مولوی درس عشق صفحه
عشق ، مولانا ،ص۷۰
قالب: مثنوی
قرن: ۷
علت مهاجرت از بلخ به ترکیه: هجوم قوم مغول بود.

۱.هرکه را جامه ز عشقی چاک شد/او ز حرص و و عیبِ کلی پاک شد.
معنی: هر کسی جامه خودخواهی و نفسانی‌اش از شدت عشق به حضرت معشوق، چاک شود، او از هر نوع عیبی پاک خواهد شد[عشق چه مجازی چه حقیقی موجب اخلاق نیکو می گردد).

قافیه ها : چاک -باک
چاک شد: پاره شد.
مجازی: ظاهری.
۲. ای عشقی که هیجانات خوب و جذاب روحی درما ایجاد می‌کنی/ و ای طبیب همه دردها و امراض ما همواره شادمان و با نشاط باش!

۳. ای عشق! تویی دوای خودبینی و خودنمایی ما!/ و ای عشق! تویی طبیب روحانی و جسمانی ما.
افلاتون و جالینوس: هر دو از حکیمان و اطبای یونان باستان می باشند.
افلاتون : نماد پزشک روحانی و روان ومکاشفه و رسیدن به پروردگار است.

جالینوس: اینجا نماد عشق جسمانی و مجازی ست.

۴. جسم خاکی ما که از خاک است بر اثر عشق به اوج افلاک و آسمان‌ها رفت/ و کوه به رقص و رفتار درآمد و از عشق به پریدن و حرکت کردن درآمد.

مصراع اول می تواند اشاره ای باشد به عروج پیامبر و رفتنش در آسمان ها(افلاک)؛ جسم آدمی را طبق قصص قران از خاک سرشته اند.
**
۵.عاشقی پیداست: از ناله‌های دل عشق آشکار می‌شود/ هیچ بیماری ای به اندازه بیماری دل اهمیت ندارد.
۶.علت عاشق: بیماری عشق از نوع بیماری‌های جسمانی نیست/ بلکه عشق مانند استرلاب اسرار شمس حقیقت را نشان می‌دهد.
۷. هر چقدر عشق را شرح و بیان نمایم/ چون به ذات عشق می‌رسم شرمگین می‌شوم( مولانا عقیده دارد که عشق هیچ تعریفی ندارد و قابل شرح نیست).
۸. اگرچه قلم تفسیر و روشن کننده مسائل است/ ولی عشق موضوعی نیست که به زبان درآید و کسی آن را شرح و تفسیر دهد. چرا که عشق خود را بیان می‌کند نه زبان و یا قلمی).
۹. قلم در کتابت و نویسندگی همه چیز را شتابان می‌نوشت/ ولی هنگامی که به موضوع عشق رسید و خواست آن را به تحریر درآورد درمانده شد و بلافاصله از درون شکافته شد.



✍️دکتر رامین یوسفی
دانشگاه علوم و تحقیقات تهران