📕جامی تاک نشان صفحه ۹۰

بیت شماره ۱: بودم آن روز من از طایفه دردکشان...
۱.معنی: من و طایفه رهروان پروردگار(دُرد کشان) از آن روزی بودیم /که نه نشانی از سرمستی از می الهی بود و نه از آنکه به او عشق می‌ورزیم و با می الهی سرمست او هستیم.
نکته:
سُکرsokr: روشی است در میان صوفیان که از قید و بند ظاهری و باطنی جدا می‌گردند. مثلن حلاج صوفی معروف گوید: انالحق: من پروردگارم.
چرا صوفی این را گفت؟ چون ذات خویش را الهی می داند و معتقد است که نور پروردگار در وجودش قرار دارد.
تاک :مو،انگور،رَز
در بیت اول شاعر می گوید: ما زمانی بودیم و سرمست از دُرد و ته مانده‌های شراب شده‌ایم که حتی از درخت تاک و و تاک نشاننده(پروردگار) نبود.
•قصد صوفی انکار نیست بل در حالت سرمستی معنوی از خود بی خود شده و از زمان معمولی بیرون آمده و به زمانی فرا معنوی اشاره می کند، وَر نه در حالت عادی نمی شود این سالکان و رهروان حق از دُرد( ته مانده شراب، رسوبات) سرمست شده باشند در حالی که نه اثری و نشان از تاک(درخت سرمست کننده ی) بوده باشد و نه از تاک نشان(پروردگار)! در اصل صوفی آنقدر سرمست شده است که از زبان عادی ،هنجار گریزی می نماید.
آرایه: نه از "تاک نشان" بود و نه از" تاک نشان": جناس تام.
۲.از خرابات نشینان چه نشان می‌طلبی...
معنی ۲. از آنانکه در میکده پروردگار که مست او شده‌اند چه نشان و اثری می‌جویید/ تا زمانی که یک رهرو راه پروردگار ،سرمست از دریای اسرار الهی نگردد و محو نشود نمی‌توانی از او اثر و نشانی بیابی.(نشان رهرو فناشدن درخداست: کثرت در وحدت و یگانگی)مرتبه فنافی الله.

۳. هر یک از ماه وشان مظهر شأنی دگرند...
۳. هر یک از زیبارویان الهی(پیامبران،امامان، مردان و رهروان راه حق) با زیبایی‌های معنویشان مرتبه‌های گوناگونی را نشان می‌دهند/ مرتبه آن زیباروی جان و پروردگار اسرار، تمامی مرتبه‌ها و زیبایی‌های هستی و اسرار جهانی را(که تمامی ماه وشان ،مظهر و نماد از آن را نشان می دادند) با یک بار جلوه گری و پدیدارشدن ،را نشان می دهد به یکباره.

۴. جان فدایش که به دلجویی ما دلشدگان...
دل و جان ما عاشقان به فدایش که به خاطر دلجویی و پی جویی ما/ کوه به کوه و منزل به منزل و برزن به برزن می‌رود از روی جلال و بزرگواری‌اش در پی عاشقان.(دل و جانمان فدای پروردگاری که منزل به منزل و قدم به قدم ،از روی بزرگواری و ارجمندی پیجوی احوال ما بندگان عاشق است).

۵. بر در ره میکده آن به که شوی خاک ای دل...
معنی ۵. ای جان! در راه و مسیر عبادتگاه اسرار پروردگار و شراب کده معنوی بهتر آن است که خاکسار و فروتن باشی/ شاید پروردگار که مست بندگان خود است بر کوی و جایگاه ما گذر کند و طبق رسم جرعه و قطراتی از می اسرارش را بر خاک فروتنی و خاکساری ما بریزد.(خاکسار و فروتن باش تا پروردگار با علاقه ای که به بندگانش دارد و مست آنان ایت،از شراب توحید ،قطراتی را بر خاک ِتن تو که فروتن هستی بریزد).
نکته: طبق رسمی کهن آنان که شراب الهی می نوشیدند ، به یاد دوستان و یاران گذشته و در گذشته خود چند جرعه شراب بر خاک می افشاندند).
اینجا صوفی گوید : خاکسار باش تا حق برتو جرعه ای از اسرار بیفشاند!).

۶. نکته ی عشق به تقلید مگو ای واعظ...
دقایق و ظرایف عشق و سرمستی را ای واعظ و سخنران اخلاقیات، از روی تقلید مگو که من همسر مست از اسرار پروردگارم چرا که عشق را نمی‌توان از دیگران تقلید کرد و تو داری در حال سخنرانی عشقی را که تقلید کرده‌ای به تظاهر بیان می‌کنی/ پیش از آنکه سرمست اسرار الهی شوی اندکی باده الهی و طعام شراب بچش بعد ادعای سرمستی کن.

۷. ای جامی(شاعر به خود می گوید) این لباس و خرقه زهد را دور بینداز زیرا که پروردگار/ همدم و همکلام آنی می‌شود که سر از پا نمی‌شناسند(بی سروپا) و با رندان و زیرکان سرمست اسرار پروردگار ،سِر می گوید و همنشینی معنوی می کند.

نکته دستوری: که یار: "که" تعلیل و علت آوردن، یعنی : زیرا که.

ابیات با توجه به اندیشه ی "نقشبندیه"
تا حد ممکن به سادگی معنا شده اند.


🖌دکتر رامین یوسفی دانشگاه علوم و تحقیقات تهران