیینکننده نیست، فقط املا. فرهنگ عیلامی شامل یک کتابشناسی کامل مرتبط است که بر اساس سال انتشار مرتب شده است، به طوری که بعداً میتوان آن را با انتشارات اضافی تکمیل کرد. جدیدترین کتابشناسی توسط جی. هوسینگ از سال ۱۹۱۶ است. در اصل، فقط انتشاراتی که به معنای وسیع کلمه به روشن شدن زبان عیلامی کمک میکنند، در کتابشناسی گنجانده شدهاند.
ما مدیون بسیاری از همکاران خود برای حمایتشان در تدوین فرهنگ عیلامی هستیم. تشکر ویژه از ریکل بورگر (گوتینگن) داریم که توصیههای خستگیناپذیر آشورشناسی او برای ما بسیار ارزشمند بود. همچنین از متیو دبلیو. استولپر (شیکاگو) و مؤسسه شرقی دانشگاه شیکاگو صمیمانه سپاسگزاریم که ما را قادر ساختند از مقالات آر. تی. هالوک برای فرهنگ عیلامی استفاده کنیم. این ترجمههای بیش از ۲۵۰۰ «لوح استحکامی» ویرایش نشده از تخت جمشید کمک فوقالعادهای به ما کردهاند و گواهی بر مهارت ریچارد تی. هالوک هستند. ام. دبلیو. استولپر همچنین نسخههای خطی اسناد عیلامی از انزان (تل ملیان) را در اختیار ما قرار داد تا انتشار فرهنگ لغت به تعویق نیفتد؛ این سخاوت فراموش نخواهد شد. ما از ران زادوک سپاسگزاریم که اطلاعات مربوط به نام عیلامی خود را از منابع بینالنهرین به موقع در اختیار ما قرار داد تا همچنان بتوان آن را در فرهنگ لغت گنجاند. در نهایت، ما به طور ویژه از ولفرام کلایس و پیتر کالمایر، دو مدیر شعبه تهران موسسه باستانشناسی آلمان، سپاسگزاریم. آنها انتشار فرهنگ لغت عیلامی را با گنجاندن آن در جلدهای تکمیلی ارتباطات باستانشناسی از ایران ممکن ساختند. پیشنیازهای فنی چاپ توسط بنیاد تحقیقات آلمان (DFG) با همکاری انجمن پردازش دادههای علمی در گوتینگن ایجاد شد. ما به ویژه از مانفرد آیسل، گونتر کوخ و هارتموت کوکه برای حمایت خستگیناپذیرشان سپاسگزاریم.
●گوتینگن
والتر هینز
●●ماربورگ
هایدماری کخ
●یادداشتهایی برای کاربر
کلمات اصلی در این فرهنگ لغت، به جز برخی استثنائات، بر اساس الفبای لاتین مرتب شدهاند. از آنجایی که عیلامیها اغلب بین صامتهای صدادار و بیصدا تمایزی قائل نبودند، b و p در ابتدای کلمه به ترتیب الفبایی، مانند d و t، و g، k و q، گروهبندی میشوند. با این حال، در داخل کلمات، b و p و غیره با هم گروهبندی نمیشوند؛ ترتیب الفبایی کاملاً رعایت میشود. کلمات اصلی که به این روش از هم جدا میشوند، با ارجاعات متقابل به هم مرتبط میشوند. لازم به ذکر است که در داخل یک کلمه، -ka- ممکن است زیر -qa-، -ik- زیر -ig-، یا ap-pu زیر ab-bu و غیره یافت شود. -ke- هالوک به درستی زیر -gi- یافت میشود.
نقل منابع بر اساس فراوانی نسبی یک کلمه اصلی است. اگر یک لم به ندرت تأیید شود، همه منابع با ذکر منبع ارائه میشوند. با این حال، اگر یک لِما مکرراً تأیید شود، فرهنگ لغت ایلامی خود را به انتخاب نمونههای شاخص محدود میکند. به عنوان یک قاعده، این مثالها شامل جمله یا عبارتی ایلامی هستند که مدخل مربوطه در آن آمده است. در صورت امکان، جمله یا عبارتی نیز ترجمه میشود.
