جنبش شعر میتراییک ایران درگذشت علی باباچاهی شاعر و منتقدایرانی را تسلیت می گوید

علی باباچاهی شاعر و منتقد کشورمان، از چهره های تاثیر گذار شعر نو و پدر معنوی بسیاری از شاعران صاحب نام امروز،نوشین روان گشت!

بدینوسیله جنبش میتراییک ایران ، به خانواده ی باباچاهی و خانواده ی بزرگ شعر ،تسلیت عرض می نماید!

جنبش میتراییک ایران

رامین یوسفی

.

لینک کتاب : برای فرمالیسم : ترجمه رامین یوسفی

https://yaftehpub.ir/product/%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d9%81%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%84%db%8c%d8%b3%d9%85/

لینک را در تلگرام یا واتساپ انتقال و بر روی آن زده تا وارد سایت شوید.

بلوت درخت خدای گپ بزرگ ،اینشوشناک و کوروش،و نقش آن در شاخ زرین

●بلوت در زاگرس نماد خدای بزرگ "گپ بزرگ" ، اینشوشناک و کوروش پدر ملت ها و کشور هاست

●بلوت های زاگروس تا ارمن تا اراق همه جنبه ی قدسی دارند و بدستور بزرگان در این مناطق کاشته و تکثیر شده اند.

●جیمز جرج فریزر عنوان کتاب ۱۳ جلدی خود "شاخ زرین" را بخاطر جادوی نهفته در بلوت(بلی balī)و رشد شاخه ی زرین ،برآن و درخت خدایان،نام نهاده است.

کتاب The Golden Bough (شاخ زرین) اثر جیمز جرج فریزر یکی از کلاسیک‌های مطالعات اساطیر و دین‌های ابتدایی است. اگر در آنجا گفته می‌شود که بلوت(oak) مهم و در سنت «شاخ زرین» نقش دارد، چند دلیل اساسی پشت این انتخاب وجود داردGradesaver۱
۱. اهمیت فرهنگی و مذهبی بلوت
فریزر می‌گوید در بسیاری از سنت‌های اروپایی، به‌ویژه در میان اقوام آریایی، درخت بلوت به‌عنوان درختی مقدس تلقی می‌شد ـ نماد قدرت، خدایان و نیروی طبیعی. در افسانه‌ها و عبادت‌ها، بلوط اغلب با خدایان آسمانی مرتبط بوده است.
Course Hero
۲. ارتباط با خدایان آسمان و رعد و برق
یکی از دلایل انتخاب بلوط این بود که در تجربه‌ باستانی، بلوت بیش از درختان دیگر در معرض رعد و برق قرار می‌گیرد. برای مردمان کهن، این پدیده نشانه‌ای از حضور خدایان آسمان (مثل ژوپیتر/زئوس) در این درخت بود؛ بنابراین بلوط به‌عنوان «درخت خدایان» تلقی شد.
Wikisource
۳. ارتباط با افسانه‌ی «شاخ زرین» و میستل‌تو
در متن اصلی، فریزر به افسانه‌ای اشاره می‌کند که شاخ زرین همان میستل‌تو (گیاهی پارازیتی) است که بر روی بلوط می‌روید. این گیاه که روی بلوط رشد می‌کند، پاکی و نیروی زنده‌ای نماد می‌شود که همواره بین زمین و آسمان قرار دارد ـ و در اساطیر، گرفتن این شاخ یا شاخهٔ مقدس به معنای دست‌یابی به قدرت و نیروی مقدس است.
Course Hero

در نتیجه، بلوط به چند دلیل در «شاخ زرین» اهمیت دارد:
نماد حیات و نیروی طبیعی مقدس در سنت‌های باستانی
.

بلوت ارتباط با خدایان آسمان است .محل رشد گیاه مقدسی (کندوک/میستل‌تو) که در اساطیر نیروی حیاتی ویژه‌ای دارد
در اساطیر و آداب باستان، بلوت بیش از یک «درخت» است: نشانهٔ ارتباط میان طبیعت و الهی، میان زمین و آسمان، و میان زندگی و مرگ که به‌عنوان عنصر مرکزی در روایت «شاخ زرین» عمل می‌کند.

