پلات چی شاهنومه بالا بلندن

سیاهی تُرنه هات شَوِ کمندن

گروسستم ز هرچه مذهو و دین

پناه بر پَللت! یرقه سمند

Palat~Čī~Šhnūme~Bālā~Bolanden

Sīyāhī~Tornehát~Šawe~Kamanden

Gorleston.~Ze~Har~Če~Mazhavo~Dī.n

Panāh~Bar~Palalet!~Yorgh~Samand..en

نال بختیاری

موهات چون شاهنامه بالابلندهستند

سیاهی ترنه هایت،شب کمند مانندن

فرار کردم از هرچه مذهب و دین است

پناه بر گیسوانت بردم! که چون یُرقه های سمند هستند(رفتارشان مواج چون یُرقه دویدن اسب سمند می باشند).

■ واژگان

•پَل: موهای بلند.

•چی: چون ،مانند؛از ادات تشبیه.

•تُرنه: موهای بلند پیچیده دور صورت؛ در شعر فارسی ،هرچه طُره است اشاره به همین تُره یا تُرنه و پیچش زیبای آن دارد؛ در کتاب پژوهشی در دی بنال‌های بختیاری کامل آن را شرح داده‌ام.

•گروسستم: از ریشه ی گروسیدن ،در معنای فرار از ترس و ناراحت؛فرار کردم من.

•پَلَلت:در گویش لرهای زاگرس جنوبی همان پَل ها در حالت جمع؛ در بختیاری: پَلات.

یُرقه: نوعی از دویدن هماهنگ چهاردست وپای اسب،یُرقه سمند: اضافه ی تشبیهی ،موهای مواج به یرقه رفتن اسب می ماند!