مرگ خواننده

۱۳۹۵/۲/۸ شماره ثبت ۴۱۹۸۴۰

مرگ
این بار با قواعد هندسی اش آمده بود!
با تراشه هایی از مرمر
گرانیت و کنگلومارای بختیاری
آمده بود تا افعال امر را
در سلول های متافیزیکی اش
تصریف نماید!
و ما از رعشه ی گرسنگی
تن
به عشق بازی سپرده بودیم
در سایه سار امن ملک الموت؟!
نه اورسلا!
نه!
دنیا تعبیری
جز تن هایی آدم ها نداشت
وتنها
قلم جراحی اش را
میان انگشتان چامسکی و رولان بارت
به عاریه گذاشته بود
تا با چکش حراجی نظریه های شان
منکوب مان کنندً!
نه رفیق !
این جا جهان سوم است
و مولف
عمری جاودان دارد!؟
و تا تمامی خوانندگانش را
راهی برزخ ننماید
از پستوی سنت ها
بیرون نخواهد زد؟!
اورسلا!
دیشب
خواب کمال الملک را دیده بودم
که بر دیوار های جن زده ی تهران
به سبک کوبیسم
وبا را داشت
بال می داده!؟
و یک خروار
سمبل و نماد های مبهم
که اکنون
بر ارابه ی خاطرم
هیچ رکیب نیستند!؟
نه اورسلا!
دنیا تنها
تفسیر گنگ هیاهوی
ِ کسوت نخ نمایی بود
برازنده ی تنش؛
با جمهور،ی
از کهنه زخم های افلاطونی
وبقچه ی چهل تکه ی فضیلتی
آویخته از شانه های ویتگنشتاین
نحیف تر از
رنگ کرباسی لباس هاش!
و انبوهی از استعاره های گنگِ کنج حجره اش
با خنجری آویزان
در پس زمینه ای مبهم اش!؟
...........................
اورسلا:یکی از شخصیت های زن داستان صد سال تنهایی،مارکز.