Power:

انرژی، قدرت

راندن، توانایی، شدت، دولت، قوه یا توان (در ریاضیات)، دستگاه برقی، برقی، درشت نمایی، قدرت دوربین، برتری، توان، اقتدار، سلطه، نیروی برق، قدرت دید ذره بین، نیرو بخشیدن، نیرومند کردن، زور به کار بردن، مهندسی: قدرت نیرو، کامپیوتر: توان، مهندسی: توان برقی، عمران: قدرت، معماری: قوه یا توان، حقوقی: اقتدار و اختیار، شیمی: توان، روانشناسی: توان، ورزش: توان، حداکثر تلاش در کمترین زمان، علوم هوایی: قدرت، نظامی: قدرت.

:Bank

بانک، بانکداری کردن، در بانک گذاشتن

کرانه رود، سکو، صخره زیرآبی کم ارتفاع، کنار، لب ساحل، ضرابخانه، روی هم انباشتن، کپه کردن، بلند شدن (ابر یا دود) به طور متراکم، ، کامپیوتر: بانک، عمران: ساحل، معماری: کپه کردن، حقوقی: در بانک گذاشتن، زیست شناسی: کرانه دیواری، بازرگانی: بانک، ورزش: قسمت برجسته سر پیچ، علوم هوایی: دوران یا متمایل شدن هواپیما حول محور طولی، نظامی: کناره توده.

بانک در معنی پارسی: بان- بانه- بن- بنُه- بُنه گه - بن گاه- بنک دار- بنکی... و سایر واژه ها و اندانمواژه های دیگر است.

برای ساخت واژه ای جایگزین پاور بانک می توان از واژه ی ترکییی : نیرو بانک استفاده کرد.

نیرو : انرژی و قدرت پیش برنده است، و شما هنگام استفاده نیروی شما را پیش می برد.

بانک: قرار دادن بُنک ها روی هم تشکیل بانک و انباشت می دهد.در کل یعنی: نیروی پیش برنده ای که روی هم درجایگاهی ذخیره شده است و به وقت ضرورت می توان از آن استفاده نمود.