مرغ گرفتار، بهار ،معنی :رامین یوسفی
مرغ گرفتار، ملک الشعرای بهار ص۱۲۶
قالب: غزل
واژگان قافیه :آزاد- شاد- یاد- فریاد-شمشاد- باد- فرهاد.
مرغ گرفتار: استعاره از آدم زندانی
۱. من نگویم که مرا از قفس آزاد کنید/ قفسم برده به باغی و دلم شاد کنید.
معنی: من نمیگویم مرا که چون مرغی گرفتار در قفس هستم آزاد کنید/ قفسی که در آن زندانی هستم را به باغی ببرید و دلم را خوشحال کنید.
۲. فصل گل میگذرد همنفسان بهر خدا/ بنشینید به باغی و مرا یاد کنید.
معنی: فصل بهار و گل و هنگام خوشی خواهد گذشت ای هم اندیشانی و همرزمانی که اکنون آزاد هستید، شما را سوگند به خدا/ آن زمان که در بهار آزادی هستید، و همنشینی میکنید، از من هم یادی کنید.
۳.عندلیبان، گل سوری به چمن کرد ورود/بهرِ شاباشِ قدومش همه فریاد کنید.
معنی:ای آوازه خوانان آزادی(عندلیب،هزاردستان،پرنده ای که بانگ و آواز رنگارنگ دارد)انسان آزاده ای به راه راست
باغ و بوستان پای نهاد/ برای شادباش او که گام ها در این راه نهاده است،همگی و با تمام وجود ، آواز آزادی (برایش)سردهید و به شرایط حاکم معترض باشید.
•نکات: عندلیب : خداوند بانگ و آواز-بلبل هزار دستان، دراین غزل منظور شاعر به همرزمانش است تا برای آزادی فریادها سر دهند.
گل سور: گل سهرخ- گل سرخ،نماد شهادت و آزادی.
چمن: "راه راست سبز"ه زاری میان دو ردیف درختان که به باغ و بوستان (نماد آزادشدن و به نتیجه رسیدن راه) .
همه فریاد کنید: همگی ، با تمام وجود.
۴. یاد از این مرغ گرفتار کنید ای مرغان! / چون تماشای گل و لاله و شمشاد کنید.
معنی: ای همرزمان آزادی! مرا که چون پرنده ای گرفتار در زندان هستم ،به یاد آورید /درآن هنگام که در بهار آزادی هستید و سرمای استبداد شکست خورده است و در حال دیدن زیبایی ها و برکات آزادی و رهایی هستید.
•نکته
یاد کنید: به یاد بیاورید که چه کسانی در راه آزادی شما و فرزندانتان به زندان افتادند و یا شهید شدند.
گل- لاله- شمشاد:نماد زیبایی - رهایی در بهار(پس از سرمای ظلم)- شمشاد: راست قامتانی که آزاده اند یا فرزندان و نتایج شهیدانِ راه راست سبز آزدی می باشند و یا از برکت آزادی ،اکنون شاد و باطراوت هستند.
۵. شمع اگر کشته شد از باد مدارید عجب/ یاد پروانه هستی شده بر باد کنید.
معنی:اگر انسانی جانش را در راه آزادی از دست داد و اورا کشتند و وجودش را چون شمعی خاموش نمودند/یادی کنید از او که چون پروانه ای در تاریکی استبداد در راه روشنایی، گردشمع آزادگی می چرخید و تا صبح رهایی ، هستی اش با مرگ پایان یافت.
۶. بیستون بر سر راه است مباد از شیرین/ خبری گفته و غمگین دل فرهاد کنید؟!
معنی: آزادی نزدیک است و در مسیر آن گام برمی داربم مبادا که از آزادی به سردی بگویید / و خبرهای ناراحت کننده به عاشق آزادی دهید و دلش را برنجانید؟!
•نکته
بیستون : نماد تلاش ها و کند و کاری های عاشق ِ گرفتار ِبرای بدست آوردن آزادی.
شیرین : همسر ارمنی خسرو آپرویز پادشاه ایران؛ در این غزل نماد آزادی ست که عاشق آزادی هدفش به آغوش کشیدن شاهد آزادی ست .
فرهاد: مهندس و معماری که تمایل یکسویه به شیرین داشت؛در این غزل: انسان عاشق آزادی- مرغ گرفتار و در بندِ آزادی.
شاعر با اشاره به : کوه بیستون - شیرین- فرهاد ،ضمن یاداوری داستان عاشقانه ی خسرو و شیرین ،قصد دارد نماد سازی نماید و بیستون را کوهی از تلاش های خود معرفی کند- شیرین : نماد آزادی و دلبستن انسان دربند برای رسیدن به معشوقه ی آزادی ست- فرهاد : شاعر خود را در جایگاه فرهاد قرار داده که در مسیر آزادی اگر کسی اورا از عشق به آزادی نکوهش کند و حرف و خبر بد بدهد ،ناراحت می گردد!
بیستون بر سر راه است: کوهی بزرگی که فرهاد و فرهادها برای رسیدن به عشقشان درآن راه(ازادی- عشق به خواسته هایشان) کشته شده اند مراقب باشید به انسان های دربند و گرفتار که برای عشق به آزادی کوه ها را هموار و یا پرنقش و نگار می کنند ،خبر و حرف های دلسرد کننده نزنید زیرا که آنان سخت بااراده در مسیر هموارسازی کوه مشکلات هستند.
🖊رامین یوسفی
دانشگاه علوم و تحقیقات تهران