رامین یوسفی

شکست روایت چپ در ایران : رامین یوسفی



الف . جذابیت نظریِ چپ
چپ مارکسیستی در ساحت نظریه‌پردازی بسیار قدرتمند بوده است.
تحلیل سرمایه، نقد ایدئولوژی، مفهوم شیءوارگی، صنعت فرهنگ، هژمونی و … ابزارهایی مفهومی‌اند که همچنان در علوم انسانی کار می‌کنند.
نظریه‌پردازانی چون:
Georg Lukács با مفهوم «آگاهی طبقاتی» و «شیءوارگی»
Herbert Marcuse با نقد جامعه تک‌ساحتی
Umberto Eco (که مارکسیست ارتدوکس نبود، اما از سنت انتقادی و چپ فرهنگی تأثیر گرفت)
هر یک نشان می‌دهند که چپ در سطح تئوریک، تولید مفهومیِ قوی داشته است.
در ایران نیز سنت ترجمه و روشنفکری دهه‌های ۴۰ و ۵۰ عمدتاً از همین جاذبه نظری تغذیه می‌کرد.
ب. بحران در سطح اداره و تحقق
اما مسئله زمانی پیچیده می‌شود که نظریه به سطح «اداره انقلاب» یا «ساخت دولت» می‌رسد.
در تجربه‌های تاریخی، از روسیه تا بلوک شرق،
مارکسیسمِ دولتی اغلب با این بحران روبه‌رو شد:تمرکز قدرت بوروکراتیزه شدن آرمان فاصله گرفتن از آزادی‌های وعده داده‌شده و در سطح نظری نیز، هرگاه بحران رخ داد، توضیح غالب این بود که:«شرایط تاریخی کامل نبود»
«انقلاب در کشور صنعتی رخ نداد»
«امپریالیسم مانع شد»
به تعبیر استعاری :
گویی ایدئولوژی‌ای که در نظریه درخشان است، در اجرا دائماً «مهلت تمدید» می‌خواهد.
پ. وضعیت ایران
در ایران، چپ هیچ‌گاه فرصت استقرار کامل دولتی نیافت، اما در سطح گفتمانی خود را حامل «تبیین کل تاریخ» می‌دانست؛ یعنی مدعی ابرروایت بود.
با این حال، پس از تحولات دهه ۶۰ و فروپاشی شوروی،
چپ ایرانی از موقعیت ابرروایت به موقعیت یک «روایت انتقادی محدود» منتقل شد.
در کل و نظری می‌توان چنین گفت:چپ در سطح تولید نظریه --->یکی از قوی‌ترین دستگاه‌های مفهومی قرن بیستم است.


چپ در سطح اداره انقلاب و دولت‌سازی ---> تجربه‌ای مسئله‌مند و اغلب ناکام است.


چپ در وضعیت امروز ایران ---> دیگر ابرروایت مسلط نیست، بلکه روایتی انتقادی در میان دیگر روایت‌هاست.

●رامین یوسفی : اسپند ۱۴۰۴

سروشیه بختیاری: رامین یوسفی

عنوان مقاله:باز اندیشیِ فرقه ی سروشیه ی بختیاری

● پژوهش : رامین یوسفی

○(برش مقاله)

