ترانه واژه ای بختیاری

ترانه : آوازهای عاشقانه را ترانه گویند.
وقتی یک خونی گر یا "بنال" خوان،برای سارا زنی (زن میان سال: از نو جانی به جانی برسد و شاراز زن ها شود)عاشقانه ی سوزناک بخواند، قالب و پیکره ی خوانشی "دی بنال--->دی بلال ،با تک بیت ها ی پی درپی که به مرور شکل مثنوی بخود می گیرد ، آذین می گردد.
تُرنا و تُرنه ،تُره:محتوای خوانش دی بنال خوان است و بعدها وصف زیبایی های تنی و مینوی بر آن افزود شده ،مرور زمان دوری و جدایی این خوانش را سوزناک تر می گرداند!
دی بنال خوانی ، ترانه یا ترنه خوانی شامل بخش هایی از زاگرس شمالی ،زاگرس میانی تا جنوبی است.
دوبیتی های بابا طاهر نمونه ای از این پیکره و کالبد است که قافیه در دو بیت و بعدها در (یال ۱ یال ۲ یال۴ : َسرویال یا همان سریال می شوند).
محتوا براثر رخدادهای اجتماعی،مذهبی،کیهانی...دستخوش گوناگونی می گردد.
ترانه هموست که حافظ ،سعدی،صائب،مولوی...در شعر های خود به آن اشاره می کنند.
ترنا مطابق عکس : آویخته های تُر داده شده در راستای نای را گویند.
تره ها هنگامی که باز شوند،دچار چین خوردگی و اِشکن ،اشکن می گردند، به این بیت عارف قزوینی دقت نمایید:
شکنجِ طُرّهٔ زلفت شکن شکن شده است
دلم شکنجه در آن زلف پُر شکن شده است
عارف قزوینی
من آن رندم که گیرم از شهان باج
بپوشم جوشن و بر سر نهم تاج
فرو ناید سر مردان به نامرد
اگر دارم کشند مانند حلاج
باباطاهر
سرویال قافیه: باج ۱/ تاج۲/حلاج ۴
رخداد محتوایی: از عاشقانه به: اجتماعی - صوفیانه
زلف: وقتی موی زن از حالت ترنه ای باز و دراز گرد به ان زلف گویند:
به زیر زلف برق گوشواره
زدی بر خرمن عمرم شراره
بیا فایز که از نو آتش طور
تجلی کرده بر موسی دوباره
فایز دشتستانی
پا زلف: دو پایه ی موی که میان گوش تا نرسیده به گونه را گویند.
در الفبای یونانی ،شانزدهمین حرف "پی" است،حتا در الفبای سیرلیک شبیه دو پای(پی،پی نمودن)است:Π
《...
》: تُره در شعر حافظ:سایت شعر نو،۲-۹-۱۳۹۰: ر.ی
ادامه مطلب در مقاله " اتیمولوژی واژه اَروس"در سیویلیکا .
●رامین یوسفی