ریشه ی ساتراپ " "کشوربان است نه نگهبان با شهربان ، وقتی در جهان سیستم و نظامی به نام شاهنشاهی برقرار گردد، یعنی کل آن جهان زیر نظر شاهنشاه یا شاه شاهان است و کشورهای دیگر ،توسط" شاه"ی ، مرزشاهی می گردد.ریشه ی ساتراپ که یونانی شده ی خشا. ثرا.پاون xæšāsorpāwn، شاه کشور پا ست ،شاهی که کشوری را برای شاهنشاه می پاید.واج "ث" پشت دندان ها قرار می گیرد و پس از لوله ای شدن زبان ،تولید می شود. این واژه به لحاظ ریشه می شود : خشا.ثرا.پاون: شاه کشور ،پاون(بان: درمعنای پاییدن).و شهر بان معنای درست کلمه نمی باشد ،حداقل بخش دو و سوم آن در زبان بختیاری و بخش سوم آن زبان افصوام ایرانی هنوز پویاست،حتا بی حذف واج "خ" هنوز با همین ساختار در بخش اول آن ،نیز درزبان بختیاری با دگردیسی ی اندکی ،پویاست.واژه ی شهربان نادرست است و پسوند پاون را "بان" نمودن و به خشا ،چسباندن و نتیجه بشود :شهربان و نگهبان شه ،در علم لغت شناسی و اتیمولوژی ،نادرست است.

اما معنی ساتراپ در ویکیپدیا:

ساتراپ یا شَهرَب یا شهربان(به پارسی باستان: 𐎧𐏁𐏂𐎱𐎠𐎺𐎠 / xšaθrapāwn)، به معنای نگهبان شهر (قلمرو)، فرماندار یا استاندار یکی از بخش‌های شاهنشاهی هخامنشی گفته می‌شد. ساتراپ یونانی‌شدهٔ واژهٔ خْشَثْرَپاون است که در پارسی نو به شکل‌های شَهرَب و شَهربان درآمده است.

شَهرَبی‌های شاهنشاهی هخامنشی

شَهرَب‌های شاهنشاهی هخامنشی

در کنار هر ساتراپ، یک فرمانده که عهده‌دار نظامیان هخامنشی مستقر در ساتراپی و یک دستیار، به ساتراپی اعزام می‌شدند. وظیفه فرمانده سپاهیان این بود تا کنترل نظامیان از دست ساتراپ‌ها خارج باشد و امکان شورش به حداقل برسد. وظیفهٔ دستیار مدیریت مالیات و خراج به دولت مرکزی بود. در کنار این اقدامات، مأموران مخفی نیز به ایالت‌های شاهنشاهی فرستاده می‌شدند تا بر عملکرد ساتراپ‌های اعزامی نظارت داشته باشند و در صورت نیت ساتراپ‌ها برای شورش، به دربار و شاهنشاه اطلاع بدهند. این مأموران به «چشم و گوش شاه» مشهور بودند.