اگر معنای یک کلمه ایلامی توسط نسخههای چندزبانه سند مربوطه، یعنی توسط یک معادل فارسی باستان و/یا اکدی، تأیید شود، معمولاً به منابع ثانویه استناد نمیشود. اگر معنای یک کلمه ایلامی صرفاً از متن جمله استنباط شده باشد، در هر مورد ذکر میشود که کدام متخصصان قبلاً با آن کلمه سروکار داشتهاند. تفاسیر پیشنهادی آنها به ترتیب زمانی فهرست شدهاند، یعنی اولین تلاش برای تفسیر ابتدا و آخرین تلاش در آخر قرار میگیرد. تفاسیر واضحاً اشتباه حذف شدهاند. با این حال، این فقط در مورد تفاسیر نادرست آشکار صدق میکند. با توجه به عدم قطعیت بسیاری از تفاسیر پیشنهادی، حتی به تلاشهای نامشخص نیز باید فضا داده شود. اگر به هیچ منبع ثانویهای استناد نشده باشد، کلمه مورد نظر یک راه حل منتشر نشده قبلی است که توسط نویسندگان فرهنگ لغت ایلامی پیشنهاد شده است. منابع کتیبهای ایلامی عموماً با مهرهایی مشخص میشوند که نام حاکم مربوطه را به صورت اختصاری ارائه میدهند. به عنوان مثال، ShuN به معنی شوتروک-ناخونته (حدود ۱۱۸۵-۱۱۵۵ پیش از میلاد) و ShI به معنی شیلهاک-اینشوشیناک (حدود ۱۱۵۰-۱۱۲۰ پیش از میلاد) است. مهرها به گونهای انتخاب شدهاند که برای متخصص به راحتی قابل فهم باشند (به فهرست اختصارات مراجعه کنید). به دلایل عملی، نام ثابتی که F.W. استفاده کرده است برای منابع ایلامی دوره قبلتر اتخاذ شده است. کونیگ، Die elamischen Königsinschriften (گراتس ۱۹۶۵)، نامهای اختصاری حاکمان را حفظ کرد، برای مثال، ShuN 28 A:4 به معنی: کتیبه ایلامی سوتروک-ناخونته، در اثر F.W. کونیگ شماره ۲۸ A، سطر ۴ است. تنها استثنا کتیبههای شاه اونتاش-ناپیریشا از چغا زمبیل است که طبق انتشار M.-J. Steve (با TZ مشخص شده است) به آنها استناد شده است.
علامتهای تعیینکننده به ترتیب الفبایی نادیده گرفته میشوند، یعنی GIS.ma-lu باید در زیر ma-lu جستجو شود.
نامهای (ناحیه I) تا (ناحیه VI) که پس از نام مکانها از پارس و الیمائیس آمدهاند، از پایاننامه کارشناسی ارشد هایدماری کخ با عنوان «اداره و اقتصاد در قلب ایران در زمان هخامنشیان» گرفته شدهاند.
اندازهگیریها
اصطلاح «پیمانه» که در ترجمهها استفاده شده است به حجم یک QA = 0.97 لیتر اشاره دارد. «Seah» به حجم یک BAN = 10 QA = 9.7 لیتر اشاره دارد، به اندازه یک «کوزه» (mar-ri-ish). آرتاب فارسی 30 QA یا 29.1 لیتر گنجایش داشت.
A
A.lg
ص۱۳ متن آلمانی = صفحه ۱ ترجمه
A.lg اکدی mû آب، در ایلام همچنین رودخانه. سومروگرام تنها از اواخر قرون وسطی مورد استفاده بوده است، معمولاً قبل از نام رودخانهها با حرف تعریف h و به ندرت با d ظاهر میشود. در ایلام، آب احتمالاً zu-ul است، همچنین به hal.A.lg زمین آبیاری شده مراجعه کنید.
هان 75:17: h.A.lg pi-ri-in رودخانه پیرین (احتمالاً کارون). هان 76:34: HA... d.te-ip-ti A.lg KI.lg ku-tu-iš-da-na عصای مجازات... وسوسه (خدا)، که باعث شکوفایی آب و زمین شد. فال 7: [در یک پدیده خاص] te-ip ku-ni-en a-ak A.lg UN.lg pa-h-ti-in، باران میبارد(؟)، و آب مردم را شاد میکند. DB 18:67: h.A.lg h.ti-ig-ra hi-še، رودخانهای به نام دجله. 18:68. 19:78. DZc 3:6. PF 300:7. نام رودخانهها در PF 339:6.7.8 و 1955:3، همچنین چندین بار در Fort. PF 586:2:40 GIŠ.ir-du-ba-um NUMUN.lg A.lg nu ha-du-qa 40 Artaben Barley] به عنوان بذر برای آبیاری (زمین) ادعا شده است. 1942:33: ŠE.BAR.lg d.A.lg جو از آبیاری (زمین). 1282:6: A.lg-me-ma برای آبیاری(?).
a-a
aE, nE احتمالاً، خوب، با کمال میل (؟)، احتمالاً ai تلفظ میشود.
