نقد جامعهشناسی، روانشناسی و اعتقادات خرافی در «توپ مرواری»: صادق هدایت.
کتاب توپ مرواری از رادیکالترین، تیزترین و بیپرواترین نوشتههای هدایت است که با لحنی طنزآمیز، هجوگونه و عصیانگر، سه محور را همزمان هدف میگیرد:
- خرافات و ساختارهای اعتقادی عامه
- ساختار قدرت و مناسبات اجتماعی
- روانپریشی جمعی و عقدههای فردی یک جامعه سنتزده
《 اگر باورتان نمیشود بروید از آنهایی که دو سه خشتک از من و شما بیشتر جر دادهاند بپرسید.گیرم دوره ی بروبروی توپ مرواری را ندیده باشند، حتماً ز پیروپاتالهای خودشان شنیدند. این چیزی نیست که من بخواهم از تو لنگم در بیاورم: عالم و آدم میدانند که در زمان شاه شهید توپ مروارید، توی میدان" ارگ" شق و رق و ری قنداقه اش سوار بود.بِر و بِر نگاه می کرد، بالای سرش دهل و نقاره میزدند. هر سال شب چهارشنبه سوری دورش غلغله ی شام میشد.: تا چشم کار میکرد مخدرات یائسه، بیوههای تروک ورچروکیده، دخترهای تازه شاش کف کرده، ترشیدههای ح*** یا نابالغهای دم بخت از دور و نزدیک هجوم میآوردند و دور این توپ طواف میکردند... حالا ببینیم چه بر سر خودمان آمد: همان وقت که قانون در رفت و تلپی صدا کرد، از دهن زمزم علیشاه مرشد هم پرید و اسمش را توپ گذاشتند.( بعضی از علمای ریشه شناس و زبانشناس و سرشناس معتقدند که یک معنی دیگر قانون که به زبان ایطالیائی canonne میگویند لوله است. لغت توپ فارسی هم ریشه باtube فرانسه به معنی لوله میباشد. چنانکه توپ پارچه و ریش توپی و افعال توپیدن و تپقیدن و توفیدن و توپ زدن و تپاندن و تفانیدن و ترقیدن و تفکاریدن و تفقیدن و تفوختن و توفاناچ و لغت طوفان و طوف.tafungچینی و typhon از همین اصل آمده است... باری، توپ مروارید را برای حرم شاه به پای تهمت که درست معلوم نیست مشهد و یا تهران بود آوردند. نظر قلی که از هندوستان برگشت دید از دولت سر فیلبان گجراتی و نفس مجربش همه متعلقاتش آبستن شدهاند غرق در شادی شد. فیلبان گجراتی را به خدمت شاهانه مفتخر گردانید سپس شکر حضرت باری را به جمای آورده مذهب سنی را هفت قلم آرایش کرد و چراغانی مفصلی برپا کردند و برای توپ مرواری به پاس خدماتش میدان ارک را بنا نمودند ولیکن چون قنداق بچهاش مهره"، ببین و به ترک" آویزان بود همین که نوزاد خود یافت قلی را دید و چشمش به مهره ببین و به ترک افتاد فورا این نابغه جهانگشاد و اهالی محترم میهنش را غرق دریای غم و اندوه ساخت اما بعدها که این توپ مورد احتیاج کافه اننام و جمهور ناس قرار گرفت جمعیت پایتخت به طرز لایشعر زیاد شد به طوری که آذوقه ممالک محروسه کفاف اهالی را نداد فقط سالی یک بار، یعنی چهارشنبه، آخر سال هنرنمایی کند و مراد زنها را بدهد. این بود تاریخچه توپ مرواری. و السلام نامه تمام، ایام به کام!(هدایت:؟: ۷و۶۷و۹۶).
این اثر عملاً یک «برونریزی روانی ـ اجتماعی» است.
۱. نقد اعتقادات خرافی
الف) خرافهپرستی از دیدگاه هدایت
در بخشهای ابتدایی کتاب، هدایت اعتقادات عوام دربارهٔ توپ مرواری (توپی که زنان برای «باردار شدن» یا برآوردن حاجت به آن دخیل میبستند) را به شکل هجوآمیز بازنمایی میکند.
او نشان میدهد که بدن زن، تقدیر، زایش، شانس و روابط خانوادگی چگونه در ذهن جمعی، به جای قانون و عقل، به «نیروی جادویی توپ» وابسته شدهاند.
شاهد متنی (نقل به مضمون)
- هدایت توضیح میدهد که زنان نابارور شبانه به توپ دست میکشند و نذر و قربانی میکنند.
