ادبیات و نظریه ی جامعه شناسی ابن خلدون، رامین یوسفی
ابنخلدون (۱۳۳۲–۱۴۰۶م) را بسیاری «پدر جامعهشناسی» میدانند، چون قبل از دورکیم، وبر و مارکس، یک نظریهٔ منسجم دربارهٔ جامعه، تاریخ و سیاست ارائه کرد.
نظریه ابن خلدون روی چند مفهوم کلیدی بنا شده است:
- عصبیت (همبستگی گروهی)
- چرخهٔ پیدایش و سقوط دولتها
- تقسیم جامعه به بادیهنشین و شهرنشین
- تأثیر آبوهوا و اقتصاد بر رفتار انسان
- جامعه بهعنوان یک موجود زنده
بیایید هرکدام را ساده توضیح دهیم:
۱) . عصبیت — مهمترین مفهوم ابنخلدون
●عصبیت یعنی:
نیروی همبستگی، اتحاد، وفاداری و احساس مشترک که افراد یک گروه را به هم پیوند میدهد.
این میتواند باشد:
- قبیلهای
- خانوادگی
- قومی
- مذهبی
- سیاسی
. هر گروهی که عصبیت قوی داشته باشد → قدرت میگیرد.
.وقتی عصبیت ضعیف شود → سقوط میکند.
ابنخلدون میگوید:
«عامل اصلی تشکیل دولت، عصبیت است.»
۲. چرخهٔ دولتها (Rise & Fall of Empires)
ابنخلدون معتقد است دولتها مانند انسانها متولد میشوند، رشد میکنند و میمیرند:
مرحله ۱: پیروزی
گروههای بادیهنشین با عصبیت قوی، دولتها را سرنگون میکنند.
مرحله 2: قدرتگیری
رهبران جدید دولتی قدرتمند میسازند.
مرحله 3: رفاه و ثبات
جامعه ثروتمند میشود، زندگی راحت، مالیات زیاد، فرهنگ رشد میکند.
مرحله 4: تجملگرایی و ضعف
نسلهای بعدی راحتطلب میشوند، عصبیت کم میشود.
مرحله 5: سقوط
گروهی جدید با عصبیت قویتر میآید و دولت را برمیاندازد.
این چرخه در طول تاریخ تکرار میشود.
۳. بادیهنشینان vs. شهرنشینان
ابنخلدون میگوید جامعه دو نوع است:
●۱. بادیهنشینان (صحراگردها، عشایر)
- زندگی سخت
- سادهزیست
- قوی، متحد
- شجاع
- عصبیت بسیار زیاد
آنها بنیانگذاران دولتها هستند.
● ۲.شهرنشینان
- زندگی راحت
- وابسته به حکومت
- هنر، علم، صنعت
- ولی عصبیت کم
- تجملدوست
- قدرت دفاعی پایین
آنها ادامهدهندگان تمدناند اما باعث نرمسری و سقوط نهایی دولت میشوند.
۴) تأثیر اقتصاد و آبوهوا بر اخلاق و رفتار
ابنخلدون قبل از جامعهشناسی مدرن گفت:
. شرایط اقتصادی → رفتار انسان را تعیین میکند
.آبوهوا → خلقوخو و سبک زندگی را تغییر میدهد
گرما، سرما، خشکی، رطوبت، فراوانی یا کمبود منابع
همه روی شخصیت و فرهنگ مردم تأثیر میگذارند.
این نگاه بعدها در نظریههای جامعهشناسی محیطی تکرار شد.
۵. جامعه مثل یک موجود زنده است
- تولد دارد
- رشد دارد
- افول دارد
- مرگ دارد
هر دوره بین ۳ تا ۴ نسل طول میکشد (بهنظر او: ۱۲۰ سال).
افشره ی خطی
ابنخلدون میگوید نیروی همبستگی اجتماعی (عصبیت) موتور شکلگیری دولتهاست؛ دولتها مانند موجودات زنده چرخهٔ تولد، رشد و سقوط دارند؛ بادیهنشینان با عصبیت قوی دولتها را میسازند و شهرنشینان با تجملگرایی آنها را نابود میکنند.