N.pr.m. aE در S.jur. 287:15؛ همچنین به دو کلمه کلیدی زیر مراجعه کنید که احتمالاً مصغر a-a هستند. نین 5:31: a-a hu-ut-tan-qa ap-pa na-ma-qa من با کمال میل آنچه را که درخواست شده انجام میدهم(?).
a-a-a-a N.pr.m. aE، شاید به معنی عزیز خوب، احتمالاً aiai تلفظ میشود. رجوع کنید به e-e-e و سایر نامهای خاص داده شده در آنجا.
S.jur. 226:Rs.2.
a-ad-da N.pr.m. aE، احتمالاً نام کوتاه، رجوع کنید به ad-da و at-ta father، اما احتمالاً با آنها یکسان نیست.
Akkad. قطعه لوح از شوش دوره اکدی در F. Vallat, DAFI 1, 1971, 244:3. S.jur. 549:3.
h.a-a-har نام مکانی nE، رجوع کنید به R. Zadok، BzN 18، 1983، 120. Nin 1:15: h.a-a-ha-ri-ik-ki به گفته Aihar.
h.a-a.hi-te-ik -te-ik، h.a-tu-ik.
ShuN 28 A:3.25.
mE نام مکانی در الیمائیس با استحکامات خوب، احتمالاً Aihitek تلفظ میشود؛ همچنین ببینید h.a-
a-a-i-[im(?)]-bu N.pr.m. aE، که از a-a well، dear، happyly و *imbu با معنای هنوز ناشناخته تشکیل شده است؛ همچنین ببینید im-bu-bu.
Mém. 10، 1908، 126:4.
mém. 10، 1908، 126:4.
mém. 10، 1908، 126:4.
mém. 10، 1908، 126:4.
mém. 10، 1908، 126:4.
mém. 10، 1908، 1908، 126:4.
... a-a-in nE house، به زیر a-hi-in مراجعه کنید
Hanne 75:5: a-a-in.ú.me-na ri-šá-h-en-ra افزاینده خانه من.
a-ak
mE, nE, achE و، همچنین، اما، گاهی اوقات ظاهراً همچنین یا (UntN TZ 2:6)، ap. uta, bab. u. S.a. a-gi.
اولین مدرک تایید شده برای a-ak در Hnum 4 C:1.4.5.6.7 یافت میشود. شواهد بیشتر: UntN 6f:4, 6g:4, 6h:4, 7 Pa:2.3.4, b:2.3.4, Ilc:2.3.4 و چندین بار در کتیبههای او. ShuN 17:3, 18:3, 19:4.5 و چندین بار در کتیبههای او. a-ak همچنین در تمام منشورهای بعدی ایلامی، از جمله تقریباً تمام کتیبههای هخامنشی، و همچنین در خزانه دربار و لوحهای مجلسی داریوش، گواهی شده است.
ص۱۴ متن آلمانی=صفحه ۲ ترجمه
a-ak.ku-ud-da
a-ak.ku-ud-da هم در ماد و هم در عبارت "هم (ku-ud-da)... و هم (a-ak.ku-ud-da)" وجود دارد. از آنجایی که ku-ud-da قبلاً در دوره nE وجود داشته است، بعید است که یک کلمه ترکیبی عیلامی-عربی از a-ak عیلامی و uta هخامنشی باشد، به معنی هر دو.
DB 10:27: ku-ud-da v.ma-[da]-be ik-ki a-ak ku-ud-da v.da-a-ya-u-iš ap-pa da-a-e ha-ti-ma هم در ماد و هم در سایر سرزمینهای امپراتوری؛ uta هخامنشی... uta؛ غسل تعمید متفاوت است. DB 12:35/36, 16:60 و شواهد بیشتر در کتیبههای هخامنشی.
a (?)-ak-ti.KI III:12.
