"ناصر خسرو" علوي قبادياني : ( 481-394 ه . ق )

شاعر و نويسنده ي قرن پنجم و از قصيده سرايان برجسته در عرصه ي شعر فارسي است . وي از جمله شاعراني است كه شعر را در خدمت عقيده و ارمان خود قرار گرفت. وي در چهل سالگي بر اثرخوابي كه ديد متحول شد و دست از همه ي علاقه ها شست و به سفر حجاز و شام و مصر و مغرب رفت . در مصر پس از در يافت عنوان «حجت » به فرمان خليفه فاطمي ، مامور تبليغ آيين اسماعيليه در خراسان شد و در اين راه سختي هاي بسياري را تحمل كرد. ناصر خسرو سرانجام در سال (481ه.ق) در تنهايي در دره ي يمگان غريبانه جان سپرد. آثار او عبارتند از : ديوان اشعار ، سفرنامه ، زادالمسافرين و جامع الحكمتين .

"میوه ی دانش" ص۵۷

۱. نکوهش مکن چرخ نیلوفری را / برون کن ز سر باد خیره سری را

نکوهش: سرزنش ، مزمت کردن / چرخ نیلو فری : آسمان آبی ( کنايه از روزگار ) اشاره دارد به باور گذشتگان که اعتقاد داشتند فلک و آسمان سرنوشت انسان ها را پدید می آورند / خیره سری: گستاخی ، خود سری

معنی: ای انسان روزگار را به خاطر ناکامی سرزنش و نکوهش نکن و غرور و گستاخی را از وجود خود دور کن .

مفهوم: ناکامی و بدبختی خود را به دیگران و عوامل غیر موثر نسبت نده .

۲.بری دان از افعال چرخ برین را / نشاید ز دانا نکوهش بری را

بری : پاک،بی گناه ، مُبرا/ افعال : کارها ،کردار/ چرخ : استعاره از آسمان / برین : ( بر: بالا + ین ، عالی : برترین ) نشاید: شایسته نیست .

معنی: آسمان روزگار را در انجام کارها پاک و مبرا بدان و شایسته نیست که انسان دانا عوامل غیر موثر در کاری نکوهش کند.

۳.همی تا کند پیشه ، عادت همی کن / جهان مر جفا را ، تو مر صابری را

پیشه: شغل ، حرفه / جفا: ظلم و ستم / صابری: شکیبایی و صبوری

معنی: تا روزگار جفا کاری و ستمکاری را پیشه ی خود می سازد تو هم در برابر او به صبر و بردباری عادت کن

مفهوم: صبر و شکیبایی نمودن در برابر سختی ها و ناملایمات .
۴. چو تو خود کنی اختر خویش را بد/ مدار از فلک چشم نیک اختری را
معنی: هنگامی که تو با کارهایت طالع و ستاره خود را بد می‌نگاری/ از روزگار و آسمان انتظار نداشته باش که که بخت با تو یار گردد.
۵. به چهره شدن چون پری کی توانی/ به افعال ماننده شو مر پری را
معنی: تا کی می‌خواهی چهره خود را چون پری بنمایی به ظاهر می‌توان پری و فرشته شد/ مگر اینکه با کارهای نیک خود مانند پری شوی.
۶. ندیدی به نوروز گشته به صحرا/ به ایوق مانند لاله طری را؟
در نوروز صحرا را ندیدی که لاله ی تر مانند عیوق ستاره خورد و روشن سرخ رنگ راست کهکشان ی‌درخشد؟
۷. اگر لاله پر نور شد چون ستاره/ جز از وی نَپذرفُت صورتگری را
معنی: اگر لاله تازه و روییده چون ستاره پرنور شده است/ به خواست و اراده پروردگار بوده است تا چنین نقاشی شود! و این کار را جز خدا نمی‌توان پذیرفت.
۸. تو باهوش و رای از نکو محضران چون/ همی بر نگیری نکو محضری را
معنی: تو با اندیشه و هوش خود چرا از بزرگان سخن/ بزرگی و صدرنشینی در مجلس را یاد نمی‌گیری؟ سعی کن از سخنان بزرگان پند بگیری، و در بالا ی مجلس بنشینی.

۹. نگه کن که ماند همی نرگس نو/ ز بس سیم و زر تاج اسکندری را

معنی: به نرگس تازه روییده نگاه کن و اندرز بگیر/ گلبرگ‌هایش از رنگ های نقره‌ای و طلایی همانند تاج اسکندر می‌نمایند.

۱۰ درخت ترنج از بَر و برگ رنگین/ حکایت کند کلاه قیصری را

معنی: میوه‌ها و برگ‌های درخت ترنج با رنگ‌های زیبایش، انگار سراپرده خسروان ایران و قیصران روم را به یاد می‌آورد!

۱۱. سپیدار ماند ست بی هیچ چیزی/ازیرا که بگزید مستکبری را

معنی: درخت اسپیددار بی هیچ باری تنها مانده است،زیرا که غرور و گردنکشی را برگزید.

۱۲ اگر تو ز آموختن سر نتابی/ بجوید سر تو همی سروری را

معنی: اگر تو هم از یاد گرفتن اندیشه سرپیچی نکنی/ سر تو نیز میان سروران و سرداران سخن، معلوم می‌گردد و میان دانشمندان تو نیز چون آنان سردار سخن می‌شوی.

۱۳. بسوزند چوب درختان بی‌بر/ سزا خود همین است مر بی بری را

معنی: چوب درختانی که میوه نمی‌دهند ی‌سوزانند/ مگر سزاوار همین نیست که درختان بی بار و بی میوه را بسوزانند؟

۱۴. درخت تو گر بار دانش بگیرد /به زیر آوری چرخ نیلوفری را

اگر درخت وجود تو از اندیشه و دانش بارور شود، آسمان‌ها را زیر شاخ و برگ و میوه‌های خود ی‌آوری.

معنی: دکتر رامین یوسفی دانشگاه علوم و تحقیقات تهران