گفتمان (Discourse)از دیدگاه میشل فوکو
"گفتمان" (Discourse) در نظریه میشل فوکو به بررسی نحوهٔ تولید معانی و دانش در جامعه میپردازد. فوکو معتقد بود که گفتمانها، که شامل زبان، نمادها، و باورهای فرهنگی هستند، نقشی اساسی در شکلدهی به دانش و قدرت در جامعه ایفا میکنند. به عبارت دیگر، آنچه که ما به عنوان "حقیقت" میپذیریم، تحت تأثیر گفتمانهای حاکم است و این گفتمانها قدرت دارند تا نحوهٔ فکر و رفتار ما را شکل دهند.
فوکو بر این باور بود که گفتمانها نه تنها دانش را تولید میکنند بلکه قدرت را نیز توزیع و بازتوزیع میکنند. به این معنا که آنها تعیین میکنند چه چیزی معتبر است و چه چیزی نادرست، و همچنین چگونه افراد و گروهها در جامعه جایگاه خود را پیدا میکنند.
به طور خلاصه، گفتمان در نظریه فوکو به مجموعهای از مفاهیم، زبانها و نهادهایی اشاره دارد که شکلدهندهٔ دانش و قدرت در جامعه هستند.
عوام این واژه را به نادرست در جای گفت و گو،به کار می برند ؛مثال می گویند: بهرام و شهرام در حال گفتمان هستند!
چرا این اشتباه بوجود آمد؟
ترجمه فرهنگ های لغات عمومی و نه تخصصی،چون واژه ی "دیسکورس" یا همان گفتمان را ، سطحی ترجمه نمودند چنین شد که عوام به اشتباه آنرا برابر با گفت و گو به کار می برند.
در فرهنگ لغت تحلیلگران آمده است:
discourse:گفتمان،سخن گفتن،سخنرانی کردن، ادا کردن، مباحثه، قدرت استقلال.