... aE نام مکان، زمان کوتیک-اینشوشیناک (قرن ۲۳ پیش از میلاد) میم. ۱۴، ۱۹۱۳، ۱۰،
a-ak-ya-an mE مخفف a-ak hi-ya-an و یک تالار کاخ.
گونه ShuN 18:3.
a-al از akkad، شهر älu گرفته شده است.
UniN TZ 31:2 و ۳۲:۲: a-al un-taš.DINGIR.GAL شهر [] اونتاس-ناپیریشا (نام باستانی چوگا زمبیل امروزی، حدود ۴۵ کیلومتری جنوب شرقی شوش).
a-al-at.KI E نام مکان، قرن ۱۹ پیش از میلاد
میم. ۱۰، ۱۹۰۸، شماره ۶۹:۳ روپیه.
a-al-la N.pr.m. aE
یادداشت ۱۴، ۱۹۱۳، ۱۱۳ شماره ۷۳:۲.
a-al-pis. نام خاص aE (k)u(?)-un.a-al-pi
a-am به نظر من اکنون، همچنین به am (املای معمول) مراجعه کنید. Inc. 70 D:7: ŝi-i-pu si(?)-te(?) a-am šu-ú-ri(?)-bi-i.
v.a-a-na-ak-qa N.pr.m. ap. ainaka- (زبان، ۱۹۷۵، ۲۶)؛ به hh.a-na-ak-qa، hh.a-na-ik- -qa و نام مکان h.a-a-na-ak-qa مراجعه کنید.
W.H. Ward، مهرهای استوانهای آسیای غربی (لندن ۱۹۱۰)، ۳۳۱ شماره. ۱۰۷۶.
h.a-a-na-ak-qa nE نام مکان S ۹۳:۱۰: h.a-a-na-ak-qa-be-na از مردم آیناک. ۸۰:۱۰/Rs.۱°. ۱۰۰:۹/۱۰. ۱۳۳:Rs.۸. ۱۷۹:Rs.۸: hw.a-a-na-ak-qa-be-ra مردی از مردم آیناک. ۱۵۱:۷: hw.a-a-na-ak-qa-be-ba مردان] مردم آیناک. hw.a-a-na-ib-be احتمالاً یک نام قبیلهای باستانی ایرانی به معنای «مردم آیناک(؟)» است، بنابراین با پسوند جمع. ... S 133: Rs.7: 1 ku-uk-tu, hw.a-a-na-ib-be یک لباس بیرونی (لباس رویی) (به سبک] مردم Aina(?).
a-a-na-ir N.pr.m. احتمالاً = ap. ainar-(?)، به دلیل بافت باستانی ایرانی.
S 133: Rs.6: hw.qa-ut-tan DUMU a-a-na-ir Katana(?)، پسر Ainar.
a-a-ni mE خانهاش؛ به زیر a-hi-in مراجعه کنید.
Shl 45 IX:6: a-a-ni ri-tu, mu-uk-ni خانهاش توسط همسرش طرد شود!؛ این نامشخص است زیرا شاید باید a-a-ni-ri tu-mu-uk-ni خوانده شود؛ König (1965, 102): "خویشاوندی توسط همسر انکار شود". با این حال، کتیبه قبلاً از همسر گناهکار، که نفرین حاکم متوجه اوست، به صورت مو-ه-تی-یر-ری (همسرش). املای ri-tu برای "همسر" فقط در اینجا یافت میشود؛ در کتیبههای دیگر او، شیلهاک-اینشوشیناک همیشه ru-tu4 مینویسد. اگر کسی مجبور باشد a-a-ni-ri tu4-mu-uk-ni بخواند، معنی آن میتواند این باشد که همخانه (خویشاوند) او محکوم شده است! (با نام خاص achE hh.tu-mu-ra مقایسه کنید).
