آتش و نور اسپهبدی
•کاربرد در متن:
《 آتش صاحب نور است و به برکت نور بودن، شریف است.همه ی ایرانیان آتش را طلسم "اردیبهشت" میدانستند و اردیبهشت آتش نور قاهر فیاض آتش است.آتش پُر حرکت،پُر حرارت و نزدیکتر به طبیعت حیات و زندگی است و در تاریکیها از او یاری میجویند. آتش از چیرگی کامل برخوردار است و به مبادی نور شبیه است و برادر" نور اسپهبد"(نفس) انسانی تلقی میشود که با این دو، خلافتهای صغری (آتش) و کبری (نفس ناطقه انسانی) کامل میشود. لذا ایرانیان، در گذشته، با توجه به آن فراخواندهاند. و تعظیم همه انوار واجب است به تشریع نورالانوار》(اکبری،۱۳۸۷: ۲۲۱).
. اکبری،فتحعلی،۱۳۸۷،فلسفه ی اشراق،تهران،نشر پرسش
《 قاف نام کوهی است که بر قله آن سیمرغ نماد ذات الهی اقامت دارد》(امین رضوی،۱۳۷۷: ۴۹).
. امین رضوی ،مهدی،۱۳۷۷ ،سهروردی و مکتب او، مجدالدین کیوانی، تهران،نشر مرکز
•کاربرد در متن
سروردی در کتاب حکمت الاشراق مینویسد:
《و قاعده تابندگی در نور و تاریکی از قاعده کفر مجوس، و الحاد مانی، و آنچه به شرک به یزدان بلند مرتبه و پاک میانجامد نیست》(زنجانی اصل،۱۳۸۶:۸۸).
.کریمی،زنجانی اصل،۱۳۸۶، حکمت اشراقی، ایران باطنی و معنویت عصر جدید.
•کاربرد در متن: سهروردی در انتهای کتاب حکمت اشراق بحث انوار درونی را پیش کشیده و تا حدودی به تفضیل درباره اقسام آنها سخن گفته است. در آنجا وی ۱۵ نوع نور را که بر دل اهل تجرید میتابد برشمرده ه نخستین آنها نوری است که همچون برق بر اهل بدایات میتابد و این همان نوری است که در" صفیر سیمرغ "طوالع و لوامع خوانده شده است. در میان این نورها، نور دیگری است که زمان طولانی ثابت میماند و این همان نوری است که در سفیر سیمرغ سکینه خوانده شده است( پورجوادی، ۱۳۹۳: ۳۰).
.پورجوادی،نصرالله۱۳۹۳،،اشراق و عرفان تهران، انتشارات سخن
در شرح فصوص الحکم ابونصر فارابی در مورد نور پروردگار چنین آمده است:《 قدرت ذاتی حق همان نوریت اوست و قدرت فعلی او همان ظهور نور و تجلی و تجلی ذاتی اوست در کثرت صور وجود و تفاصیل عالم امکانی》(فارابی،۱۳۸۹: ۱۷۳).
.آشتیانی، جلال الدین،۱۳۸۹، شرح فصوص الحکم، چاپ دوم،تهران، شرکت انتشارات علمی و فرهنگی