بخش دوم ادبیات فرم : بررسی جنگ و صلح تولستوی وچند مولفه فرمی،رامین یوسفی
●بخش دوم : ادبیات فرم
چند نمونه دقیق و روشن از مؤلفههای فرمی در جنگ و صلح ،تولستوی را میآورم؛ یعنی همان چیزهایی که ژنت و روایتشناسان دربارهشان بحث میکنند: «زمان»، «زاویه دید»، «تعدد روایتها»، «توالی و عدم توالی»، و «آشناییزدایی».
۱. توالی غیرخطی و زمانپریشی (Order)
نمونه: آغاز رمان
رمان با یک صحنه اجتماعی (مهمانی در خانهٔ آنا پاولوونا) آغاز میشود بیآنکه خواننده از پیشزمینه شخصیتها بداند. سپس تولستوی چند فصل بعد ناگهان به گذشتهٔ شخصیتها، جنگهای قبلی و توضیح پیشزمینه تاریخی برمیگردد.
این دقیقاً همان آنالپس (فلشبک) در روایت ژنت است.
تولستوی با شکستن خط زمانی، دریچهای تدریجی به تاریخ و شخصیتها میدهد.
۲. چندصدایی (Polyphony)
جنگ و صلح دهها شخصیت اصلی و فرعی دارد که هر کدام دیدگاه، جهانبینی و زبان خود را دارند.
نمونه روشن: اندیشههای متفاوت پیر، ناتاشا و آندره
- پیر در جستجوی معنویت و فلسفه است.
- آندره درگیر وظیفهگرایی و میهندوستی است.
- ناتاشا مظهر زندگی، احساس و جهان حسی است.
هر کدام با لحن خودشان روایت میشوند و تولستوی هیچکدام را بر دیگری ترجیح نمیدهد.
این همان چندصدایی باختینی است که بعدها ژنت نیز در بحث صدا (Voice) آن را صورتبندی کرد.
در رمان چند «صدا» به شکلی برابر حرف میزنند.
۳. زمانکُندی و زمانتندی (Duration)
ژنت میگوید: سرعت روایت یعنی چقدر زمان واقعی در چقدر متن بازگو میشود.
نمونه از جنگ بورودینو
در صحنه جنگ، تولستوی گاهی یک ثانیه را در چند صفحه شرح میدهد:
- حرکت یک گلوله
- لرزش دست یک سرباز
- نگاه آندره به آسمان
- و حتی احساسات بسیار ریز
این زمانکُندی (Pause / Slow-down) است: روایت کش میآید تا تجربهٔ حسی عمیق شود.
برعکس، جایی دیگر:
نمونه: گذر ماهها در زندگی ناتاشا
تولستوی گذشت چند ماه را فقط در دو جمله توضیح میدهد.
این زمانتندی (Summary) است.
۴. تکرار رویداد (Frequency)
ژنت میگوید یک رویداد ممکن است:
- یک بار رخ دهد و یکبار روایت شود
- یک بار رخ دهد و چند بار روایت شود
- چند بار رخ دهد و یکبار روایت شود
نمونه: مرگ پرنس آندره
مرگ آندره در لحظهٔ وقوع روایت میشود
اما بعداً از زبان ناتاشا، ماری و حتی پیر چند بار بازگو میشود.
نتیجه؟ رویداد ثابت است، اما زاویههای دید مختلف معنای متفاوت میسازند.
۵. زاویه دیدهای متعدد (Focalization)
تولستوی استاد چرخاندن فوکالیزاسیون (کانونمندی) است:
نمونه: صحنه نبرد آندره
- ابتدا از دید او آسمان را میبیند
- سپس به دید سربازان عادی میرود
- سپس به دیدگاه سرداران
- و ناگهان به دیدگاه دانای کل میپرد
ژنت این را «تغییر کانونمندی درونداستانی» مینامد.
باعث میشود خواننده تصویر چند بعدی از صحنه بگیرد.
۶. آشناییزدایی (Defamiliarization)
یکی از مهمترین نشانههای داستان فرم در تولستوی.
نمونه: ناتاشا و رقص روستایی
تولستوی توضیح میدهد:
وقتی ناتاشا با اینکه دختر اشرافی است، با یک رقص روستاییِ غریزی هماهنگ میشود؛
تولستوی این لحظه را طوری توصیف میکند که خواننده انگار برای اولین بار رقص روستایی را میبیند.
تکنیک آشناییزدایی باعث میشود چیز عادی، غریب و تازه دیده شود.
این همان چیزی است که شکلوفسکی میگفت «هنر، دیدن دوبارهٔ جهان است.»
جمعبندی بسیار کوتاه
در جنگ و صلح، مؤلفههای فرمی ژنت و فرمالیستها بهوضوح دیده میشود:
مؤلفه نمونهٔ مشخص از رمان/ مولفه
توالی زمان غیرخطی
شروع رمان و بازگشت به گذشته
چندصدایی
سه جهانبینی متفاوت: پیر، آندره، ناتاشا
زمانکُندی
شرح صحنههای جنگ در لحظه
زمانتندی
گذر ماهها در دو جمله
تکرار رویداد
مرگ آندره از چند زاویه
فوکالیزاسیون متغیر
صحنه نبرد از چند نگاه
آشناییزدایی
رقص ناتاشا