شعر نفت مسجدسلیمان(m.i.s): رامین یوسفی
1287خورشيدي
ماهي درآسمان نبود
حتا ستاره اي
انفجار:
Oil…oil…oil…
اين
فرياد رينولدز بود
كه بعد از آن
«دارسي» هم
از خدا خواسته
«سي دار»
بر فراز شهر برافراشت
تا فرضيه ي تجسد ونفت را
برآيندگان
به اثبات رساند
****
كوچش آغاز شد
وپدران
پايان خودرا
آغاز مي كردند
با سكه هاي شاهي در دست
و مادران
گيسوان شلال خود را
به آفتاب سپرده بودند
اما دريغا،دريغ
كه خلاصه ي چپاول
همين سه حرف (m.i.s)
بيش نبود
كه نبود
****
سال 1387
خورشيدي در آسمان نبود
و كودكان
در ميدان هاي سيانور
مرگ را
به بازي مي گرفتند
تا شهر همچنان
دلخوش از اختصار
سه حرف:m.i.s
ميان هجاهاي بلند آتش ها
بسوزد
آه اي آتش جاويدان
ريشه ي شعله ها تان
از كجاست؟!
●دفتر شعر: ترجمه سکوت
+ نوشته شده در دوشنبه پنجم خرداد ۱۴۰۴ ساعت 22:36 توسط رامین یوسفی
|