هگل در کتاب پدیدارشناسی روح می‌خواهد بگوید:
«روح (= آگاهی انسان) در طول تاریخ، مرحله به مرحله رشد می‌کند و خودش را بهتر می‌شناسد.»

یعنی چه؟

مثل یک سفر است:

  1. اول آگاهی ما خیلی ساده و خام است (فقط حواس و تجربه‌های بیرونی).
  2. بعد کم‌کم می‌شود "خودآگاهی" (می‌فهمیم که "من" هستیم).
  3. بعد وارد مرحله‌های بالاتر می‌شود: خرد، فرهنگ، اخلاق، دین...
  4. در نهایت به دانایی مطلق می‌رسد، یعنی روح خودش را به طور کامل می‌شناسد.

یک مثال روزمره

فرض کن یک کودک است:

  • اول فقط اسباب‌بازی را می‌بیند (آگاهی حسی).
  • بعد می‌فهمد «این مالِ من است» (خودآگاهی).
  • وقتی بزرگ‌تر می‌شود، می‌فهمد قانون و اخلاق هست (روح جمعی).
  • در نهایت می‌فهمد او و جهان یکی‌اند و همه این مراحل بخشی از یک مسیر بوده‌اند.

● تکامل مرحله ای و شناخت روح درطول تاریخ

●نقشه پدیدارشناسی روح یا آگاهی:

خامآگاهیخودآگاهیدگرآگاهی فرآگاهی