درختی ست آنجا

 که شبانه  پنهانی

انگشتانش را در ماه فرو می برد

درختی ست که

آسمان را در انگشتهاش می فشارد

و آسمان          تنها

بر انگشتهای اوست که به خواب می رود

آنجا درختی ست

قطره های بنفش شب را

از بلندی های اندام خود فرو می ریزد

گویی دروست که می توان آسمان را این گونه تهی یافت

درختی آنجاست

که در پنجه های خشکیده ش

ماه فرو می رود

و شب با قطره های بنفشه خود فرو می ریزد

آنجا درختی ست

درختی ست آنجا!

.......‌‌‌‌‌......

سوای فرم قوی این شعر ناجی دقت بفرمایید به دو سطر آخِر:

آنجا درختی ست

درختی ست آنجا

با این دو گزاره ساخت مربع کلامی و تصویری ایجاد نموده است که به آن در ادبیات صنعت مربع گویند ؛اگرچه صنعت مربع در ادبیات کلاسیک گسترده است (به جانت نگارا که داری وفا)باز این کار ناجی ستودنی ست : آنجا در "سطر "اول ،فراز "درختی ست"در سطر دوم قرار گرفته است و در سطر اول"درخت ست" فراز "آنجا" ی سطر دوم قرار گرفته است.حالت دوم: روی سطر اول و فضای خالی بین دوسطر و سطر دوم حرف انگلیسی"z"را بکشید،چنین خوانده می شود: درختی ست آنجا

    _________درختی ست آنجا

         /

            /

_________آنجا درختی ست

حرکت ضد را از پایین به بالا بکشید  ،خوانده می شود: 

______

         \

     \

\

_______

پایه ی ضد در پایین و پایه ی ضد در بالا  ،دوسطر چنین خوانده می شوند: درختی ست آنجا،آنجا درختی ست.

اشاره کردیم به حالت بارشی نیز دو سطر قابل توجه است :

آنجا|سطر اول ،درختی ست|سطر دوم و بارش  بر کلمه پایین: 

درختی ست|سطر دوم.

آنجا (سطر اول) بارش و اَبر بودنش بر :"درختی ست "(سطر دوم)

مورد بعدی به لحاظ زیبایی شناسی و تاکید با ضمیر اشاره "آنجا" ست . واژه ی آنجا ابتدا ی سطر اول و انتهای سطر پایانی آمده که ضربدری دو آنجا و دو "درختی ست " را فیروز ناجی آورده است.

ضمیر اشاره ی آنجا ی بکار گرفته شده در این شعر ۵ بار است که سوای تاکید بر جنبه ی موسیقیایی شعر افزوده است .اشاره ی شاعر به آنجا می تواند درخت "چنگ دار= چندار=چنار"باشد که پنجه هایش (برگ)در ماه فرو رفته و خون بنفش شب بر اندام درخت یا راوی که ماه و درخت چنار را در پاییز نظاره می کند ،پاشید است. درخت چنار در شبی مهتابی  ،ماه را چنگ زده و خون شب را از بلندای اندام خود به پایین می چکاند.

شاعر پنجه های درخت یا برگ های بنفش درخت چنار خزان زده را در شبی بارانی توصیف می کند .شب در ادب کلاسیک  پارسی به طیف بنفش معروف است, نظامی در قصیده ی  منطق الطیر ،در تخلص به سید کائنات فرماید: شب عربی وار بود،بسته نقاب بنفش/از چه سبب چون عرب ،نیزه کشید آفتاب؟!

برداشت دیگری نیز می توان داشت که راوی ،با درخت همذاتپنداری می کند و گویی پنجه های خشکیده  خویش را در شب تنهایی،درماه فرو می برد و خون [ت]بر اندام شاعر می پاشد.

