ابن‌خلدون (۱۳۳۲–۱۴۰۶م) را بسیاری «پدر جامعه‌شناسی» می‌دانند، چون قبل از دورکیم، وبر و مارکس، یک نظریهٔ منسجم دربارهٔ جامعه، تاریخ و سیاست ارائه کرد.

نظریه ابن خلدون روی چند مفهوم کلیدی بنا شده است:

  1. عصبیت (همبستگی گروهی)
  2. چرخهٔ پیدایش و سقوط دولت‌ها
  3. تقسیم جامعه به بادیه‌نشین و شهرنشین
  4. تأثیر آب‌وهوا و اقتصاد بر رفتار انسان
  5. جامعه به‌عنوان یک موجود زنده

بیایید هرکدام را ساده توضیح دهیم:

۱) . عصبیت — مهم‌ترین مفهوم ابن‌خلدون

●عصبیت یعنی:

نیروی همبستگی، اتحاد، وفاداری و احساس مشترک که افراد یک گروه را به هم پیوند می‌دهد.

این می‌تواند باشد:

  • قبیله‌ای
  • خانوادگی
  • قومی
  • مذهبی
  • سیاسی

. هر گروهی که عصبیت قوی داشته باشد → قدرت می‌گیرد.

.وقتی عصبیت ضعیف شود → سقوط می‌کند.

ابن‌خلدون می‌گوید:

«عامل اصلی تشکیل دولت، عصبیت است.»

۲. چرخهٔ دولت‌ها (Rise & Fall of Empires)

ابن‌خلدون معتقد است دولت‌ها مانند انسان‌ها متولد می‌شوند، رشد می‌کنند و می‌میرند:

مرحله ۱: پیروزی

گروه‌های بادیه‌نشین با عصبیت قوی، دولت‌ها را سرنگون می‌کنند.

مرحله 2: قدرت‌گیری

رهبران جدید دولتی قدرتمند می‌سازند.

مرحله 3: رفاه و ثبات

جامعه ثروتمند می‌شود، زندگی راحت، مالیات زیاد، فرهنگ رشد می‌کند.

مرحله 4: تجمل‌گرایی و ضعف

نسل‌های بعدی راحت‌طلب می‌شوند، عصبیت کم می‌شود.

مرحله 5: سقوط

گروهی جدید با عصبیت قوی‌تر می‌آید و دولت را برمی‌اندازد.

این چرخه در طول تاریخ تکرار می‌شود.

۳. بادیه‌نشینان vs. شهرنشینان

ابن‌خلدون می‌گوید جامعه دو نوع است:

●۱. بادیه‌نشینان (صحراگردها، عشایر)

  • زندگی سخت
  • ساده‌زیست
  • قوی، متحد
  • شجاع
  • عصبیت بسیار زیاد

آنها بنیان‌گذاران دولت‌ها هستند.

● ۲.شهرنشینان

  • زندگی راحت
  • وابسته به حکومت
  • هنر، علم، صنعت
  • ولی عصبیت کم
  • تجمل‌دوست
  • قدرت دفاعی پایین

آنها ادامه‌دهندگان تمدن‌اند اما باعث نرم‌سری و سقوط نهایی دولت می‌شوند.

۴) تأثیر اقتصاد و آب‌وهوا بر اخلاق و رفتار

ابن‌خلدون قبل از جامعه‌شناسی مدرن گفت:

. شرایط اقتصادی → رفتار انسان را تعیین می‌کند

.آب‌وهوا → خلق‌وخو و سبک زندگی را تغییر می‌دهد

گرما، سرما، خشکی، رطوبت، فراوانی یا کمبود منابع
همه روی شخصیت و فرهنگ مردم تأثیر می‌گذارند.

این نگاه بعدها در نظریه‌های جامعه‌شناسی محیطی تکرار شد.

۵. جامعه مثل یک موجود زنده است

  • تولد دارد
  • رشد دارد
  • افول دارد
  • مرگ دارد

هر دوره بین ۳ تا ۴ نسل طول می‌کشد (به‌نظر او: ۱۲۰ سال).

افشره ی خطی

ابن‌خلدون می‌گوید نیروی همبستگی اجتماعی (عصبیت) موتور شکل‌گیری دولت‌هاست؛ دولت‌ها مانند موجودات زنده چرخهٔ تولد، رشد و سقوط دارند؛ بادیه‌نشینان با عصبیت قوی دولت‌ها را می‌سازند و شهرنشینان با تجمل‌گرایی آن‌ها را نابود می‌کنند.