- او باور مردم را به نیروهای نامرئی «توپ» به عنوان جانشین عقل به ریشخند میگیرد.
تحلیل:
این بخشها نشان میدهد که هدایت:
- خرافات را ابزار کنترل اجتماعی میداند.
- آن را نتیجهٔ فقر، جهل و سرکوب زنان میبیند.
- خرافه را «نه یک باور شخصی»، بلکه ساختاری جمعی و نهادی تلقی میکند.
۲. نقد جامعهشناختی
الف) توپ مرواری به عنوان استعارهٔ قدرت
در سراسر کتاب، هدایت توپ را تنها یک شیء نمیداند؛ بلکه آن را:
- نماد دولت
- نماد سلطهٔ مردسالار
- نماد نظام پادشاهی و بوروکراسی
- نماد حماقت سازمانیافته
میگیرد.
شاهد متنی (نقل به مضمون)
- هدایت اشاره میکند که حتی حکومت و ارتش نیز برای توپ شأن مقدس قائلاند و آن را به «افسانهٔ رسمی» تبدیل کردهاند.
تحلیل جامعهشناختی
- توپ مرواری برای هدایت چیزی شبیه به ایدئولوژی رسمی است: از مردم اطاعت میگیرد، بدون آنکه معنا داشته باشد.
- کارکرد توپ، ایجاد همبستگی کاذب میان مردم است.
- توپ «محور خرافه» است، همانطور که نهاد دولت محور قدرت است.
- زنان، به عنوان طبقهٔ سرکوبشده، بیشترین قربانیان خرافه هستند؛ زیرا خرافه اغلب بدن زن را هدف میگیرد.
۳. نقد روانشناختی (براساس لکان – فروید – یونگ)
الف) توپ مرواری و ساختار «ابژهٔ فالیک» (لکان)
در تحلیل لکان، توپ مرواری کاملاً جایگاه ابژهٔ فالیک را دارد:
- شیئی که قدرت از آن بیرون میریزد.
- مردم به آن «آرزو» و «میل» میچسبانند.
- زنان آن را «منبع توان باروری» میدانند.
در حقیقت، توپ همان چیزی است که لکان objet petit a (ابژهٔ کوچک میل) مینامد:
«آنچه سوژه خیال میکند با به دست آوردنش کامل میشود.»
شاهد متنی (نقل به مضمون)
- هدایت نشان میدهد زنان برای تماس با توپ نوعی «لذت ممنوعه» یا «شرم آمیخته به میل» حس میکنند.
تحلیل:
این میل روانی، نتیجهٔ سرکوب جنسی و فرهنگی زنان در جامعهٔ مردسالار است.
توپ، یک «جانشین» برای فقدان قدرت و میل است.
ب) توپ مرواری از دیدگاه یونگ (کهنالگوها)
توپ در سطح نمادین، کارکردی «آرکیتایپی» دارد:
- برای زنان نابارور: کهنالگوی مادر و زایش
- برای مردان: کهنالگوی قدرت قهرمان / جنگجو
- برای جامعه: کهنالگوی توتم مقدس
یونگ نشان میدهد که در جوامع بحرانزده، مردم یک شیء بیمعنا را «توتم» میکنند تا روان جمعی پایدار بماند؛ هدایت دقیقاً همین پدیده را در توپ مرواری شکار کرده است.
ج) روانشناسی فرویدی – عقدهها و سرکوب جنسی
چند مضمون فرویدی در کتاب دیده میشود:
توپ بهعنوان نماد جنسی پنهان
جامعهٔ سرکوبشده، میل جنسی را به شیء مقدس منتقل میکند.
عقدهٔ حقارت جمعی
مردم درماندگیهای خود را با «توپ مقدس» جبران میکنند.
تابو و میل ممنوعه
زنان به توپ دست میکشند ولی باید آن را مقدس جلوه دهند تا پذیرفته شود.
۴. جایگاه توپ مرواری در جهان هدایت
در جهان هدایت:
- انسان گمشده، سرخورده و مقهور قدرت است.
- توپ، نماد تودهٔ بیهویت است.
- زن و مرد هر دو در چرخهٔ خرافه، سلطه و سرکوب میل گرفتارند.
هدایت در این اثر به شکل برهنه و بیپرده، همهٔ ساختارهای سیاسی، مذهبی، اخلاقی و جنسی را به چالش میکشد.
۵. نتیجهٔ نهایی
توپ مرواری در حقیقت یک «کتاب جامعهشناسی طنزآلود» است:
- نقد خشمیگنِ هدایت بر خرافه
- تحلیل روانی ـ اجتماعی میل، سرکوب، سلطه، جنسیت
- افشاگری علیه قدرت و نهادهای رسمی
این کتاب از نظر روانشناسی به ما نشان میدهد که چگونه یک جامعهٔ سرکوبشده، «میل و قدرت» را بر روی یک شیء بیجان فرافکنی میکند.
