شاید این کوچه ها...

من از گیسوان تو آگاهم

آگاهم که تک‌پوش آبی تو یعنی چه

_و انگشتانت که آماده ی گذشتن از آسمان است_ چگونه لیوان آتش را تعارف می‌کند

شاید این کوچه‌هاکه برای زیبایی

گلوله‌ای بر جبین نهادند، نمی‌دانستند

این‌ها را نمی‌دانستند.