صفحه ۱۵ متن آلمانی=صفحه ۳ متن ترجمه
hh.a-a-pír-ra
15
a-a-ni-ip aE, mE بستگان (جمع)، به معنای واقعی کلمه همخانه؛ V. Scheil (Mém. 11, 1911, 108): "خاندان، خانواده (؟)"؛ King (Three Old Lam. Stelae, 1925, 20. 42): "خویشان، خویشاوندان خونی"؛ Erica Reiner (Language, 1969, 103): "خویشان"؛ M. Lambert (RA 66, 1972, 65): "فرزندان"؛ Ju.B. Jusifov (VDI 129, 1974/3, 10): "rodoslovnuju moju" ("شجرهنامه من"). Siw 3:9 [زندگی سایر خویشاوندان]. ش ۴۶:۴۷: آ-ا-نی-ایپ نی-قا-مه اور-پا-پو-آپ زو-ا-ز-قا-تاه من مجسمههای نذری از بستگان سابقم را بر روی [روی] نصب کردم. ۵۴ ۱:۲۹: ت-اک-کی-می... آ-ا-نی-ایپ نی-قا-به زندگی بستگان ما. هوتل ۶۰:۵ و انزان ۱:۵۴: ت-اک-کی-می.... آ-ا-نی-ایپ-او-به (یا "او-به") زندگی بستگان من.
آ-ا-نی-ری م ای از بستگان او، مطمئن نیستید که آیا آن را به این صورت بخوانید، موقتاً به زیر آ-ا-نی مراجعه کنید.
آ-ان-تو-او-اَ N.pr.m. aE، طبق گفته ر. زادوک (BzN ۱۸، ۱۹۸۳، ۱۱۴) ریاکارانه از آتا ("با یک -n-"). همچنین ببینید a-at-tu-ù-a، at-tu-ú-a.
S.jur. 360:13.
f.a-a-nu-nu N.pr.fem. nE، احتمالاً ainini تلفظ میشود، شکل مصغری که تقریباً به معنای "اهلی" است، و به سختی (با R. Zadok، BzN 18، 1983، 100) با an مرتبط است.
S 282:9.
d.a-a-pa-ak-si-na nE(?) الوهیت در سنت nA: R. Zadok (ElOn، 1984، 5) نام الهی را در رابطه با نام خاص nE، hw.ak-si-in.ki-li-ik، زیر سوال میبرد.
Streck صفحه 52:40.
a-a-pi-h aE. شاید شخم زدم، کشت کردم، به نام صحیح lu-ur.a-a-pi-h مراجعه کنید.
h.a-a-pír نام مکان nE، احتمالاً Aipir تلفظ میشود، امروزه Izé (که قبلاً Mälamir بود). König (1965, 157) h.a-a-tams را به صورت ayatam ترجمه کرده است. معنی نام مکان میتواند شخمزن، کشتکار باشد.
Hanne 75:16 and 19: h.a-a-pír-na of Aipir. 75:5: ku-tur h.a-a-pír-ir-ra prince of Aipir. 75:18: d.na-ap-pi h.a-a-pir-ip-na از خدایان Aipir. 75A:3/4. 76:1. 76:2: ku-du h.a-a-pír-na مردم ('گله') Aipir. 76:21: f.am-ma-zi-ráš h.a-a-pir-ra خانم Ammaziras از Aipir. 75:14. 76:27. 76A:6. 76C:3/4. 76 درجه فارنهایت: 9 درجه. س 4:7 و 173:8: h.a-a-pír در آیپیر. 66:5: PAP hu-ut h.a-a-pír- -na همه توسط Aipir ساخته شده است. 119: 5 روپیه. 147:16.
h.a-a-pír-ib-be nE مردم از Aipir; s.h.a-a-pir.
س 29:110. 47:11: 1 ku-uk-tu, ha.a-a-pir-ib-یک لباس بیرونی (شنل، مانتو) (به سبک مردم Aipir. 95:16°. 101:3. 120:8. 147:4. 169: Rs.22. 172: Rs.
[h.a-a]-pír-en-ni
حمل 86:9.
nE که از Aipir.
h.a-a-pír-in-na achE که از Aipir.
ادامه 622-1:6/7: h.ba)-ri-ba-ráš h.a-a-pír-in-na در سنگر (ap. paribära) آیپیر. h.a-a-pír-na
- زیر h.a-a-pir را ببینید
h.a-a-pír-ras. تحت h.a-a-pír
hh.a-a-pír-ra nE که از Aipir، در مرجع ظاهرا N.pr.m.
نین 5:4: hh.ráb.lg h.le]-kál-l[i] a-ak hh.a-a-pír-ra h.qat-mur-ti-na مارشال دادگاه و آیپیرا کاتمورتی.