پیشکسوتان فرمالیسم
در تاریخ نقد، دو کاربرد برای «فرمالیسم» داریم:
فرمالیسم روسی (OPOYAZ / حلقهٔ مسکو – ۱۹۱۵–۱۹۳۰)
فرمالیسم آنگلوـآمریکایی = نقد نو (New Criticism)
که عملاً صورتِ انگلیسیزبانِ همان تأکید بر «خودبسندگی متن» است
شما از دستهٔ دوم نام بردید، و درست هم هست.
پیشکسوتان فرمالیسم آنگلوـآمریکایی (نقد نو)
۱. جان کرو رنسام (John Crowe Ransom)
▪︎ بنیانگذار فکری نقد نو
▪︎ مقالهٔ معروف: Criticism, Inc. (1937)
ایدهٔ مرکزی:
نقد باید علمی باشد
متن ادبی مستقل از تاریخ و نیت مؤلف بررسی شود
شعر «ابژهٔ زبانی» است
۲. آلن تِیت (Allen Tate)
《شاعر و منتقد 》 پیونددهندهٔ فرم با تنشهای درونی متن
ویژگی نقد او:
توجه به پارادوکس
وحدت ارگانیک
پیچیدگی معنایی
۳. رابرت پن وارن (Robert Penn Warren)
《 شاعر، رماننویس، منتقد 》 همکار نزدیک کلینث بروکس
نکتهٔ مهم:
فرم = حامل اخلاق
شعر میدان تنشهای متضاد است
۴. کلینث بروکس (Cleanth Brooks)
(اگرچه شما نام نبردید، اما حذف او نادرست بود)
The Well Wrought Urn
اصل بنیادین:
شعر بر پایهٔ پارادوکس کار میکند
معنا نتیجهٔ کشمکش عناصر صوری است
۵. ویلیام ویمسَت (Wimsatt)
(همانطور که خودتان اشاره کردید)
خطکش نظری نقد نو
حذف نیت مؤلف و احساس خواننده
تفاوت اینها با فرمالیسم روسی
و این دقیقاً جاییست که بحث شما عمق پیدا میکند:
فرمالیسم روسی
نقد نو
زبان پویاست
متن بسته است
تاریخِ فرم مهم است
تاریخ حذف میشود
آشناییزدایی
وحدت ارگانیک
فرایند
محصول نهایی
جمعبندی نهایی
رنسام، تیت، وارن، بروکس، ویمسَت
= پیشکسوتان فرمالیسم آنگلوـآمریکایی (نقد نو)
این جریان:
فرمالیسم را از سیاست جدا کرد
آن را به «روش دانشگاهی» بدل کرد
و همین کار، بعدها هدف نقد دریدا، باختین و نظریهپردازان خوانش شد.