سهراب سپهری در سطر «هر بودی بودا بود» (از مجموعه حجم سبز) یک جمله‌ی کوتاه اما به‌شدت فشرده‌ی فلسفی–عرفانی بیان می‌کند. این سطر را می‌توان از سه زاویه فهم کرد: فلسفه بودایی، عرفان شرقی، و جهان‌بینی شخصی سهراب.

۱. تفسیر فلسفی–بودایی

در بودیسم، «بودا» فقط نام یک شخص (سیدارتا گوتاما) نیست، بلکه یک حالت آگاهی است:

  • بیداری از رنج
  • دیدن حقیقت اشیا
  • رهایی از خود و از توهّم هستی مستقل

پس وقتی سهراب می‌گوید:

«هر بودی بودا بود»

یعنی هر موجودی در بنیاد خود، روشن‌بودگی دارد؛
هر «بود» (هر هستنده، هر وجود، هر چیز) قابلیت بودا شدن دارد.

این نگاه کاملاً با اصل بوداسَفایی سازگار است:

همه موجودات ظرفیت بیداری دارند.

۲. عرفان شرقی و وحدت وجود

از منظر عرفانی، سهراب می‌گوید:

  • وجود، سراسر قدسی است.
  • هر چیزی از «بودِ هستی» سرچشمه می‌گیرد.
  • پس هر چیز آینه‌ای از حقیقت ناب است.

در این تعبیر، «بودا» نماد روشنی، سکون، تنویر، معصومیت هستی است.
پس هر موجودی در بنیاد، پاک و روشن و سرشار از حضور است.

این همان نگاه سهراب است که در جملات دیگرش هم دیده می‌شود:

  • «کار ما نیست شناسایی راز گل سرخ…»
  • «چشم‌ها را باید شست…»
  • «تنها صداست که می‌ماند…» (در دفترهای میانی)

۳. سهراب و شاعرانه‌سازی «بودن»

در زبان سهراب:

  • «بود» = هستی طبیعی، اصل وجودی، بودنِ بی‌پیرایه
  • «بودا» = نماد بیداری، آرامش، رستگاری

پس سطر یعنی:

«هر هستی، در اصل خود، روشن و بیدار است.»

این جهان‌بینی در کل آثار او جریان دارد:

  • طبیعت مقدس است.
  • بودن در خویش، بوداوار است.
  • همه‌چیز امکان تنویر دارد: آب، درخت، انسان، سنگ، پرنده…
  • ۴. جمع‌بندی شاعرانه

«هر بودی بودا بود» یعنی:

  • هر موجودی پاک و روشن است.
  • هر چیز در بنیاد خود «آگاهی» است.
  • جهان، یک شبکه‌ی بیداری است.
  • و چشم شاعر، این «بیداری پنهان» را می‌بیند.

در واقع، سهراب می‌گوید:

جهان بوداوار است؛

فقط ما بیدار نیستیم.

● تحلیل: رامین یوسفی