به زبان ساده و خلاصه از دیدگاه ویکتور شکلوفسکی (یکی از بنیان‌گذاران فرمالیسم روسی):

تعریف ساده:

فرم در نظر شکلوفسکی یعنی شیوه‌ی بیان و سازمان هنری اثر ادبی؛
نه فقط ظرفی برای محتوا، بلکه خودِ تجربه‌ی زیباشناختی است.

توضیح:

او معتقد بود ادبیات باید چیزهای آشنا را «ناآشنا» نشان دهد تا ما دوباره به جهان حساس شویم.
به این کار می‌گفت: آشنایی‌زدایی (Defamiliarization / Ostranenie).

بنابراین، «فرم» در ادبیات همان روشی است که زبان عادی را دگرگون می‌کند تا ما دوباره متوجه زیبایی یا شگفتی واقعیت شویم.

به زبان خیلی ساده‌تر:

در نظر شکلوفسکی:

محتوا مثل «چی گفتن» است،
و فرم یعنی «چگونه گفتن».

اما در هنر، این "چگونه گفتن" از خودِ "چی گفتن" مهم‌تر است.

اگر بخواهیم با مثالی توضیح دهیم:
وقتی شاعر می‌گوید

«در بهار، پنجره‌ها می‌خندند»،
او جهان را ناآشنا کرده است — زبان معمولی را دگرگون کرده تا ما چیز آشنا (بهار) را با تازگی حس کنیم.
این دقیقاً همان کارکرد فرم از نظر شکلوفسکی است.

۱. شکلوفسکی: فرم = آشنایی‌زدایی

  • او می‌گفت هدف هنر این است که چیزهای روزمره را «ناآشنا» کند.
  • فرم یعنی شگردهایی که زبان معمولی را دگرگون می‌کند تا دوباره آن را حس کنیم.
  • اثر ادبی برای او وسیله‌ای برای کشف دوباره‌ی ادراک است، نه انتقال معنا.

مثال: وقتی در شعر به‌جای «خورشید طلوع کرد» می‌گوییم «خورشید از خواب برخاست»، داریم با فرم، زبان را تازه می‌کنیم.

۲. آیکنبام: فرم = نظامی از شگردها (تکنیک‌ها)

  • او دیدگاه شکلوفسکی را نظام‌مندتر کرد.
  • گفت فرم فقط آشنایی‌زدایی نیست، بلکه مجموعه‌ای از شگردهای هماهنگ‌شده است که ساختار اثر را می‌سازد.
  • آیکنبام تأکید کرد که باید فرآیندهای زبانی و ساختاری اثر را بررسی کرد، نه صرفاً احساس هنری را.

یعنی فرم در نزد او مثل دستگاهی است که همه‌ی اجزایش با هم کار می‌کنند تا تجربه‌ی ادبی را بسازند.

۳. باختین: فرم = گفت‌وگویی از صداها (Dialogism)

  • باختین برخلاف دو نفر بالا، فرم را اجتماعی و زبانی می‌دانست.
  • به نظر او، فرم نه فقط شگرد زبانی، بلکه گفت‌وگو و تنش میان صداها، گویندگان و دیدگاه‌ها در متن است.

در رمان داستایوفسکی، مثلاً صدای راوی، شخصیت‌ها و مؤلف با هم حرف می‌زنند — این می‌شود «فرم گفت‌وگویی».

خلاصه مقایسه:

نظریه‌پردازتعریف ساده‌ی فرم تأکید اصلی

شکلوفسکی شیوه‌ی ناآشنا کردن زباناحساس تازگی در ادراک

آیکنبام نظام فنی از شگردهای ادبیساختار و عملکرد زبان

باختینگفت‌وگو و چندصدایی در متنصداها و روابط اجتماعی زبان

اگر بخواهیم در یک جمله بگوییم:

شکلوفسکی به زبان به‌مثابه هنر نگاه کرد،
آیکنبام به زبان به‌مثابه سازوکار ساختاری،
و باختین به زبان به‌مثابه گفت‌وگوی اجتماعی.

مفهوم فرم در مکتب فرمالیسم روسی

در مکتب فرمالیسم روسی، مفهوم «فرم» جایگاهی بنیادی و تعیین‌کننده دارد. ویکتور شکلوفسکی نخستین کسی بود که با طرح نظریه‌ی «آشنایی‌زدایی»، فرم را نه به‌مثابه‌ی پوسته‌ای بر محتوا، بلکه به‌عنوان جوهر تجربه‌ی زیباشناختی تعریف کرد. از دید او، اثر ادبی با دگرگون‌سازی زبان روزمره، ادراک ما را از جهان تازه می‌کند. در ادامه، آیکنبام با رویکردی نظام‌مندتر، فرم را مجموعه‌ای از شگردها و سازوکارهای درونی دانست که در تعامل با یکدیگر ساختار اثر را می‌سازند. اما در گام بعد، میخاییل باختین با نقد نگاه خودبسنده‌ی فرمالیست‌ها، بُعد اجتماعی و گفت‌وگویی فرم را برجسته کرد و آن را نتیجه‌ی تلاقی صداها، زبان‌ها و دیدگاه‌های متکثر در بطن اثر دانست. بدین‌سان، سیر تحول مفهوم «فرم» در این مکتب، از «تکنیک زبان» نزد شکلوفسکی به «ساختار درونی» در آیکنبام و سرانجام به «گفت‌وگوی زبانی و اجتماعی» در اندیشه‌ی باختین می‌رسد.