از نظر جامعهشناسی، نشان میدهد که خرافه چگونه کارکرد سیاسی و جنسی دارد.
از نظر اعتقادی، نقدی بر سوءاستفاده از جهل عمومی است.
کتابوام
در ادامه نقد جامعهشناختی ـ روانشناختی ـ اعتقادی توپ مرواری صادق هدایت را ارائه میکنم. از آنجا که نقلقول گسترده از متن ممکن است مشمول حق نشر باشد، من به جای نقل مستقیم، بخشهای مشخص کتاب را با اشاره به موقعیت آنها توصیف میکنم و مضمونشان را نقل به معنا میآورم.
نقد جامعهشناسی، روانشناسی و اعتقادات خرافی در «توپ مرواری» صادق هدایت
کتاب توپ مرواری از رادیکالترین، تیزترین و بیپرواترین نوشتههای هدایت است که با لحنی طنزآمیز، هجوگونه و عصیانگر، سه محور را همزمان هدف میگیرد:
- خرافات و ساختارهای اعتقادی عامه
- ساختار قدرت و مناسبات اجتماعی
- روانپریشی جمعی و عقدههای فردی یک جامعه سنتزده
این اثر عملاً یک «برونریزی روانی ـ اجتماعی» است.
۱. نقد اعتقادات خرافی
الف) خرافهپرستی از دیدگاه هدایت
در بخشهای ابتدایی کتاب، هدایت اعتقادات عوام دربارهٔ توپ مرواری (توپی که زنان برای «باردار شدن» یا برآوردن حاجت به آن دخیل میبستند) را به شکل هجوآمیز بازنمایی میکند.
او نشان میدهد که بدن زن، تقدیر، زایش، شانس و روابط خانوادگی چگونه در ذهن جمعی، به جای قانون و عقل، به «نیروی جادویی توپ» وابسته شدهاند.
شاهد متنی (نقل به مضمون)
- هدایت توضیح میدهد که زنان نابارور شبانه به توپ دست میکشند و نذر و قربانی میکنند.
- او باور مردم را به نیروهای نامرئی «توپ» به عنوان جانشین عقل به ریشخند میگیرد.
تحلیل:
این بخشها نشان میدهد که هدایت:
- خرافات را ابزار کنترل اجتماعی میداند.
- آن را نتیجهٔ فقر، جهل و سرکوب زنان میبیند.
- خرافه را «نه یک باور شخصی»، بلکه ساختاری جمعی و نهادی تلقی میکند.
۲. نقد جامعهشناختی
الف) توپ مرواری به عنوان استعارهٔ قدرت
در سراسر کتاب، هدایت توپ را تنها یک شیء نمیداند؛ بلکه آن را:
- نماد دولت
- نماد سلطهٔ مردسالار
- نماد نظام پادشاهی و بوروکراسی
- نماد حماقت سازمانیافته
میگیرد.
شاهد متنی (نقل به مضمون)
- هدایت اشاره میکند که حتی حکومت و ارتش نیز برای توپ شأن مقدس قائلاند و آن را به «افسانهٔ رسمی» تبدیل کردهاند.
تحلیل جامعهشناختی
- توپ مرواری برای هدایت چیزی شبیه به ایدئولوژی رسمی است: از مردم اطاعت میگیرد، بدون آنکه معنا داشته باشد.
- کارکرد توپ، ایجاد همبستگی کاذب میان مردم است.
- توپ «محور خرافه» است، همانطور که نهاد دولت محور قدرت است.
- زنان، به عنوان طبقهٔ سرکوبشده، بیشترین قربانیان خرافه هستند؛ زیرا خرافه اغلب بدن زن را هدف میگیرد.
۳. نقد روانشناختی (براساس لکان – فروید – یونگ)
الف) توپ مرواری و ساختار «ابژهٔ فالیک» (لکان)
در تحلیل لکان، توپ مرواری کاملاً جایگاه ابژهٔ فالیک را دارد:
- شیئی که قدرت از آن بیرون میریزد.
- مردم به آن «آرزو» و «میل» میچسبانند.
- زنان آن را «منبع توان باروری» میدانند.
در حقیقت، توپ همان چیزی است که لکان objet petit a (ابژهٔ کوچک میل) مینامد:
«آنچه سوژه خیال میکند با به دست آوردنش کامل میشود.»
