ایران قبل از اسلام خیلی زود جایگاه مهمی در دیدگاه جهان عرب پیدا کرد. در حالی که یونانیان کم و بیش به عنوان کشوری از فیلسوفان بیانتها دیده میشد و تاریخ آن مورد غفلت واقع میشد، ایران و تاریخ آن برای اعراب به بخشی اساسی از تاریخ جهانی تبدیل شد. تمام مورخانی که به عربی یا فارسی در مورد تاریخ مینوشتند، تاریخ ایران قبل از اسلام را به طور برجسته در کتب خود درج کردهاند. مشکل تاریخ نگاری مدرن عربی و اسلامی این است که سنت ایرانی تقریباً به طور کامل نادیده گرفته میشود. بنا بر این افسانه کعب الاخبار، که به انتقال سنتهای یهودی به عربی اعتبار دارد، مقالهای را در مجموعه ی تاریخ ادبیات عربی از آن خود کرده است، در حالی که ابن مقفع به رغم ترجمه ی خود از کتاب خداینامک و سایر متون تاریخی نادیده گرفته میشود. به نظر میرسد این تفاوت از مطالبی که با آنها کار میکردند ناشی میشود... با این وجود به نظر میرسد که همگام سازی تاریخ ملی ایرانیان با تاریخ مقدس اسلامی در همان سدههای نخست هجری شکل گرفته باشد. مورخان اولیه ی اسلامی یا ازچهار چوب تاریخ نگاری ایرانی استفاده میکردند و داستان را به شیوه ایرانیان نقل میکردند و ساختار کار خود را بر اساس فهرست شاهان ایرانی تنظیم میکردند و مطالبی تازه همچون اخبار پیامبران و... را به آن اضافه میکردند، یا از شیوه ی تاریخ نگاری کتاب مقدسی استفاده میکردند که بیش از همه تحت تاثیر تاریخ نگاری مسیحیان بوده است. در شیوه دوم گاهی یک فصل جداگانه به پادشاهان پارس اختصاص میدادند و غالباً اختلافات ناشی از ذکر تاریخ جهان بر اساس دو سنت مختلف را نادیده میگرفتند یا تحت عنوان تاریخ مقدس، این دو سنت را با یکدیگر هماهنگ میکردند... سنت عربی تاریخ جهان اساساً مبتنی بر تاریخ نگاری ایرانی و تاریخ مقدس بود... بزرگترین قهرمان شاهنامه فردوسی،رستم، به ندرت در دوران پیش از اسلام و اوایل اسلامی مستند شده است. اما در مورد اهمیت وی، دست کم در جهان ایران شرقی، تردید اندکی وجود دارد. از قرن دهم به بعد، او در مدت زمانی کوتاه، نه تنها توسط شاهنامه فردوسی و منابع قرن دهم او، بلکه با توسعه گونهای ادبی حماسههای متاخر که عمدتاً با محوریت رستم و دیگر قهرمانان سیستان بودند و قسمت اعظم اطلاعات آنها به یش از فردوسی باز میگشت، به یک قهرمان ملی تبدیل شد(هامین،۱۳۹۹: ۱۲۴-۲۰۷).
. هامین،آنتیلا، یاکو،۱۳۹۹،خداینامگ،چاپ دوم،تهران،انتشارات ققنوس