فیلسوفانی که ضد زن بودند!
فیلسوفان قدیمی ،به لحاظ جنگ های بزرگ ملل ،زن را ابزاری برای تولید مثل می دانستند و مطیع مرد،اما در دوره ی رمانتیک ژان ژاک روسو ،کمی عجیب می نماید که چنین نظری داشته باشد!
اگر زن از فرزندآوری سر باز می زند ،جنگ های مطول سبب آن نی شد تا نسل بشر به خطر افتد،اما در دوران مدرن که حکومت ها سعی در کنترل جمعیت با دستاویز شدن به ترورهای بیولوژیک،خوراکی،مذهبی،اختلاف اندازی و سردرگمی نسل جوان در تعیینذجنسیت،تشویق به تنوعات جنسی...نیز از همه مهم تر ،دانش پیشرفته ی کنونی پزشکی و حمل مردان در دوران جنینی تا زادن،تداوم این مباحث از سوی ایدئولوژی خاص ،نشان از دشمنی دارد!
اگر مادران در سخت ترین دوران بارداری تا زایش،دردمندترین لحظات را طی می نمایند و پس از آن دوران شیردهی و تعلیم تربیت،چگونه است که زنان که زبان با آن همه پیچیدگی هایش را به کودکان می آموزند،و بعد یکی از مهمترین وجوه ادبیات که داستان باشد را به بچه یاد می دهند،باید تا این حد تحقیر شوند! جامعه ای که مادران خودرا سرکوب کند ،باید شاهد نسلی منفعل و روانپریش در کوچه و خیابان هایش باشد!
اما فیلسوف و ادیب و روانپژوه،هریک در ادواری که می زیستند،نظرات خود را علیه زنان ،با بی پروایی ابراز داشته اند!
چند فیلسوف در تاریخ غرب (و حتی شرق) دیدگاههایی داشتهاند که امروز بهوضوح «زنستیز» تلقی میشوند. تنی چند از آنان عبارتند از :
۱. ارسطو (Aristotle)
ارسطو از مشهورترین فیلسوفانی است که دیدگاهی آشکاراً زنستیز داشته است.
دیدگاهها:
- زن را «مرد ناقص» میدانست.
- میگفت زن بهطور طبیعی «فرمانبردار» و مرد «فرمانروا»ست.
- قدرت عقلانی زنان را کمتر از مردان میدانست.
۲. افلاطون (Plato)
افلاطون نسبت به دورهٔ خود پیشرفتهتر بود و زنان را وارد طبقه نگهبانان میکرد، اما…
در تیمائوس میگوید:
- مردانی که زندگی نادرست داشتهاند در تناسخ بعدی «به صورت زن» بازمیگردند.
این نگاه، زن را مرتبهای پایینتر از مرد میبیند.
۳. شوپنهاور (Arthur Schopenhauer)
او بدون تردید یکی از زنستیزترین فیلسوفان تاریخ است.
دیدگاهها:
- زنان را «کودکصفت» میدانست.
- میگفت: «زن به طبیعت نزدیکتر است و عقل کمتر دارد.»
- معتقد بود زن فقط برای تولید مثل لازم است.
- ازدواج را «خطای بزرگ مردان» میدانست.
۴. نیچه (Friedrich Nietzsche)
نیچه نگاه پیچیدهای دارد؛ نه کاملاً زنستیز و نه زنستایانه.
اما برخی جملاتش کاملاً ضد زناند:
- «به نزد زنان میروی؟ شلاق را فراموش نکن.»
- مرد را موجودی آفریننده و زن را «ابزار تولید» میداند.
با اینحال در تحلیلهای مدرن، میگویند نیچه بیشتر با “تصور فرهنگی از زن” درگیر بود، نه با زنان واقعی.
۵. فروید (Sigmund Freud)
او فیلسوف نیست اما نظریاتش فلسفه را بسیار تحت تأثیر قرار داده.
در نظریههای فروید:
- زن دارای «حسرت آلت مردانه» است.
- زن «اخلاقمدارتر» اما «کمتر منطقی» است.
- رشد روانی زنان را ناقصتر از مردان میدانست.
اینها باعث شده او در مطالعات فمینیستی، «زنستیز» یا حداقل «زنکاهنده» شناخته شود.
۶. کانت (Immanuel Kant)
فیلسوف اخلاق و عقلانیت… اما درباره زنان نه چندان اخلاقی!
- میگفت زنان توانایی تفکر نظری و فلسفی ندارند.
- زن باید «زیبا» باشد نه «عاقل».
- عقل نظری را مردانه میدانست.
۷. روسو (Jean-Jacques Rousseau)
در امیـل میگوید:
- زن باید «تابع مرد» باشد.
- زن عقل نظری ندارد و نقش او «پرورش کودک» و «رضایتبخشی به مرد» است.
- آموزش زنان باید متفاوت و کمتر باشد.
۸. آگوستین قدیس (St. Augustine)
در سنت مسیحی:
- زن را «در مرتبهای پایینتر» میبیند.
- حوّا را دلیل اصلی سقوط انسان میدانست.
۹. توماس آکویناس (Thomas Aquinas)
متاثر از ارسطو:
- زن «مرد ناقص» است.
- زن از نظر عقلانی ضعیفتر و برای فرمانبرداری مناسبتر است.
۱۰. هگل (G. W. F. Hegel)
- میگفت زنان توانایی «تفکر انتزاعی» ندارند.
- زنان مخصوص امور خانوادهاند، مردان برای امور دولت.
جمعبندی
زنستیزترین فیلسوفان از نظر آثار مکتوب و صراحت گفتار:
شوپنهاور ---> کانت --->روسو ---> ارسطو ---> نیچه (در برخی آثار).