معنی شعر شبگیر،ابتهاج،رامین یوسفی،دانشگاه علوم و تحقیقات تهران
معنی شعر شبگیر ،هوشنگ
ابتهاج،ص۱۵۲
ابتهاج از شاعران اجتماعی سُراست که با استفاده از نمادها و سمبلها سعی دارد تا خواننده را با وضعیت دیکتاتوری در زمان خودش آشنا سازد.
بنابراین این شعر باید از دیدگاه اجتماعی تحلیل و تفسیر گردد.
شبگیر: صبح و سحرگاه
بند اول: دیگر این پنجره...خوانده خروس.
• دیگر این پنجره را بگشایید که من به ستوه و فغان آمدهام از این دیکتاتوری و ستمشاهی. چرا که دیرگاهی ست در همسایگی ما خروس خوانده و پیشرفت حاصل شده است.
☆نکات: پنجره نماد: دروازه و ارتباط.
شب تنگ: دیکتاتوری.
خانه ی همسایه: کشورهای همسایه که در حال ترقی و پیشرفت هستند.شوروی سابق منظور ایندشاعران و کعبه ی آرزوهایشان بود.
خروس: نماد بیداری- هوشیار- مدرنیته که خواب رفتگان را با بانگ خود بیدار می سازد.
بند ۲
وین شب تلخ عبوس...مانده ام چشم به راه.
•معنی: و در این شب تلخکام که چهره ای عبوس گرفته دارد( شب تلخ عبوس: اضافه استعاری - استعاره مکنیه).
می فشارد به دلم: توان حرکت و جنبش را از من و جامعه گرفته است در زمانی است که من در دل این تاریکی دیکتاتوری پشت این پنجره رابطهها بیدار و ساکت ماندهام چشم انتظار و امیدوار تا کسی از راه برسد و ما را نجات دهد.
بند ۳
همه چشم و همه گوش... مات این پرده شبگیر که میبازد رنگ.
•معنی بند سوم : با تمام وجود مست از آن بانگ پرنده ی خوشخوان هستم که نرم به گوشم نوای آزادی سر میدهد و محو آن ستاره شبانگاهی(نماد و یمیل قهرمان و شهیدان راه آزادی) هستم که میسوزد در گرما، و نورافشانی و گرما را به اطراف می پراکند.
لف نشر نامرتب دارد : ۱.همه چشم ، محو آن اختر شب تاب هستم که میسوزد گرم.
۲. همه گوش، مست آن بانک دلاویزم که نرم میآید.
•همه چشم (لف): اختر شبتاب(نشر- گسترش)
•همه گوش(لف): بانگ دلاویز(نشر- گسترش).
مات این پرده ی ......معنی: تاریکی و سیاهی رنگ میبازد در صبح آزادی.
بند ۴:
آری این پنجره بگشا که صبح... خنده روز که با اشک من آمیخته است.
•معنی بند چهارم: ولی پنجرههای ارتباط را بگشایید که صبح پیروزی از پس تاریکی در حال درخشش است.
پرتوهای خونین خورشید به هنگام طلوع همه جا را فرا گرفته است و رخساره ی آینهام را از زنگار افسوس و حسرتها میزداید.
خورشید بر چشمان من که پر از شرار است بوسه میزند و اشتیاق پیروزی و آزادی گریه از چشمان من و مردمان سرازیر می شود.
☆نکات:
دل خونین سحر: اضافه استعاری.
می زداید: می سترد. پاک می سازد.
بوسه ی مهر(طلوع خورشید): ۱.مهر(صفت) ۲.مهر(مهر. آیین مهر و میترایسم. خورشید).