
●عنوان مقاله:باز اندیشیِ فرقه ی سروشیه ی بختیاری
● پژوهش : رامین یوسفی
○(برش مقاله)
مقدمه:
در این مقاله به بررسی فرقه سروشیه بختیاری که در جریان نهضت ملی شدن نفت روی داد می پردازیم؛ سروشیه در بختیاری سابقه ای پیش تر از ملی شدن نفت دارد.هرگاه کسی از دنیا دل می کند، بختیاری ها می گفتند :"سروشی" شده است.پس از اکتشاف نفت در مسجدسلیمان توسط سر ادوارد رینولدز در چاه شماره یک،ساختارهای قومی در ایران و خاورمیانه دستخوش تغییرات بزرگ شده بود.رهزنی های دریایی در دوره های صفوی ،نادری،سابقه داشت اما بیشتر در زندیه و قاجاریه، این رویداد به دلیل ورود اروپادر آستانه ی قرن نوزدهم، با پدیده ی سرمایه داری،میرفت تا با برهم زدن توازن میان سنت و مدرنیته،وزنه را به نفع جهان سرمایه داری وزین نماید.پیش از این اروپاییان با خواندن متون ایرانی،نیز کتب مقدس،دریافته بودند که قلمرو ایران سرشار از ذخایر و معادنی ست که می تواند تعیین کننده ی نظام اقتصادی - سیاسی و ساختارهای اجتماعی قرن نوزدهم به بعد در جهان و خاورمیانه درصورت مدیریت درست باشد .حضور برادران شرلی و ماجرای عاشق شدن یکی از این برادران با دختری اسپهانی،سفرنامه ی شاردن و نوشته های دیگر جواهرفروشان اروپایی در ایران،تا دوران پهلوی و اکنون ادامه داشت و دارد. وجود منابع و ذخایر و تاکید بر نفت و گاز و معادن طلا،پیروزه،مس،پولاد...موجب شد تا نگاه خاصی به این قلمرو داشته باشند. اکتشاف نفت در خاک بختیاری دلیلی شد تا خوانین بختیاری از انگلیسی ها سهم خود را مطالبه نمایند.قردادهای اولیه میان انگلیس و خوانین،باعث قدرت آنان شد اما این قدرت برای روس ها و انگلیسی ها که پیشتر از قاجارها، هرات و آذربایگان را گرفته بودند، بسیار سنگین تمام می شد،روسیه با ساختار بندی حزب توده تا دورترین نقاط عشایری ایران نفوذ کرده بود،انگلیس هم در هندوستان و ایران با تفرقه کارش را پیش می برد،نفوذ لایارد و اعتماد محمدتقی خان بختیاری که سودای جدایی خوزستان و بخش هایی از عراق، در زمان قاجار را در سر می پروراند،انگلیس را آشفته تر می ساخت و البته از سویی نامه های رد و بدل شده میان محمد تقی خان با سایر خوانین بختیاری که لایارد مامور بردن این نامهها بود ، برنامههای جداسازی خشوزستان را لایارد به مافوقان انگلیسی اش راپورت میداد.در دوران ملی شدن نفت،جیکاک توانست میان کوچگران بختیاری، بدلیل دانش روز،و تازگی مطالب و جهانی"متفاوط"[ت]نفوذ نماید.ارادت بختیاری ها به تشیع علوی را پی برده بودو پس از بررسی ها و مطالعات فراوان و شنیدنی های مهم دریافت که بختیاری ها یک وجه شدید بریدگی از دنیا دارند،وجهی که در پیشینه ی این ایل بزرگ معروف به "سروشی" بود.سروشی به قلندر و درویش بختیاری یا عاشقی می گفتند که از دنیا بریده و درجهان دیگری سیر می کند:.. ور .دارم.کشکولُم.دنیانه.بگردم... حالا مامور انگلیسی درحال تکمیل سناریوی خود بود: تصوف علوی- حضور بختیاری ها درساختار دولت صفوی تا قاجار؟ علی الهی؟ ارادت به حضرت علی؟حضور اعراب در ساختارهاو بافتار ایلیِ بختیاری؟... طلوعیان در بختیاری شکل می گیرد ! آیین و مناسک، اوراد،خلسه،کامجویی و ژست های مذهبی،آب پاشی و سوگند با پاکی آب،اتش،آفتاب،بلوط،کیکم و بگنو،عَلم و کتل های چهار پر (نماد چار جهت عالم)- چلبری(بریشم و اورادمذهبی خواندن بر ابریشم و نصب آن بر لگام اسب های بختیاری ها که سابقه ی درینه داشت)...حرکت با دسته ها و گروه ها از گریوه ای به گریوه ای دیگر و از چشمه ای به چشمه ای دیگر (چشمه مهنا، در گریوه ی صمصامی شهرکرد)،آب کوفی (دوآب صمصامی: شعبه ی گرم آن را کوفی می گفتند و شاخه ی برفاب آب دِژدارون، نرسیده به شامصیری(شاه منصوری)،خاتی نِهلَو(خاتی مِهلب) چشمه های بازفت،گریوه های شوشتر و دزفول و دورق شادگان و اندیکا و ...تا بهبهان و گچساران و کوه گیلویه و بویراحمد،در ایام ایلاق(ییلاق) و قشلاق،جنبشی بزرگی را موجب شد تا به صورت کارناوالی مذهبی ،فرقه ی سروشیه یا طلوعیان بختیاری را پیش برد. این جریان از خانقاههای بختیاری حتی به لرستان، مناطقی از اراک و اصفهان و بخشهایی از عراق نیز گسترش یافت.
"سر طلوع" که نقش استاد را در این مناسک داشت به طلوعیان آموزش می داد و جمع سروشیان پیوند و گسترش می یافت...
نام جای ها به گویش گَندلیِ هفت لنگ
دو اَو duæw.
شاهمصیریšāmsīrī .شاه منصوری.
شهماری: شهریاری؟ شاه میری ،شاه امیری.
خاتی نَهلَوxātī.nahlavخاتی مِهلب .خاتون مِهلَب(مق).
بردبهییگbard.bahīyag برد بهییگ. سنگ آروس(عروس)،از زیارتگاهای صمصامی- شامصیری - کاج.
●رامین یوسفی: بازخوانی سروشیه بختیاری