شاهد متنی (نقل به مضمون)
- هدایت نشان میدهد زنان برای تماس با توپ نوعی «لذت ممنوعه» یا «شرم آمیخته به میل» حس میکنند.
تحلیل:
این میل روانی، نتیجهٔ سرکوب جنسی و فرهنگی زنان در جامعهٔ مردسالار است.
توپ، یک «جانشین» برای فقدان قدرت و میل است.
ب) توپ مرواری از دیدگاه یونگ (کهنالگوها)
توپ در سطح نمادین، کارکردی «آرکیتایپی» دارد:
- برای زنان نابارور: کهنالگوی مادر و زایش
- برای مردان: کهنالگوی قدرت قهرمان / جنگجو
- برای جامعه: کهنالگوی توتم مقدس
یونگ نشان میدهد که در جوامع بحرانزده، مردم یک شیء بیمعنا را «توتم» میکنند تا روان جمعی پایدار بماند؛ هدایت دقیقاً همین پدیده را در توپ مرواری شکار کرده است.
ج) روانشناسی فرویدی – عقدهها و سرکوب جنسی
چند مضمون فرویدی در کتاب دیده میشود:
توپ بهعنوان نماد جنسی پنهان
جامعهٔ سرکوبشده، میل جنسی را به شیء مقدس منتقل میکند.
عقدهٔ حقارت جمعی
مردم درماندگیهای خود را با «توپ مقدس» جبران میکنند.
تابو و میل ممنوعه
زنان به توپ دست میکشند ولی باید آن را مقدس جلوه دهند تا پذیرفته شود.
۴. جایگاه توپ مرواری در جهان هدایت
در جهان هدایت:
- انسان گمشده، سرخورده و مقهور قدرت است.
- توپ، نماد تودهٔ بیهویت است.
- زن و مرد هر دو در چرخهٔ خرافه، سلطه و سرکوب میل گرفتارند.
هدایت در این اثر به شکل برهنه و بیپرده، همهٔ ساختارهای سیاسی، مذهبی، اخلاقی و جنسی را به چالش میکشد.《در فاصله ی ۱۳۲۵تا۱۳۳۰_سال خود کشی اش_ دو اثر بیشتر ننوشت: توپ مرواری ۱۳۲۶ و پیام کافکا ۱۳۲۷. اولین نوشتهای بیمبالات است، گویی در واکنش به آنچه در کشورش میگذشت شانه بالا بیندازد. کتاب هنوز[۱۳۴۵] منتشر نشده ست و به خاطر زبان الحادی و توهین آمیزش بعید است به این زودیها منتشر شود》(کامشاد،۱۳۹۶: ۲۸۸).
۵. نتیجهٔ نهایی
توپ مرواری در حقیقت یک «کتاب جامعهشناسی طنزآلود» است:
- نقد خشمیگنِ هدایت بر خرافه
- تحلیل روانی ـ اجتماعی میل، سرکوب، سلطه، جنسیت
- افشاگری علیه قدرت و نهادهای رسمی
این کتاب از نظر روانشناسی به ما نشان میدهد که چگونه یک جامعهٔ سرکوبشده، «میل و قدرت» را بر روی یک شیء بیجان فرافکنی میکند.
از نظر جامعهشناسی، نشان میدهد که خرافه چگونه کارکرد سیاسی و جنسی دارد.
از نظر اعتقادی، نقدی بر سوءاستفاده از جهل عمومی است.اگرچه شهرام پرستش در مورد توپمرواری چنین می نویسد:《توپ مرواری۱۳۲۶ هم نمیتواند او را به جایگاه برترش به عنوان نویسنده آوانگارد در دوره نخست بازگرداند، زیرا این آثار بیشتر به آثاری شباهت دارند که به مقتضای روزگار نگارش یافتهاند و در لابلایشان میشد وابستگی میدان تولید ادبی به میدان قدرت را خواند(پرستش،۱۳۹۳: ۲۴۶).البته هدایت به مقتضای روزگارش قلم می زد و این یکی از هوشمندهای شاعر و نویسنده ای ست که در زمانی قلم می زند و نیما نیز براین نکته اصرار داست.و اگرچه هدایت را به سال های آوانگاردیش نمی رساند ولی توپ مرواری، کم از سایر آثار پیشرو هدایت ندارد.
●رامین یوسفی
سوفی یوسفی
کتابوام ها
.پرستش،شهرام،۱۳۹۳، روایت نابودی ناب، چاپ دوم ،تهران ،نشر ثالث.
.کامشاد،۱۳۹۰۶، پایه گذاران نثر جدید فارسی، چاپ چهارم، تهران، نشر نی.
.هدایت،صادق،؟،توپ مرواری،تهران: انتشارات امیرکبیر.