وقتی شاعری فرم را بدرستی بشناسد چنین است.اگر در تعریف فرم گوییم: فرم ،عبارت از مجموعه تمهیدات و امکاناتی ست درونی و محتوایی ، از قبیل : تشبیه،استعاره ها،واج آرایی،واژه آرایی،هنجار گریزی ولژگانی_نحوی_آوایی_نوشتاری_معنایی-گویشی-گریزی سبکی و هنجار گریزی زمانی_  و دیگر صناعات ادبی و صور خیال ...تا شکلی(صوری و ذهنی) به شعر ،داستان،نمایشنامه ، فیلم و سایر هنرها دهد، در این شعر "ناجی" با قوام محتوا و عناصر ادبی ،شعری فرم گرا ارایه داده است که سوای هوشنگ چالنگی و بهرام اردبیلی،کار یست که نه احمدرضا احمدی (چند شعر روزنامه ی شیشه ای)، نه بیژن الهی ،تا محمود شجاعی و یدالله رویایی و سایر دوستان حجم گرایشان و نیز دیگری ها  نمی توانند از پس چنین فرم هایی درآیند.

البته فیروز ناجی هم در کتاب " سرخوش از غمی که هر کجا پنهان،۱۳۹۴،انتشارات :رشدیه" سوای چند کار ضعیف فرمگرا ،محتواگرایی می شود رمانتیک با نثری نازل و ژورنالیستی.حتاچند شعر منثور همین مجموعه"سرخوش از غمی ..." اورا از تکنیک های فرم و صور خیال و سایر صناعات ادبی به  فقر ادبی کشانده است.

رشیدالدین وطواط گوید: ردالعجز علی الَصَدر بر ۶ نوع است. در شعر فیروزه ناجی ،نوع اول منظورباشد: لفظی که در اول آمده عینن و بدون تغییر صورت ومعنی در آخِر بیاید.

عصا برگرفتن نه معجزه بُود

همین اژدها کرد باید عصا

در سطر پنجم : آسمان را در انگشتهاش می فشارد

سطر ششم: و آسمان                تنها

میان آسمان و تنهایی شاعر فاصله وجود دارد به لحاظ عینی و القای آن درشعر، تنها را به تاکید و تعمد زیر انگشتهاش نوشته تا دست تنها بودن و تنهایی درخت یا شاعر را محسوس تر بیان کند.

انسانپنداری و ادبیت از جمله ظرایفی ست که با استفاده از چند تکنیک آشنایی زدایی،شاعر توانسته است با موفقیت شعرش را به مولفه های یک شعر فرمالیستی نزدیک سازد.

این شعر فیروز ناجی" هم به لحاظ تصویر ،معنایی و  هم در" تارساخت"و  نیز  در "پود ساخت " از انسجام محکمی برخوردار است و درنهایت تمامی عناصر محتوایی را در اختیار گرفته است تا شعری "فرمگرا" ارایه دهد.همان شیو ه ی سرودنی که در دهه ی چهل به همراه: رویایی،الهی،جالنگی،اردبیلی،شجاعی،احمدی...مانیفست آنرا امضا نمودند(هوشنگ در خارج بود-احمدی هم تافته ی جدا بافته ی موج نو بود)، و آنرا شعر حجم(فرمالیسم ایرانی)نام نهادند.بعدهابیژن الهی و تنی چند از جمله هوشنگ چالنگی،خود را با ۴ جزوه(جُنگ طرفه)در " دیگری"ها ،صف آرایی کردند ،که به لحاظ مختصات سبکی و مفاهیم بنیادین سبکی: گزینش انگیخته از زبان- فرا هنجاری- تکرار و تداوم یک مشخصه- گونه ی کاربردی زبان- سخن متناسب با موقعیت- نمود فردیت...قابل نقد و بررسی ست.رویایی در مصاحبه ای می گوید : "شعر دیگر" دفتر و جزوه های شعری ،شاعران حجم است .

 

یوسفی ،رامین ،حرکت اسب(تاریخ تطور فرم در شعر معاصر ایران)،پایان نامه ،تهران: دانشگاه علوم و تحقیقات.