آرایه های ادبی: کنایه-مجاز رامین یوسفی
کنایه: عبارت یا جمله یا ترکیبی است که مراد گوینده معنای ظاهری آن نباشد و به یاری قرینهها و نشانههایی، معنی درونی آن به دست آید. به عبارت دیگر: کنایه ترکیب یا جملهای است که در غیر مفهوم اصلی به کار میرود، در حالی که میتواند معنای اصلی را نیز داشته باشد.
●نکته ۱. در کنایه به معنای علمی و لغوی و حقیقی عبارت توجه نمیشود، بلکه معنای اجتماعی و همگانی آن مورد نظر است.
● نکته ۲. یکی از فرقهای آشکار کنایه با مجاز و استعاره این است که در کنایه هر دو معنی توانند درست باشند و گوینده معنی باطنی را میخواهد. اما در مجاز و استعاره معنای واقعی امکان ندارد.
● نکته ۳. بسیاری از کنایهها قراردادی هستند:
سیاه گلیم کنایه از بدبخت- انان پیچ کنایه از سوارکار- کفگیر به ته دیگ رسیدن کنایه از تمام شدن، بدبخت شدن؛ چشم بر چیزی داشتن کنایه از امیدوار بودن. آستین افشاندن از دنیا کنایه از ترک خواهشهای تنی ، خر کریم را نعل کردن کنایه از رشوه دادن ، بر مرکب چوبین نشستن کنایه از مردن ،کارد به استخوان رسیدن کنایه بسیار زیر فشار بودن، آه در جگر نداشتن کنایه از تهی دست بودن.
نکته ۴. کنایه را در نقاشی نیز میتوان دید: در نقاشی دست کفچه کردن، گونهای نقاشی گدایی کردن است و هنر کنایه همین است.
●مجاز
به کار بردن یک کلمه است در غیر معنای حقیقی،که مبتنی بر تشبیه نباشد،
معنای حقیقی:
۱.سر عضوی از پیکر است .
۲. تن آدمی دارای دو دست است.
معنای مجازی
به هرجا بنگری دست خدا در کار است: در این مثال دست در معنای غیر حقیقی و مجازی به کار رفته است.
دست بالای دست بسیار است: در این مثال دست در معنای مجازی به کار رفته است.
معنای حقیقی(ایران)
ایران سرزمین ما است
معنای مجازی(ایران)
استفاده مجاز در شعر: برآشفت ایران و برخاست گرد.