ماکس وبر یکی از سه بنیانگذاران جامعه‌شناسی است (با دورکیم و مارکس).

۱. نقطهٔ شروع وبر: فهم رفتار انسان

مارکس می‌گفت اقتصاد مهم است.
دورکیم می‌گفت جامعه مهم‌تر از فرد است.

اما وبر می‌گوید برای فهم جامعه باید انگیزهٔ انسان را بفهمیم.

یعنی:

جامعه = مجموعهٔ کنش‌های معنادار انسان‌ها.

پس جامعه‌شناسی باید بپرسد:
«چرا مردم این‌گونه رفتار می‌کنند؟ چه معنایی در ذهنشان است؟»

وبر این روش را فهم تفسیری (Verstehen) نامید.

۲. انواع کنش اجتماعی از نظر وبر

وبر رفتار انسان را به چهار دسته تقسیم می‌کند:

  1. کنش عقلانی معطوف به هدف
    (برای رسیدن به نتیجه مشخص؛ مثل کار کردن برای پول)

  2. کنش عقلانی معطوف به ارزش
    (کار براساس یک ارزش؛ مثل فداکاری برای میهن)

  3. کنش عاطفی
    (بر پایه احساس؛ مثل خشم، عشق، گریه)

  4. کنش سنتی
    (بر اساس عادت و رسم؛ مثل مراسم مذهبی)

۳. عقلانی‌شدن (Rationalization)

وبر معتقد است دنیای مدرن به‌سمت عقلانی شدن می‌رود:

  • همه‌چیز محاسبه‌پذیر می‌شود
  • زندگی نظم می‌گیرد
  • علم جای اسطوره را می‌گیرد
  • اداره‌ها بوروکراتیک می‌شوند

اما این روند یک مشکل ایجاد می‌کند:

«قفس آهنین»

انسان در سیستم‌های اداری و قواعد سختگیرانه
مانند یک قفس آهنی گرفتار می‌شود.

۴. بوروکراسی

وبر سیستم اداری مدرن را بهترین نمونهٔ عقلانی‌شدن می‌دانست:

  • سلسله‌مراتب
  • قانون‌مندی
  • تخصص‌گرایی
  • ثبت و بایگانی
  • رفتار غیرشخصی

این ساختار کارآمد است، ولی انسان را محدود می‌کند.

۵. دین و اقتصاد

وبر در کتاب مشهور اخلاق پروتستانی و روح سرمایه‌داری می‌گوید:

  • باورهای دینی پروتستان‌ها باعث شکل‌گیری اخلاق کاری سخت‌گیرانه شد
  • این اخلاق زمینهٔ رشد سرمایه‌داری را فراهم کرد

در نتیجه، دین می‌تواند بر اقتصاد اثر بگذارد (برخلاف نظر مارکس که اقتصاد را علت دین می‌دانست).

۶. انواع اقتدار (قدرت مشروع)

وبــــــــــــــــــــر می‌گوید قدرت سه نوع مشروع دارد:

  1. اقتدار سنتی
    (پادشاهان، ریش‌سفیدها، قبیله‌ها)

  2. اقتدار کاریزماتیک
    (رهبران استثنایی: پیامبران، انقلابیون، شخصیت‌های الهام‌بخش)

  3. اقتدار قانونی ـ عقلانی
    (دولت‌های مدرن، قوانین رسمی، بوروکراسی)

●چکیده نظریه وبر

۱. جامعه را باید از معنای رفتار انسان فهمید.
۲. دنیای مدرن به‌سمت عقلانی‌شدن می‌رود.
۳. بوروکراسی کارآمد اما خفه‌کننده است (قفس آهنین).
۴. دین، اقتصاد و سیاست بر هم اثر می‌گذارند.
۵. قدرت سه نوع است: سنتی، کاریزماتیک، قانونی-عقلانی.