●تعریف نظم

●نظم یعنی سخنی که وزن (موسیقی عروضی) داشته باشد و معمولاً قافیه هم دارد.
پس هر چیزی که وزن داشته باشد، نظم است؛ چه زیبا باشد چه نباشد.

مثال نظم:

«به‌نام خداوند جان و خرد
کزین برتر اندیشه برنگذرد»

●تعریف شعر

شعر نوعی نظمِ زیبا و خیال‌انگیز است.
یعنی علاوه بر وزن و قافیه، احساس، تخیل، تصویر و موسیقی درونی دارد.

هر شعر، نظم هم هست،
اما هر نظمی شعر نیست.

مثال شعر:

«بیابان را سراسر مه گرفته‌ست
کسی می‌آید از دور…»

●تعریف نثر

نثر سخنِ معمولی و بی‌وزن است؛ همان زبانی که هر روز حرف می‌زنیم یا می‌نویسیم.
قافیه و وزن لازم ندارد.

مثال نثر:

«امروز هوا آرام است و نسیمی از جانب کوه می‌وزد.»

جمع‌بندی خیلی ساده

نوع تعریف کوتاهمثال

نظم کلام موزونبه‌نام خداوند جان و خرد

شعرکلام موزون + خیال + احساسبیابان را سراسر مه گرفته‌ست

نثرکلام بی‌وزنامروز هوا آرام است.