مقدمه:
در این مقاله به بررسی فرقه سروشیه بختیاری که در جریان نهضت ملی شدن نفت روی داد می پردازیم؛ سروشیه در بختیاری سابقه ای پیش تر از ملی شدن نفت دارد.هرگاه کسی از دنیا دل می کند، بختیاری ها می گفتند :"سروشی" شده است.پس از اکتشاف نفت در مسجدسلیمان توسط سر ادوارد رینولدز در چاه شماره یک،ساختارهای قومی در ایران و خاورمیانه دستخوش تغییرات بزرگ شده بود.رهزنی های دریایی در دوره های صفوی ،نادری،سابقه داشت اما بیشتر در زندیه و قاجاریه، این رویداد به دلیل ورود اروپادر آستانه ی قرن نوزدهم، با پدیده ی سرمایه داری،میرفت تا با برهم زدن توازن میان سنت و مدرنیته،وزنه را به نفع جهان سرمایه داری وزین نماید.پیش از این اروپاییان با خواندن متون ایرانی،نیز کتب مقدس،دریافته بودند که قلمرو ایران سرشار از ذخایر و معادنی ست که می تواند تعیین کننده ی نظام اقتصادی - سیاسی و ساختارهای اجتماعی قرن نوزدهم به بعد در جهان و خاورمیانه درصورت مدیریت درست باشد .حضور برادران شرلی و ماجرای عاشق شدن یکی از این برادران با دختری اسپهانی،سفرنامه ی شاردن و نوشته های دیگر جواهرفروشان اروپایی در ایران،تا دوران پهلوی و اکنون ادامه داشت و دارد. وجود منابع و ذخایر و تاکید بر نفت و گاز و معادن طلا،پیروزه،مس،پولاد...موجب شد تا نگاه خاصی به این قلمرو داشته باشند. اکتشاف نفت در خاک بختیاری دلیلی شد تا خوانین بختیاری از انگلیسی ها سهم خود را مطالبه نمایند.قردادهای اولیه میان انگلیس و خوانین،باعث قدرت آنان شد اما این قدرت برای روس ها و انگلیسی ها که پیشتر از قاجارها، هرات و آذربایگان را گرفته بودند، بسیار سنگین تمام می شد،روسیه با ساختار بندی حزب توده تا دورترین نقاط عشایری ایران نفوذ کرده بود،انگلیس هم در هندوستان و ایران با تفرقه کارش را پیش می برد،نفوذ لایارد و اعتماد محمدتقی خان بختیاری که سودای جدایی خوزستان و بخش هایی از عراق، در زمان قاجار را در سر می پروراند،انگلیس را آشفته تر می ساخت و البته از سویی نامه های رد و بدل شده میان محمد تقی خان با سایر خوانین بختیاری که لایارد مامور بردن این نامه‌ها بود ، برنامه‌های جداسازی خشوزستان را لایارد به مافوقان انگلیسی اش راپورت می‌داد.در دوران ملی شدن نفت،جیکاک توانست میان کوچگران بختیاری، بدلیل دانش روز،و تازگی مطالب و جهانی"متفاوط"[ت]نفوذ نماید.ارادت بختیاری ها به تشیع علوی را پی برده بودو پس از بررسی ها و مطالعات فراوان و شنیدنی های مهم دریافت که بختیاری ها یک وجه شدید بریدگی از دنیا دارند،وجهی که در پیشینه ی این ایل بزرگ معروف به "سروشی" بود.سروشی به قلندر و درویش بختیاری یا عاشقی می گفتند که از دنیا بریده و درجهان دیگری سیر می کند:.. ور .دارم.کشکولُم.دنیانه.بگردم... حالا مامور انگلیسی درحال تکمیل سناریوی خود بود: تصوف علوی- حضور بختیاری ها درساختار دولت صفوی تا قاجار؟ علی الهی؟ ارادت به حضرت علی؟حضور اعراب در ساختارهاو بافتار ایلیِ بختیاری؟... طلوعیان در بختیاری شکل می گیرد ! آیین و مناسک، اوراد،خلسه،کامجویی و ژست های مذهبی،آب پاشی و سوگند با پاکی آب،اتش،آفتاب،بلوط،کیکم و بگنو،عَلم و کتل های چهار پر (نماد چار جهت عالم)- چلبری(بریشم و اورادمذهبی خواندن بر ابریشم و نصب آن بر لگام اسب های بختیاری ها که سابقه ی درینه داشت)...حرکت با دسته ها و گروه ها از گریوه ای به گریوه ای دیگر و از چشمه ای به چشمه ای دیگر (چشمه مهنا، در گریوه ی صمصامی شهرکرد)،آب کوفی (دوآب صمصامی: شعبه ی گرم آن را کوفی می گفتند و شاخه ی برفاب آب دِژدارون، نرسیده به شامصیری(شاه منصوری)،خاتی نِهلَو(خاتی مِهلب) چشمه های بازفت،گریوه های شوشتر و دزفول و دورق شادگان و اندیکا و ...تا بهبهان و گچساران و کوه گیلویه و بویراحمد،در ایام ایلاق(ییلاق) و قشلاق،جنبشی بزرگی را موجب شد تا به صورت کارناوالی مذهبی ،فرقه ی سروشیه یا طلوعیان بختیاری را پیش برد. این جریان از خانقاههای بختیاری حتی به لرستان، مناطقی از اراک و اصفهان و بخش‌هایی از عراق نیز گسترش یافت.

"سر طلوع" که نقش استاد را در این مناسک داشت به طلوعیان آموزش می داد و جمع سروشیان پیوند و گسترش می یافت...

نام جای ها به گویش گَندلیِ هفت لنگ

دو اَو duæw.

شاهمصیریšāmsīrī .شاه منصوری.

شهماری: شهریاری؟ شاه میری ،شاه امیری.

خاتی نَهلَوxātī.nahlavخاتی مِهلب .خاتون مِهلَب(مق).

بردبهییگbard.bahīyag برد بهییگ. سنگ آروس(عروس)،از زیارتگاهای صمصامی- شامصیری - کاج.

●رامین یوسفی: بازخوانی سروشیه بختیاری