ریشه شناسی واژه ی بلوت (ط) یا بلی: نوشته رامین یوسفی



بلوت واژه ای ست کهنسال و درختی ست باستان همسن و اَبر سن تر از آدمیانی ست که برای اولین بار در کوه های زاگروس با آن آشنا شدند و پیش از کاشت دانه از میوه بلوت برای سیر کردن اشکم خود و مواردی دیگر در درمان و رنگ و ساخت مشک Mašk یا خیگ xīg از آن استفاده می نمودند. گلگ و ماست شاید معروف ترین غذای تهیه شده و ترکیب شده با بلوت است که مردم زاگروس از آن تغدیه شده اند!
کالچهKālčh پایین بلی یا بلوت که میوه درآن مراحل رشدش را می گذراند،در گویش مردم هفت لنگ از آتش گندلی : هَلُمHalomیا Helam گفته می شود (درپژوهش های گویش شناسی، کاملن ضروری ست تا گویش مردمی که این واژه را هنوز استفاده می کنند نوشته گردد).
آن کالچه یا کلاهچه یا کلوچه، بعدها خیاطان از شکلش الهام گرفته در پوشاک و معماران درمعماری زاگروس خاصه در شوش و شوشتر،مسجدسلیمان،اندیکا و ایذه ...استفاده نموده اند!
هَلُم که شکل کلاه دارد و در مرکزیت بنای مقدسان و بزرگان است ،طراحی می گردد.
بعد ها با الهام از کاج و سرو(سُول) در همین خطِ سیر تا استان بختیاری و کهگیلویه و بویراحمد، برای نماد معرفتی و به دانایی رسیدن در بناها استفاده می شود.
بلوت نه تنها در ایران و میانرودان از احترام برخورداربوده ،نزد مردم چندین کشوراروپایی از اهمیت بالایی برخوردار است.چنانکه در کتاب جیمز جورج فریزر در این باره می خوانیم:" بدین سان این نگرش که زندگی بالدر بسته به گیاه دارواش ست کاملاً با شیوههای بدوی تفکر هماهنگی دارد. در واقع شاید متناقض به نظر آید که اگر زندگی وی به آن گیاه بسته بود ر عین حال با ضربت همان گیاه کشته میشده است. اما وقتی تصور میرود که زندگی کسی در چیزی جسم یافته و زندگیاش بسته به وجود آن است و نابودی آن موجب نابودی خودش میشود، همچنان که در قصهها میبینیم ن چیز را میتوان به طور مساوی زندگی یا مرگ او دانست و نامید. از این رو اگر مرگ کسی در چیزی نهفته است، کاملاً طبیعی است که با ضربت همان نیز کشته میشود... این تصور که حیات درخت بلوط بسته به گیاه دارواش است، چنانکه گفتهام، احتمالاً حاکی از این ملاحظه است که در زمستان گیاه دارواش که بر تنه ی بلوط میروید همچنان سبز میماند در حالی که خود درخت برگ ندارد. اما جای گیاه، که نه از زمین بلکه از تنه یا از شاخههای درخت میروید، شاید این تصور را تایید میکرد. انسان بدوی شاید فکر میکرد، روح بلوط چون خود او، خواسته است حیاتش را در جای امنی ذخیره کند و به همین منظور به گیاه دارواش روی آورده است که چون جایش نه در زمین و نه در آسمان بود... همچنان که در اسکاندیناو یا ین گیاه انگلی[سماق پرنده] را طلسم شکن جادو میدانند، در آلمان نیز گیاه انگلی دارواش را عموماً ضد جادو میشناسند و در سوئد، چنانکه دیدیم، گیاه دارواش را که در شب عید نیمه ی تابستان چیدهاند در سقف خانه، آخور اسب یا گاو قرار میدهند و معتقدند که نمیگذارد ترول به انسان یا حیوان آسیبی برساند.
این نظر تازهای است که شاخه ی زرین همان گیاه دارواش بود. حقیقت این است که ویرژیل آن را گیاه دارواش نمینامد و فقط با آن مقایسه میکند. اما راز و رمز بخشیدن بر گیاهی ناچیز ممکن است صرفاً بیان شاعرانه و صنعت بدیعی بوده باشد. یا به احتمال زیاد، توصیف او مبتنی بر این خرافه ی شایع بوده است که گیاه دارواش بعضی اوقات نور طلایی فوق طبیعی از خود ساطع میکند. شاعر تعریف میکند که چطور دو کبوتر اینیاس را به دره ی تیره و تاری رهنمون شدند که در اعماق آن شاخه ی زرین میروید که بر درخت تی دیگر جای دارد و نوری طلایی از آن میتراود. همچنان که گیاه دارواش- که مهمان درختی دیگر است- در جنگل در سرمای زمستان برگهای باطراوت و نوراسته دارد و بوتههای زرد رنگش را بر تنه درختان میپیچد، این زرینه ی برگ برگ نیز بر بلوط عظیم سندیان جلوهگر است و در نسیم ملایم برگهای زریناش نجوا میکنند. اینجا ویرژیل دقیقاً شاخه ی زرین را رسته درخت بلوط سندیان وصف و با گیاه دارواش مقایسه میکند. تقریباً از این استنباط گریزی نیست که" شاخه ی زرین" همان گیاه دارواش است که در هالهای از زبان شاعرانه یا خرافات رایج نشان داده شده است(فریزر،۱۳۹۴: ۸۰۱-۸۰۳).
اما ریشه شناسی بلوت؛ پیش از آن باید به واژه ی انگلیسی boltو کاربردها و کارکردهایش دقت نمود:
"bolt :پیچ، متصل کردن، چفت کردن،پیچ کردن، زبانه قفل، گلنگدن، توپ پارچه، از جا جستن، رها کردن، راست، به طور عمودی، مستقیما،ناگهان، مهندسی: چفت، عمران: زبانه، معماری: پیچ، ورزش: فرار یا منحرف شدن اسب از مسیر، رول کوهنوردی، تیر کوتاه، سگی که شکار را از لانه بیرون می کشد، علوم هوایی: پیچ، نظامی: چفت روایک، علوم دریایی: توپ پارچه"(لغت نامه،آموزشگاه مجازی تحلیل گران).
بلوت همان واژه ی بُلت boltبوده و در معنای : چفت و بست،پیچ،متصل ،است که اشاره دارد به کالچه ی پایین میوه که زندگی بلوت به آن متصل و پیچ و مهره ای شده است.
در زمان اکتشاف نفت در مسجدسلیمان ،مهندسان انگلیسی به پیچ و مهره که به هم متصل می شدند و برای محکمی و پیوند مورد استفاده می شده boltمی گفتند. و این اتصال محکم بُلت و بلوتی در ذهنشان نقش بسته بود و بعدها در صنعت، همان کارکرد را به پیچ و مهره نسبت دادند.
بلوت نیز تلفظ لَری بختیاری آن است اما مردم بویراحمد تا لرها و بختیاری های شیراز به آن بلی balī می گویند.
پس بلوت یعنی متصل چون پیچ و مهره های فلزی در صنایع امروزی،و تلفظ بُلت و بلوت بسیار به هم نزدیک هستند با این تفاوت که واکه ی بلند "اوū" در زبان بختیاری کامل تر برجای مانده است.
● نوشته ی : رامین یوسفی
کتابوام:
● فریزر، جیمز جورج ،۱۳۹۴ ،شاخه ی زرین، کاظم فیروزمند ،چاپ هشتم ،تهران،نشر آگاه.