تیگنوشت ایل من این بود:

که در یرغه ی اسبان و

زخمآوازهای کبکان فراموش گردد

لای سطور غبار گرفته ی شاهنامه ای که هرسال

زیر بهون ها

پنها و پنهان تر می شد

چرا مورخی تاختن هاشان را کتابت نکرده بود؟!

چرا؟!... چرا؟!... چرا؟!...

و هزار و یک چرای دیگر

آنگاه که مشروطه

خیس از یال اسب هایشان بود و

بر ساعد دست هاشان

تاریخ فتح و ظفر را بر قجرها

به شادمانی خالکوبی کرده بودند!

خدایا کجاست آن ساعد خالکوب؟

کجاست؟!

بر یال کدامین مادیان

سخت بگریم

بر یال کدامین مادیان؟!

+++

شاید این گناه ایلی باشد

که بزرگانش از نجابت

تاریخ شان را کتابت نکرده بودند

پس کجاست آن ساعد خالکوب

آه خدایا کجاست؟!

تیگنوشت ایل من این بود:

که در شیهه ی اسبان و

زخمآوازهای کبکان فراموش گردد

لای سطور غبار گرفته ی تاریخی که هر سال

زیر بهون ها

پنهان و پنهان تر می شد

پس کجاست آن ساعد خالکوب؟!

کجاست؟!

بر یال کدامین مادیان گونه بُسرایم و

سخت سُرو بخوانم؟!

بر یال کدامین مادیان؟!

. رامین یوسفی

..................................

تیگ نوشت: پیشانی نوشت، سرنوشت؛بختیاری ها اعتقاد دارند،سرنوشت هرکس بر اساس طالع آن شخص نوشته شده است و هیچ اختیاری در سرنوشت خود ندارد.نوعی جبرگرایی قومی که ریشه در برخی عقاید باستان دارد.

سُروsoru:سرود،که در مرگ عزیزان زنان ایل بحتیاری به صورت دسته جمعی می خوانند.

ساعد خالکوب: اندیکا یکی از بزرگانی که پدربزرگش در تیپ و لشکر سرداراسعد بود،فرمود: هنگامیکه طهران را فتح کردیم، از خوشحالی ،چند ده نفر از فدائیان بختیاری ، تاریخ فتح طهران را بر ساعد دست هایشان خالکوبی کردند،و این سطراز شعر اشاره دارد به آن رویداد تاریخی!